سوالتو بپرس
X

مشاوره

سلام من و همسرم ۶سال که ازدواج کردیم و مدام سر اینکه چرا خانوادت فلان حرف زدن یا فلان کار نکردن اختلاف داریم هردو زود از کوره درمیریم و این باعث بزرگ شدن اختلاف شده طوری که همش به هم توهین میکنیم و از هم دور شدیم ،هرکس از خانواده من یا همسرم حرفی بزنه سریع ناراحت میشیم مشکل اینجاست که نمیدونیم چجور باهاش کنار بیایم و دعوا نکنین

Nargesi:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این شرایط برای شما و همسرتان می تواند با فشار روحی زیادی همراه باشد و نیاز است در این مسیر مشا و همسرتان به صورت حضوری به زوج درمانگر مراجعه داشته باشد که دیدگاها ، سبک برخورد ، توقعات، نحوه بررسی صحبت های یکدیگر و تعاملی که باهم دارید را مورد بررسی قرار بدهیم تا بتوانیم به هردوی شما در ادامه زندگی مشترک کمک کنیم.
    در صورت ادامه دار بودن این مشکلات شما فرصت های پیش رفت و داشتن لحظات لذت بخش را با بحث ، قهر و درگیری و... همراه می کنید و این می تواند هم سازندگی زندگی مشترکتان را با مشکل روبرو کند و هم از نظر احساسی بین شما فاصله بیشتری ایجاد کند.
    در این مسیر بهتر است هردوی شما بدانید که زندگی مشترک شما از زندگی خانوادگی جدا می باشد و اگر بخواهید مداوم بر صحبت ها و توقع از خانواده و... تمرکز کنید مسیر زندگی مشترک خودتان را با مشکل مواجهه می کنید .
    دقت کنید که هیچ یک از شما دو نفر مسئول رفتارهای خانواده خود نیستید و اگر بخواهید یک دیگر را بخاطر رفتارهای هر فرد دیگری جز خودتان مورد سرزنش قرار بدهید می تواند آسیب های بیشتری را برای روابط ایجاد کنید چون شما تنها مسئول رفتارهای خودتان هستید و امکان تغییر رفتارها دیگران را ندارید .
    سعی کنید در زمان عصبانیت از پاسخ دادن های هیجانی خوداری کنید و اجازه بدهید در زمان مناسبی و بدون توهین و ناراحت با همسرتان وارد صحبت شوید و به ایشان نیز بیان کنید که شما مسئولیتی در قبال رفتارهای خانوادیتان ندارید و در این مسیر اگر ناراحتی و یا دلخوری و... وجود دارد خود ایشان می توانند آن را در احترام به خانوادیتان بیان کنند و خود شما نیز بهتر است همین مسیر را طی کنید .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22247100

