سلام این مساله غیر قابل انکار است که زندگی مشترک نیاز به همدلی و گذشت دارد باید هردو بیشتر انعطاف نشان بدهید و به خاطر علاقه ای که بهم دارید از اشتباهات چشم پوشی کنید با خود فکر کنید علت این همه عصبانیت چیست ؟آیا زندگی زیبای شما ارزش برهم زدن با یک عصبانیت را دارد؟ یا در صورت امکان به یم مشاور قبل از ازدواج به صورت حضوری مراجعه کنید تا تست های قبل ازدواج از شما بعمل بیاید
با سلام. میثم گرامی
یکی از مهارتهای ده گانه ای که سازمان بهداشت جهانی معرفی کرده مهارت کنترل خشم می باشد. امروزه راهکارهای فراوانی برای جلوگیری از بروز عصبانیتهای کنترل نشده وجود دارد. در همین سایت هم دوست مشاورمان برخی از راهکارها را گفته اند که با جستجو می توانید مطلب مربوطه را بیابید و استفاده نمایید. سعی کنید در روابط تان کمی عقلانی تر و منطقی تر با هم برخورد نمایید هرچند احساسات هم باید سر جای خود باشد.
موفق باشید
سلام دختری 26 ساله هستم.خواستگاران متعدد داشتم ولی در هر موردی به یک جایی می رسیدم که میدیدم،اون یکه میگه نیست.الان در حال آشنایی با آقایی هستم که 18 سال ازمن بزرگترهست.احتیاج به راهنمایی دارم.این شخص از بچگی آمریکابزرگ شده وچندساله به ایران اومده وساکن شده.وقتی جایی را که من مثلا چیشنهاد میدم بریم دفعه اول میگه من رفتم غذاش خوب نبودوبعد که ازش می پرسی جه غذاهایی داره جواب نمی ده وبعد روز دیگری مه نا با هم بیرون میریم خودش سربحث روباز می کنه که من نرفتم اون رستوران ولی دویتام رفتن غذاهاش جالب نیست.درصورتی که من دوست رفتم غذاهاش خوب بوده.یا اینکه به من گقتن سینما برویم شما بکید؛من گفتم سینما فردوس ایشون باز یک ایرادی گرفت وجایی که خودش دوست داشت رفت.
یا درمورد هر خریدی نظر من رو نمی پرسن مثلا ایشون می خواستن واسه من غذاسفارش بدن اصلا محلت نمیده م انتخاب کنم.خودش میگه اینجا این غذاها خوبن.
یا وفتی صحبت بجه میشه ایشون تمایلی نشون نمیده.یک بارازش سوال کردم در مورد چیزهایی که دوست داره صحبت کنه ولی هیچ چیزی نگفت.مرکز خرید میریم از چند طبقه 2 طبقه رو میریم میگه دیگه خسته شدم بریم.خیلی می ترسم نکنه مریض باشه یا قبلا خارج ازدواج کرده باشه یا صادق نباشه.من هنوز در مرحله آشناییم ولی پاهی سر مسائل بی خود منو اذیت می کنن با صحبتاشون.
احساس می کنم می خواد بگه من از تو بهترم.
این رو هم می دونم که دختربعدازیک سنی به بعدخواستگارنداره ومن نمی خوام تنها بمونم.اختلاف سنی ما 18 ساله و من فکر می کنم بیشتر این اختلاف عثیده ها به خاطر همین مسئله است.ممنون میشم من رو راهنمایی کنید.
مشاوره خانواده آنلاین : اول از همه باید بگم چنین تفکر مسخره ای رو خودمون در ایران برای خودمون دراوردیم رو فراموش کنید ... اینکه دختر از سنی که بگذره دیگه خواستگار نداره ... خب نداشته باشه تا اینکه ازدواج اشتباهی بکنه و فرزندانی رو در این بین دستخوش ناراحتی و مشکلات روحی کنه ... ولی در مورد بحث شما باید چنین رفتاری رو داشته باشه چون ایشون سنش از شما بیشتر و در واقع حکم پدر رو برای شما دارن به همین خاطر تمام رفتارهاش تابع چنین مشخصه هایی هست ... در ضمن ایشون 18 سال از شما بزرگتره و وقتی شما به سنی برسید که نیازهای جنسی شما باید براورده بشه ایشون داره دوره افول این حس رو طی میکنه ... و این خودش مشکل بزرگیه که چنین اختلاف سنینی به وجود میاره ...
