1
مشاور خانواده
سلام 24 سال سن دارم
دو ماهه که ازدواج کردم و حدود 1سال نیم نامزد بودیم
خانمم خیلی زود رنج و کوچکترین حرفی که بهش میزنم قهر میکنه تو این مدت خیلی تلاش کردم که این رفتار رو ترک کنه،یکم بهتر شده اما دیگه برام قابل تحمل نیست.
لطفا راهنماییم کنید ممنونم














خب شما دوران نامزدی رو گذروندید پس از اخلاق ایشون با اطلاع بودید … به همین خاطر با دید کافی وارد زندگی مشترک شدید …پس بهتره با مشاوره این مشکل رو کاهش بدید …
منظور مردها از «زیادی احساساتی» چیست؟ به عقیده ی من مبدأ مختصات یا به عبارتی ملاک و معیار آن ها در این رابطه مقدار احساساتی است که برای یک مرد مجاز و طبیعی محسوب می شود.گویی که مردها واجد یک دماسنج نامرئی هستند که احساسات را اندازه می گیرد.و درجه ی اندازه گیری این دستگاه نیز نقطه ی مشخصی است که آن را نقطه ی «نرمال» یا طبیعی در نظر گرفته اند.مردها حق دارند غمگین باشند، اما نه خیلی.گریه کردن مسلماً بالای این نقطه قرار می گیرد. می توانند بترسند، اما نه خیلی زیاد. وحشت کردن مسلماً به طور مطلق پذیرفته نیست.خشم برای مردان طبیعی محسوب می شود.زیرا احساسی مردانه و در مواردی نیز جاهل مآبانه محسوب می شود که برای بعضی از مردها خوشایند نیز هست و نقطه مقابل ضعیف بودن و ترسو بودن است.نیاز داشتن و تنهایی از سویی دیگر آسیب پذیری محسوب می شوند و باید مراقب شان بود.البته در اینجا اندکی کلی گویی کرده و تعمیم داده ام.اما احتمالاً متوجه منظورم شده اید: مردها احساسات زن ها را براساس استانداردهای خود می سنجند مبنی بر اینکه برای مردها چه چیزی طبیعی است و چه چیزی غیرطبیعی محسوب می شود، لذا بر طبق این استاندارها زن ها ظاهراً بیش از حد احساساتی ارزیابی می شوند.
دلیل دیگری نیز وجود دارد که چرا از چشم مردها ابراز احساسات و عواطف درزن ها نشانه ای از ضعف و بی ثباتی تلقی می شود. از آن جا که زن ها احساسات و عواطف را از بقیه ی زندگی خود جدا نکرده اند، لذا اینگونه به نظر می رسد که کنترل احساسات وعواطف خود را در دست ندارند. همانگونه که از فصل (۱) نیز به یاد دارید، عشق واحساسات برای زن ها اولویت اول محسوب شده و به رغم مردها که تنها یک اتاق از دایره ی خودآگاهی آنان به عشق اختصاص داده شده است تمام اتاق های ذهن زن به عشق و احساسات نیز اختصاص یافته است.از دید یک زن چنانچه چیزی در یک اتاق از خانه ی ذهن و دایره ی خودآگاهی او جای نداشته باشد،در کل خانه نیز وجود ندارد.ما زن ها همیشه اول یک همسر، نامزد و معشوق هستیم، بعد یک مدیر، دوست یا همکار. این در حالی است که مردها می توانند بسادگی از اتاق عشق خارج شوند و چنانچه با مشکلی مواجه شدند، کلیدی در مغز خود را روشن کنند و به یکباره به یک حسابدار، دندانپزشک یا برنامه ریز کامپیوتر تبدیل شوند. از آنجا که مغز مردها چنین پارتیشن بندی شده است لذا ساده تر می توانند احساسات خود را بلوکه کنند. در حالی که برای زن ها به مراتب مشکل تر است که بتوانند عواطف را در خود خاموش کنند و به دنبال کار خود بروند گویی که اصلاً چیزی اتفاق نیافتاده است…
اما، در برخورد با اينگونه افراد چه بايد كرد ؟
۱- بايد به فرد مورد نظر بفهمانيد كه نبايد فكر كند دچار مشكل است . تنها او نيست كه با اين مسأله روبرو ست،افراد ديگر هم تا حدودي اين حالت را تجربه كردهاند. آن چه خطرناك است و جاي نگراني دارد، باقي ماندن در اين حالت است.
