4
مشاوره
با سلام و خسته نباشید . خانمی هستم سی و نه ساله که 12 سال است مشغول کارهستم . همسرم از لحاظ مالی خیلی به من تکیه کرده است.و چون راننده تاکسی است خیلی خوب کار نمی کند . از جهت دیگر به دلیل طولانی بودن ساعت کاری و داشتن دختری محصل خیلی خسته شده ام.البته در زمانی که سرکار هستم دخترم پیش مادرم است که برای مادرم هم سخت است. الان که به همسرم اعتراض می کنم که چرا خوب کار نمی کند می گوید اگر ناراحتی تو سر کار نرو .ولی من می ترسم با سرکار نرفتن من ، مشکلات مالی بیشتری داشته باشم.چون همسرم هیچ پس اندازی ندارد. حالا بر سر دور راهی سرکار نرفتن و یا رفتن هستم. لطفا راهنمایی فرمایید.














عزيز دلم خسته نباشى منم مشكلاتم تقريبا مثل تو منم مادرم تصميم گرفته از پدرم جدا بشه منم ناراحتم ولى اين امتحانات خداوند متعال است صبر و برد بارى داشته باش اميد وارم موفق و سربلند باشى
منم مشکلم بی شباهت به مشکل شما نیست
اگر بتونی از سیاست و طنازی زنانه استفاده کنی مطمئنا موفق میشی
دعوا جواب نمیده عزیزم
مثلا بگو زندگیمون خوبه بیا با هم کمک کنیم خوبترش کنیم
برنامه ریزی کن ماهانه ، سه ماهه و شش ماهه و یک ساله اهداف اقتصادیتو با شوهرت تنظیم کن بگو که با کمک هم باید به این اهداف تا این تاریخ مشخص باید برسیم
موفق باشید
سلام من خانمی هستم ۲۱ ساله ۳ ساله ازدواج کردم یه بچه ۱ ساله دارم و همسرم ۹ سال ازم بزرگتره. همسر من مرد خیلی خوبیه و به فکر خانوادس ولی بزرگترین مشکل من خودرای بودن و حرف زور زدنشه مدام میگه من به تو یه سری از مساعل اجازه دخالت نمیدم یا یه سری از کارا به تو مربوط نمیشه.مساعلی مثل خرید خونه یا فروش خونه یا ماشین یا کارایی از این قبیل که کاملا باید دو نفره باشه و همچنین ادم عصبیه . پنهان کاری هم میکنه ازم. خانوادشو خیلی دوست داره و بیشتر مشورتاش با خواهر بزرگشه که زن عاقلی ولی با من اصلا مشورت نمیکنه به من در این قضایا اعتماد نداره و همش میخواد کنترلم کنه.همش یه کاری رو انجام میده بعدا بهم میگه.یا اگه مسئله ای خونوادگی پسش بیاد بهم نمیگه مگر اینکه خودم بفهمم یا کسی بهم بگه.همش جلو دیگران میگه زن باید کم سن و سال باشه و از شوهرش چند سال کوچیکتر باشه تا ادم حریفش باشه و من خیلی ناراحت میشم.از این همه سفت سخت بودنش و خود رای بودنش خستم . من همش راه میام باهاشو بیخیال میشم اما از این همه تحقییر خسته شدم دارم حسمو نسبت بهش از دست میدم.
همسری که حرف حرف اوست در مقابل خواسته هایش نه گفتن گناه است که این مسئله بیشتر در مقابل خانواده اش صدق می کند به عنوان مثال اگر هر روز بخواهد که به منزل خانواده اش برویم نباید نه بگویم در هر شرایطی و زمانی که نه می آورم و می گویم امروز نه ، این کلمه ( نه ) مرا به هزار شکل تعبیر می نماید از جمله تو دوست نداری ، چشم دیدن آنها را نداری ، تو از اول هم همین طور بودی و خیلی چیزهای دیگر ، که این رفتار او باعث دل زدگی من شده و در من ایجاد نفرت کرده و هر چه ادامه می دهد خودبخود بیشتر میشود ، درست است که این خصوصیات و همچنین خصوصیاتی دیگر از جمله توقع بیجا و زیاد ، فرق گذاشتن و … تقریبا” در خانواده او حاکم است و مرا بسیار آزار می دهد و باعث ناراحتی من از آنها شده ولی من سعی می کنم فراموش کنم هر چند که خیلی سخت است و اینها دلیل بر نرفتن به منزل آنها و ….نیست مشکل بزرگ من کنار آمدن با همسرم می باشد .پاسخ:
حلمشکلی که عنوان نمودهاید بنماییم. من ابتدای سخن را با روایتی نورانی و گرانمایه از پیامبر گرامی اسلام آغاز می نمایم که فرمود:« سه گروه از زنان هستند که خداوند عذاب قبر را از آنها برمی دارد و با فاطمه دختر محمد محشور می گرداند. زنانی که در برابر بد اخلاقی شوهر شکیبایی می کند».( کتاب تحکیم خانواده روایت ۳۵۴) تجربه نشان داده است که زوج های جوان در دوران عقد یا آغاز زندگی مشترکشان به خاطر عدم آشنایی با روحیات و اخلاقیات همدیگر و اختلاف نظرها و اختلاف سلیقهها در مسائل جزئی زندگی دچار تنش میشوند. کمالخواهی، مطلقنگری و ایدهآل گرایی آنها اگر به همراه حلم و بردباری و سعه صدر نباشد شیرینی دوران نامزدی را به تلخی تبدیل میکنند. البته اختلاف و تنش در ابتدای زندگی برای دختر و پسری که از خانوادههای مختلف و روحیات متفاوت برخوردارند زیاد دور از انتظار نیست و مشکل مهمی نیست به شرطی که زود حل شود و طولانی یا مکرر نشود. زیرا ازدواج چون نهال نو پایی است که اگر در معرض مداوم طوفان اختلاف و درگیریها قرار گیرد. امکان شکسته شدن دارد. پس باید هوشیار باشند و اجازه ندهند مسائل جزئی و سطحی خللی در زندگی آنها ایجاد کند. این را بدانید که پرخاشگری همسر شما ممکن است علتهای مختلفی داشته باشد. یکی از این علل میتواند مشکلات اقتصادی باشد یا مشکل عاطفی یا مشکلات دیگر. وظیفه شما به عنوان همسر ایشان این است که به کمک ایشان بروید و تا جایی که ممکن است در حل مشکلات، ایشان را یاری کنید. چرا که اگر همسر شما غرق در مشکلاتش باشد نهایتا آسیبهای آن باز به شما برمیگردد و اگر ایشان خیالی راحت و آسوده داشته باشند در نتیجه، این آرامش به شما بازمیگردد. پس این شمائید که میتوانید با همدلی و ایجاد فضایی آرام و محبتآمیز در خانه به کمک ایشان بروید و زندگی خود را از عطر خوشبوی محبت آکنده نمایید. ناراحتی ایشان دلیلی بر دوست نداشتن شما نیست ممکن است علتهای مختلفی داشته باشد که شما از آن آگاه نیستید. اگر دقیقتر فکر کنید خود شما هم ممکن است در طول این زندگی مشترکتان ناراحتی و پرخاشگری داشتهاید، آیا ناراحتی و پرخاشگری شما به این دلیل بوده که همسرتان را دوست نداشتهاید؟ مسلما این طور نبوده، بلکه به خاطر عواملی دیگر بوده است. پس زیاد سخت نگیرید و محبت و دوستی را با این مسائل اشتباه نکنید. روانشناسان شناختی می گویند که بسیاری از مشکلات بین زوجین به خاطر سوء فهم ها از رفتار یکدیگر است مثلا شوهر بخاطر اینکه اضافه کاریش در اداره قطع شده ناراحت به خانه می آید و حتی جواب سلام زنش را نمی دهد و به مستقیم به اتاق خوابش می رود و زن به جای اینکه مقداری او را تحمل کند و علت این امر را از او جویا شود با خود میگوید حتما زیر سرش بلند شده و یا حتما دیگر مرا دوست ندارد و یا حتما مادرش زیر پایش نشسته و با این تحلیل در مقابل شوهر خود موضع می گیرد و شوهر هم که کلافه است در جواب این برخورد او برخورد شدید تری می کند و در نتیجه یک مشکل بزرگ و لاینحل در خانواده درست می شود که امکان دارد این خانواده را تا سراشیب فروپاشی پیش ببرد. این روانشناسان معتقدند که مشکلات زناشویی در ابتدا همانند یک گلوله برفی هستند که با مقداری تحمل و گرمی محبت آب می شوند. اما اگر حرکت کنند در مسیر خود تبدیل به بهمنی ویرانگر می شوند.
زندگی کردن یک هنر است و این هنر را باید به تدریج آموخت و مهارتهای لازم را باید از افراد با تجربه یاد گرفت و الا در برخورد با افراد به وِیژه کسانی که در حاشیه زندگی مشترک قرار دارند و گاهی اوقات ممکن است وارد متن زندگیشوند، دچار مشکل میشویم. در این میان هر چه ما کم تجربه و ضعیف باشیم راههای نفوذ برای دیگران خصوصا خانواده های اصلی مانند مادر شوهر، پدر شوهر یا مادر زن و پدر زن و سایر اقوام بیشتر میشود و چه بسا این افراد از روی دلسوزی دخالتهایی نیز در زندگی ما بکنند و این باعث میشود که احیانا زندگی ما با مشکل مواجه شود. بنابراین برای پیشگیری از اینگونه مشکلات باید هنر زندگی کردن را آموخت. باید نحوه برخورد با همسر، را در مواقع گوناگون یاد گرفت. لازمه این کار این است که ویژگیهای شخصیتی همسر را بشناسیم همچنان که باید اقوام و خویشاوندان همسر را شناخت و نحوه تعامل با آنها را نیز آموخت.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