در ضمن ایشون در خارج بوده و شما جز به دیدن رفتار خودش و خانواده اش نمیتونید به موارد دیگه ای دست پیدا کنید ولی میتونید در این مورد به مشاوره مراجعه کنید تا با بررسی شرایط این ازدواج به شما کمک کنن درست تصمیم گیری کنید
نمایش نظرها (4)
سلام این مساله غیر قابل انکار است که زندگی مشترک نیاز به همدلی و گذشت دارد باید هردو بیشتر انعطاف نشان بدهید و به خاطر علاقه ای که بهم دارید از اشتباهات چشم پوشی کنید با خود فکر کنید علت این همه عصبانیت چیست ؟آیا زندگی زیبای شما ارزش برهم زدن با یک عصبانیت را دارد؟ یا در صورت امکان به یم مشاور قبل از ازدواج به صورت حضوری مراجعه کنید تا تست های قبل ازدواج از شما بعمل بیاید
با سلام. میثم گرامی
یکی از مهارتهای ده گانه ای که سازمان بهداشت جهانی معرفی کرده مهارت کنترل خشم می باشد. امروزه راهکارهای فراوانی برای جلوگیری از بروز عصبانیتهای کنترل نشده وجود دارد. در همین سایت هم دوست مشاورمان برخی از راهکارها را گفته اند که با جستجو می توانید مطلب مربوطه را بیابید و استفاده نمایید. سعی کنید در روابط تان کمی عقلانی تر و منطقی تر با هم برخورد نمایید هرچند احساسات هم باید سر جای خود باشد.
موفق باشید
سلام دختری 26 ساله هستم.خواستگاران متعدد داشتم ولی در هر موردی به یک جایی می رسیدم که میدیدم،اون یکه میگه نیست.الان در حال آشنایی با آقایی هستم که 18 سال ازمن بزرگترهست.احتیاج به راهنمایی دارم.این شخص از بچگی آمریکابزرگ شده وچندساله به ایران اومده وساکن شده.وقتی جایی را که من مثلا چیشنهاد میدم بریم دفعه اول میگه من رفتم غذاش خوب نبودوبعد که ازش می پرسی جه غذاهایی داره جواب نمی ده وبعد روز دیگری مه نا با هم بیرون میریم خودش سربحث روباز می کنه که من نرفتم اون رستوران ولی دویتام رفتن غذاهاش جالب نیست.درصورتی که من دوست رفتم غذاهاش خوب بوده.یا اینکه به من گقتن سینما برویم شما بکید؛من گفتم سینما فردوس ایشون باز یک ایرادی گرفت وجایی که خودش دوست داشت رفت.
یا درمورد هر خریدی نظر من رو نمی پرسن مثلا ایشون می خواستن واسه من غذاسفارش بدن اصلا محلت نمیده م انتخاب کنم.خودش میگه اینجا این غذاها خوبن.
یا وفتی صحبت بجه میشه ایشون تمایلی نشون نمیده.یک بارازش سوال کردم در مورد چیزهایی که دوست داره صحبت کنه ولی هیچ چیزی نگفت.مرکز خرید میریم از چند طبقه 2 طبقه رو میریم میگه دیگه خسته شدم بریم.خیلی می ترسم نکنه مریض باشه یا قبلا خارج ازدواج کرده باشه یا صادق نباشه.من هنوز در مرحله آشناییم ولی پاهی سر مسائل بی خود منو اذیت می کنن با صحبتاشون.
احساس می کنم می خواد بگه من از تو بهترم.
این رو هم می دونم که دختربعدازیک سنی به بعدخواستگارنداره ومن نمی خوام تنها بمونم.اختلاف سنی ما 18 ساله و من فکر می کنم بیشتر این اختلاف عثیده ها به خاطر همین مسئله است.ممنون میشم من رو راهنمایی کنید.
مشاوره خانواده آنلاین : اول از همه باید بگم چنین تفکر مسخره ای رو خودمون در ایران برای خودمون دراوردیم رو فراموش کنید ... اینکه دختر از سنی که بگذره دیگه خواستگار نداره ... خب نداشته باشه تا اینکه ازدواج اشتباهی بکنه و فرزندانی رو در این بین دستخوش ناراحتی و مشکلات روحی کنه ... ولی در مورد بحث شما باید چنین رفتاری رو داشته باشه چون ایشون سنش از شما بیشتر و در واقع حکم پدر رو برای شما دارن به همین خاطر تمام رفتارهاش تابع چنین مشخصه هایی هست ... در ضمن ایشون 18 سال از شما بزرگتره و وقتی شما به سنی برسید که نیازهای جنسی شما باید براورده بشه ایشون داره دوره افول این حس رو طی میکنه ... و این خودش مشکل بزرگیه که چنین اختلاف سنینی به وجود میاره ...
در ضمن ایشون در خارج بوده و شما جز به دیدن رفتار خودش و خانواده اش نمیتونید به موارد دیگه ای دست پیدا کنید ولی میتونید در این مورد به مشاوره مراجعه کنید تا با بررسی شرایط این ازدواج به شما کمک کنن درست تصمیم گیری کنید