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساس ناراحتی و ناکامی شما از شرایطی که توصیف کردید کاملا قابل درک است.
    افراد با یکدیگر ازدواج می کنند تا در فضایی از مشارکت و همکاری و همدلی که با یکدیگر می سازد بتوانند نیازهای خودشان را بهتر برآورده کنند.
    از جمله نیازهای اساسی افراد هم دریافت احساس عشق و تعلق و ارزشمندی و درک متقابل و صمیمیت و امنیت درون رابطه در زندگی مشترک است.
    رفتارهای سرزنش آمیز، قضاوت گرانه، توهین و تحقیر، غر زدن و شکایت مداوم، قهر و بی توجهی و پرخاشگری همگی جزو رفتارهای مخربی هستند که بسیار به رابطه آسیب می رسانند و همان طور که خودن هم اشاره کردید باعث از بین رفتن صمیمیت و دور شدن افراد از یکدیگر می شود.
    مسئله ای که وجود دارد و بهتر است به آن توجه کنید این است که هیچ کسی خانواده خودش ر انتخاب نکرده است.
    از سوی دیگر اساسا ما نمی توانیم در چگونگی رفتار و گفتار دیگران تغییری ایجاد کنیم و آن را به دل خواه خودمان تعیین کنیم و زمانی که بر روی حوزه ای اصلا اختیار و اراده ای نداشته باشین صحبت کردن درباره آن و مصرف کردن انرژی کاملا بیهوده خواهد بود و به جز تجربه احساسات نکامی پی در پی و خشم حاصل دیگری نخواهد داشت.
    و این که هیچ کسی نمی تواند فرد دیگری را بابت رفتارهای والدینش و یا دیگر اعضای خانواده اش سرزنش کند چرا که هر سی فقط مسئول رفتارهای خودش است و هر فردی بر اساس نیازها و خواسته ها و ادراک و افکار و باورهای خودش رفتر خواهد کرد.
    بنابراین به طور کلی تمرکز بر روی این حوزه در کل کار بیهوده و بی ثمری است.
    استراتژی مناسب در این زمینه فقط پذیرش است.
    پذیرفتن این واقعیت که اطرافیان ما حتی گاهی اعضای خانواده و والدین ما و یا همسرمان ممکن است گاهی رفتارهایی داشته باشند که مورد پسند ما نباشند و یا برای ما ناراحت کننده و آزاردهنده باشد کما اینکه حتما اگر از آن ها هم بپرسید همین احساس و فکر را درباره برخی از رفتارهای شما دارند و این موضوع یک امر کاملا طبیعی و اجتناب ناپذیر است.
    و اگر هر کسی بخواهد تلاش کنید دیگری را تغییر دهد یک جنگ ناتمام تمام عیار به راه خواهد افتاد چرا که هر کسی دارای اراده آزاد و نیاز به آزادی و استقلال رای است و افکار و عقاید و سبک زندگی منحصر به فرد خودش را دارد و قرار هم نیست خوشایند همه باشد بلکه هر کسی دربرابر خودش مسئول است.
    با این دیدگاه حتی احساس خشمی هم دیگر اجاد نمی شود در این زمینه چرا که اساسا این انتظار و خواسته غیر واقع بینانه و دست نیافتنی است.
    پس بهتر است هر دو نفر شما پدر و مادر و اعضای خانواده تان را به همان شکلی که هستند با تما رفتارهای خوب و بد و درست و نادرستشان بپذیرید و دیگر این موضوع را مطرح نکنید چرا که شما فقط یکدیگر را انتخاب کرده اید و بر روی رفتارهای خودتان تسلط و کنترل دارید.
    به نظر می رسد بهترین راه این باشد که ببینید در همین شرایط می خواهید چگونه فرزندانی برای والدین خودان و چه عروس و دامادی برای والدین همسرتان باشید بر اساس ارزش ها و اصولی که خودتان در زندگی دارید رفتار کنید نه چگونگی رفتار یا برخور دیگران.
    می توایند در مواقعی که ناراحتی رخ داده فقط با یدیگر همدلی کنید نه اینکه موضع دفاعی بگیرید و بخواهید چیزی را اثبات کنید و سعی کنید یکدیگر را درک کنید.
    اا از طریق گفتگو درباره این موضوع به صورت کلی به یک توافق مشترک برسید که قرار است در این مواقع چه رفتاری بهتر است و آیا این که هربار یکدیگر را مورد بازخواست و سرزنش قرار دهید آیا شیوه درست وموثری است و چیزی حل می شود یا اینکه بدتر از یکدیگر رنجیده خاطر و دل خور می شوید؟
    و این که اساسا صحبت کردن در مواردی که هیچ کنترل و اختیاری بر موضوع مورد بحث ندارید آیا مفید است یا بی فایده و مضر؟
    به نظر می رسد با در پیش گرفتن این مسیر کمتر هم احساس خشم را در این زمینه تجربه کنید.
    اما به طور کلی مهارت مدیریت خشم اکسابی است و افراد از طریق آموختن و مرین کردن می توانند آن را به دست آورند و باید ایجاد شود.
    در این زمینه مطالب مفیدی وجود دارند که می توانید مطالعه کنید.
    اما به شما توصیه می شود که با توجه به این که زیاد رفتارهای مخرب انجام داده اید و احتمالا مسیر درست گفگو را بلد نباشید و یا اگر بخواهید انجام دهید باز از موضوع اصلی منحرف شوید، بهتر است برای دریافت کمک حرفه ای در این زمینه به یک زوج درمانگر مراجعه کنید تا بدانید چگونه رابطه تان را ترمیم کنید و هر یک به سهم خودتان با انجام کارهای موثر و مقابله موثر با اختلافات بین فردی تان بتوانید در مسیر بهبود و ارتقای کیفیت زندگی مشترکتان گام های موثری بردارید.