با سلام. دختری هستم 28 ساله و خواستگاردارم 34 ساله که تحصیلات بالایی دارند که به صورت سنتی به خواستگاری اومده و قبل از اون هیچ شناختی نسبت به همدیگه نداشتیم. بعد از جلسه اول خواستگاری 5 جلسه بیرون از منزل با هم صحبت کردیم. ایشون اهل صحبت کردن تلفنی و فضای مجازی بصورت چتی به هیچ وجه نیستند و صرفا اشنایی رو تو جلسات حضوری میبینن. بعد از چند جلسه قرار بیرون گذاشتن تنها پارک رو برای قرار انتخاب میکنند با اینکه بهشون چندین بار گفتم که شناخت کامل در مکان و موقعیت های مختلف دید بهتری بهمون میده و من و خانوادم از این لحاظ مشکلی نداریم ولی پیشنهاد جای دیگه رو نمیدن، و جلسات ما که حدود 3 ساعت هر سری طول میکشه چیز خوردنی و نوشیدنی تا به حال نگرفتن و یکبار که سرفه شدید داشتم و دیدم که حرکتی نمیکنند خودم بلند شدم که اب بخرم که اون موقع رفتن اب گرفتن، وقتی هم که قرار گذاشتیم برای بار اول تعارف نکردن که بیان دنبالم یا اینکه بپرسن من چطوری میتونم سر قرار برسم. حتی بعد از یک قرار که تو پارک گذاشته و شب شده بودیم بعد از اتمام جلسه خداحافظی کردند که ماشینشون جای دیگه ای پارک شده و از مسیر دیگه ای رفتند و من کل اون پارک رو از مسیر دیگه ای برگشتم. ایشون ادم متعصب و مذهبی هستند و این عملکردشون خیلی منو ناراحت کرد که در جلسه بعدی به ایشون گفتم و گفتند که متوجه نشدند و عذرخواهی کردند. چندین بار هم در مورد این مسایل به صورت غیر مستقیم بهشون گفتم. ایشون در حرف هاشون اصلا ادم خشکی نیستند ولی این رفتارها باعث شده که من به شک برسم. چون من ادم احساساتی و برون گرایی هستم و توجه برای من اهمیت زیادی داره وبارها از نیازهام به ایشون گفتم. ایشون زیاد دوست نزدیک ندارن و بیشتر وقتشون رو با خانوادشون میگذرونن، نظر خانواده من اینه که زیادی روی موارد ریز وسواس به خرج میدم، نگرانی من از اینه که این مجموعه رفتار از ندونستنه یا هوش عاطفی ایشون با من فرق داره؟ چون احساسات و هوش عاطفی برای من الویت بالایی داره، به نظر شما این موارد میتونه نشون دهنده عدم برقراری ارتباط و عدم توجه به جنس زن باشه؟ و ایا این طرز تفکر وسواس گونست؟
خیلی خیلی از لطفتون ممنون