سلام؛ من با نامزدم 4ساله كه رابطمونو شروع كرديم؛ اوايل خونوادم در جريان نبودن و بعد كه فهميدن مخالف بودن؛ آخه نامزدم غرب ايرانه و من شرق ايران؛ الان هم همه ي ترسم از راهه دوره؛چيكار كنم?
دوست عزیز این خواست شما بوده و باید به قول و قرارتون پایبند باشید ... یکی از دخالت های خانواده هم برای همین موضوع بوده چون وقتی فاصله زیاد باشه معاشرت کم شده و شناخت از همدیگر هم به طبع کاهش پیدا مکینه و تا شناخت نباشه اعتمادی اتفاق نخواهد افتاد بهتره برای اینکه بدونید در انتخابتون راه درست رو طی کردید با مشاوره ازدواج در این خصوص مشورت کنید تا بتونید با استفاده از راهکارهاش بهتر همدیگرو بشناسید
در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
021-22354282
سلام من از خودم و اطرافیانم دارم کم کم متنفر میشم آخه دیگه هیچ چیز طبق میل من پیش نمیره
سلام من ب جایی رسیده دیگ ب هیچکس اعتمادندارم چون همیشه احساس میکنم فقط بازیچه قرارگرفتم میش کمکم کنید
اول باید دید چطور به این طرز فکر رسیدید ؟
خیلی از افراد با فرافکنی شخصیتی سعی میکنن که کوتاهی خودشون رو به دیگران نسبت بدن و اونارو مقصر بدونن ... اگر هم شکست عاطفی خورده باشند سعی میکنن مثل یک دشمن با طرف مقابلشون برخورد کن که این شامل تمام افراد با جنس مخالف خواهد بود
در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
021-22354282
021-88422495
021-88472864
سلام.خسته نباشید.
من حدود 3هفته پیش خواستگاری داشتم و چند جلسه هم باهم صحبت کردیم و از همه ی لحاظ باهم تفاهم داشتیم اما من چون در گذشته خودارضایی میکردم و دخول جسم هم داشتم فکر میکردم که پرده بکارتم را از دست دادم و بخاطر همین این مسئله را با خواستگارم درمیان گذاشتم بعد چند روز یک جلسه برای این موضوع صحبت کردیم اما خواستگارم جواب منفی داد و بعد چند روز به اصرار دوستم پیش متخصص رفتم و گفت که هنوز دخترم و میتوانم برگه ی سلامت بگیرم.
میخواستم ازتون راهنمایی بخواهم که چطور این مسئله را با خواستگارم که رابطمون تموم شده درمیان بگذارم..؟ :-(
خب من واقعیت رو به شما میگم ... شما میتونید در این مورد با ایشون صحبت کنید و از طرف پزشک اطمینان هم بهش بدید ولی اینکار یک کار بیهوده خواهد بود چون اون اعتمادی که باید باشه از بین رفته و اگر ایشون رو هم مجبور به ازدواج کنید همیشه با دیده شک و تردید به شما نگاه خواهد کرد ... چون اطلاعات افراد در این موارد بسیار کمه و به همین خاطر نمیتونن چنین مسایلی رو برای خودشون هضم کنن ... نظر من اینه که ایشون رو واقعا" از دست دادید ... و بهترین راه اینه صبر کنید شاید معجزه ای بشه و برگرده ولی دیگه اون فرد روز اول برای شما نخواهد بود
نمایش نظرها (8)
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
میتونید با این شماره مشاوره تلفنی انجام بدید
سلام؛ من با نامزدم 4ساله كه رابطمونو شروع كرديم؛ اوايل خونوادم در جريان نبودن و بعد كه فهميدن مخالف بودن؛ آخه نامزدم غرب ايرانه و من شرق ايران؛ الان هم همه ي ترسم از راهه دوره؛چيكار كنم?
دوست عزیز این خواست شما بوده و باید به قول و قرارتون پایبند باشید ... یکی از دخالت های خانواده هم برای همین موضوع بوده چون وقتی فاصله زیاد باشه معاشرت کم شده و شناخت از همدیگر هم به طبع کاهش پیدا مکینه و تا شناخت نباشه اعتمادی اتفاق نخواهد افتاد بهتره برای اینکه بدونید در انتخابتون راه درست رو طی کردید با مشاوره ازدواج در این خصوص مشورت کنید تا بتونید با استفاده از راهکارهاش بهتر همدیگرو بشناسید
در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
021-22354282
سلام من از خودم و اطرافیانم دارم کم کم متنفر میشم آخه دیگه هیچ چیز طبق میل من پیش نمیره
سلام من ب جایی رسیده دیگ ب هیچکس اعتمادندارم چون همیشه احساس میکنم فقط بازیچه قرارگرفتم میش کمکم کنید
اول باید دید چطور به این طرز فکر رسیدید ؟
خیلی از افراد با فرافکنی شخصیتی سعی میکنن که کوتاهی خودشون رو به دیگران نسبت بدن و اونارو مقصر بدونن ... اگر هم شکست عاطفی خورده باشند سعی میکنن مثل یک دشمن با طرف مقابلشون برخورد کن که این شامل تمام افراد با جنس مخالف خواهد بود
در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
021-22354282
021-88422495
021-88472864
سلام.خسته نباشید.
من حدود 3هفته پیش خواستگاری داشتم و چند جلسه هم باهم صحبت کردیم و از همه ی لحاظ باهم تفاهم داشتیم اما من چون در گذشته خودارضایی میکردم و دخول جسم هم داشتم فکر میکردم که پرده بکارتم را از دست دادم و بخاطر همین این مسئله را با خواستگارم درمیان گذاشتم بعد چند روز یک جلسه برای این موضوع صحبت کردیم اما خواستگارم جواب منفی داد و بعد چند روز به اصرار دوستم پیش متخصص رفتم و گفت که هنوز دخترم و میتوانم برگه ی سلامت بگیرم.
میخواستم ازتون راهنمایی بخواهم که چطور این مسئله را با خواستگارم که رابطمون تموم شده درمیان بگذارم..؟ :-(
خب من واقعیت رو به شما میگم ... شما میتونید در این مورد با ایشون صحبت کنید و از طرف پزشک اطمینان هم بهش بدید ولی اینکار یک کار بیهوده خواهد بود چون اون اعتمادی که باید باشه از بین رفته و اگر ایشون رو هم مجبور به ازدواج کنید همیشه با دیده شک و تردید به شما نگاه خواهد کرد ... چون اطلاعات افراد در این موارد بسیار کمه و به همین خاطر نمیتونن چنین مسایلی رو برای خودشون هضم کنن ... نظر من اینه که ایشون رو واقعا" از دست دادید ... و بهترین راه اینه صبر کنید شاید معجزه ای بشه و برگرده ولی دیگه اون فرد روز اول برای شما نخواهد بود