مشاوره پیش از ازدواج
سلام یکی از دوستانم با دختری اشنا شد و در جلسه اول دیدارشون از من خواست که همراهش باشم دخترمقابل هم از یکی از دوستانش خواست که همراهش باشه و همین دیدن ها به جلسه چهارم و پنجم رسید که من درخواست خواستگاری مطرح کردم به آن دختر ( دختری که همراه دوست دختر دوستم آمده بود)بهش گفتم که پس از پایان فارغ التحصیلی خواستگاری میام و در این بین برای اینکه خاطر اسوده ای داشته باشه با خانواده ها مطرح میکنیم مادر من و مادر خودش در جریان کامل قرار گرفتندبطوری که مادر ایشون بسیار اعتماد به من داشتندمن ادم نسبتا مذهبی هستم و خیلی روی مسئله حجاب حساسم بهش گفتم زمانی که با خودمی هرطور دوست داری باش اما تنها و بیرون که هستی نه! توی این بین دوست من و دوست دخترش که بخاطر مقاصد شخصی سبب اشنایی ما شده بودند شروع به سم پاشی بر علیه من کردند اما من با اینکه توسط دوست دخترم تمام ماجرا ها را متوجه میشدم هیچ موقع به ان ها حرفی نمیزدم تا اینکه یک روز اون دختر به من با سردی میگفت جدا بشیم و از این صحبت ها تا اینکه بیرون رفتیم و پسری جلوی منو گرفت و دعوا شد و مشخص شد اون پسر دوست پسر قبلیش بوده این درصورتیه که اون دختر به من گفت فقط یه پسر را مدتی بصورت مجازی باهاش صحبت کرده و یک بار بیرون رفته ولی پسر میگفت 6 ساله که با دختر دوسته دعوامون شد و کار به بازداشتگاه رسید توی بازداشتگاه که بودم دختر خیلی تماس میگرفت و پیگیر کارم بود بیرون که اومدم دختر بهم یه اس ام اس داد که پر بود از شرمندگی و اینها ولی من یک کلام دعواش نکردم و گفتم برگرد دوباره رابطمونو میسازیم توی این گیر و دار همچنان دوست من و دوست دخترش به سمپاشی مشغول بودندهرچی هم میگفتم که ول کن حرفای اونا را و اصلا باهاشون نریم اما نمیشد چون فامیل بودند دختر ها با هم به هرحال تابستان شد و دخترها رفتن کیش به همراه خانواده هاشون یک شب دوستم زنگ زد گفت که دوست دخترت توی کیش با دوتا پسر دوست شده و من اینا را دیدم و دوست دخترشم تایید کرد من بازم هیچی نگفتم و مساله را با خانواده دختر مطرح کردم که متوجه شدیم مسئله از اساس دروغ گویی بوده توی این گیر و دار گوشی دختر دستم رسید که عکس یک پسر سیو کرده بود از توی واتس اپ اسم سیو کردنش هم نوشته بودم خوشگلم ، خیلی ناراحت و دعوامون شد ازش خواستم توضیح بده بهم گفت که اینو دوستشون توی کیش شماره یکیو گرفته که میخواسته با گوشی ایشون امتحانش کنه و این حرفا با مادرش در این ارتباط من صحبت کردم و مادرش صحبت هایی کرد که قانع شدم اما چند روز بود دختر همیشه بهم میگفت میترسم و این حرفا دوستم نداری و تو توی ذهنت داستان هاست و اینا، تا یک شب هم گفت دوستام میگن که تو الکی برنگشتی با من ادامه دادی و قراره کاری بکنی ولی من باور نمیکنم حرفای دوستامو منم چیزی نگفتم وچند روز بعد با پرخاش بازم بهم گفت که دوستام اینطور میگن من با مادرش تماس گرفتم و گفتم یه مدت جدا بشیم بهتره گفتم جدا بشیم چند روزی یا چند ماهی که اون فکر کنه یکم اروم بشه و منم یکم خودمو بسازم از لحاظ ذهنی دختر خیلی گریه و التماس و اینا ولی من گوش ندادم و جدایی کوتاه مدت را انتخاب کردم ده روز بعد کمی حالم خوب شد پیام دادم که برگردیم اما دیگه دختر حاضر نبود توی این ده روز هم بخاطر اینکه لج منو در بیاره 10 تا پسر را فالو کرد در اینستاگرام که سه چهارتاشون فامیل بودند و بقیه غریبه بهشم میگفتم میگفت به توچه و دلم میخواد و اینا باز با مادرش صحبت کردم مادر خودمم باهاشون صحبت کرد حالا قرار شده بریم مشاوره راضی شده که بریم مشاوره و توی این چند روز که باهاش صحبت میکنم نسبت به قبل خیلی بهتر شده و مهربون تر با هام صحبت میکنه ولی بازم نیش و کنایه ها را میزنه و میگه قبول ندارم دوستم داری و تو منو ولم کردی الانم نمیتونم اعتماد کنم چون ولم کردی یکبار بازم میکنی قطعا اما من ایشونو خیلی دوست دارم و تمام ایندم و با خانوادم مشورت کردم و میبینم میتونم باهاش ادامه بدم واسه ازدواج حال از شما می خواستم که راهنمایی کنیدممنون














با سلام خدمت شما دوست عزیز
دقت کنید که برای تصمیم گیری در مورد موضوع مهمی چون ازدواج نیاز می باشد که شما شناخت بیشتری بدون وابستگی عاطفی و جنسی نسبت به یکدیگر بدست آوردید و در کنار آن مشاوره پیش از ازدواج و همچنین تحقیق و شمورت با خانواده ها را نیز مد نظر قرار بدهید تا هریک از شما بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید.
۱٫ هریک از شما چند سال دارید؟
۲٫ معیارهای شما برای انتخاب این فرد چه ویژگی هایی می باشد؟
۳٫ هردوی شما به چه دلیل این روابط دوستیتان با آن دو فرد را ترک نمی کنید؟
۴٫ از نظر خانوادگی ، مذهبی ، اجتماعی، اقتصادی با یکدیگر تناسب دارید؟
۵٫ روابط قبلی ایشان برای شما مورد پذیرش می باشد؟
۶٫ میزان تحصیلات و شغل هریک از شما چیست؟