۲- او بايد بداند «زودرنجي» قابل كنترل است؛ بخشي از آن بر اثر بالا رفتن سن و كسب تجربه و پختگي بيشتر، و بخشي ديگر نيز بر اثر مراقبتهاي ويژه، كمتر مي گردد. به طور طبيعي بايد به گونهاي برنامه ريزي نماييد كه حالت زودرنجي پس از مدت زمان كوتاهي در او خاموش شود و گرنه ممكن است در دراز مدت، مشكلات بسياري را به دنبال داشته باشد، كه از جمله آنها اعتماد به نفس ضعيف، افسردگي، يأس و نااميدي و… ميباشد.
۳- كاهش انتظارات از ديگران؛ عزّت و سربلندى انسان در گرو عدم درخواستهاى مكرّر از ديگران است. تا مىتواند به خود متكى باشد و به آنچه هست و دارد، اكتفا كند.
۴- اعتماد به نفس و داشتن روحيه خودباوري، بخشي از عوامل موفقيّت او محسوب ميشود؛ لذا سعي كنيد اعتماد به نفس او را تقويت كنيد ( مثلا شرايطي فراهم كنيد تا خودش را باور كند، استعدادهايش را هر چه بيشتر بشناسد، كمك كنيد تا خود را مثبت ارزيابي كند، شكست ها و گذشته هاي ناموفق را فراموش كند، با كسي او را مقايسه نكنيد و … شما مي توانيد به او نكات مثبت شخصيتياش را ياداوري كنيد و به او كمك كنيد تا به درك درستي از خود برسد).
۵- بينش مثبت نسبت به ديگران؛ ممكن است علّت رنجش او از ديگران اين باشد كه نسبت به آنها ديد منفي داشته و فكر مي كند همه مخالف اوهستند واو را دوست ندارند، اين تصور باعث ميشود كه بدون دليل از ديگران برنجد. سعي كنيد نگرش او را نسبت به ديگران تغيير دهيد طوريكه بپذيرد همه او را دوست دارند و اگر هم در مواردي به او تذكر ميدهند يا سخت ميگيرند، از آن جهت است كه او براي آنها مهم هست و همه نگران حال او هستند و از باب دلسوزي به او تذكر ميدهند.
۶- او را متوجه پيامدهاي منفي حالت حساسيت و رنجش از ديگران كنيد؛ از او سؤال كنيد كه با حساسيت و رنجش از ديگران چه چيزي نصيبش مي شود؟ آيا به اين فكر كرده كه آدم عاقل هيچ گاه در زندگي كار بيهوده انجام نمي دهد؟ اكنون درباره اين حساسيت و رنجش بايد فكر كند ببيند چه چيزي به او مي دهد. آيا اين، غير از افسردگي و ضعف اعصاب و سرخوردگي چيزي براي او داشته است؟! آيا عاقلانه است كه اجازه ورود چنين حسي را به خود بدهد؟ به او يادآوري كنيد كه توانمندي هاي زيادي دارد و حتما مي تواند با اراده قوي جلوي ورود اين حس به وجودش را بگيرد و به ان ورود ممنوع بگويد.امتحان كند؛ ضرري ندارد.
۷- در گفتگوهاي دوستانه شركت كرده و با ذكر لطيفه هايي زيبا وخنده دار جمع دوستان را رونق بيشتري ببخشد. سعي كند هميشه شاد و خندان باشد.
۸- از سوء ظن به ديگران اجتناب كند. رفتار ديگران را حمل بر صحت كند و تفسير بدبينانه از رفتار ديگران نسبت به خود نكند.
۹- خود را تافته جدابافته نداند، سعي كند با ديگران بيشتر معاشرت داشته باشد.
۱۰- اشتباهات ديگران را بپذيرد و خطاهاي آنها را عفو كند و همه رفتارهاي ديگران را تعمدي عليه خود تفسير نكند، بلكه با خود بگويد همان طور كه من گاهي اوقات اشتباه مي كنم و بدون عمد رفتار نابجايي ممكن است انجام دهم، ديگران نيز ممكن است چنين رفتارهايي را مرتكب شوند.
۱۱- شخصيت خود را يك شيشه بلورين و شكستني فرض نكند كه با كوچكترين ضربه آسيب پذير شود.
۱۲- واقع بين باشد، يعني پذيرش واقعيت ها و نگاه واقع بينانه به حوادث و افراد.
۱۳- زياد صلوات بفرستد. ذكر صلوات و استمرار آن در كاهش تنش هاي روحي و خوش خلقي مؤثر است.
۱۴- اجتناب از منفي بافي و افكار منفي.
۱۵- مثبت نگري در زندگي و مرور جنبه هاي مثبت زندگي و موفقيت هايي كه علير غم مشكلات، تا به حال داشته است.
۱۶- اجتناب از تنهايي و بيكاري.
۱۷- شركت در مجالس دعا و ساير مجالس مذهبي.
۱۸- به رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مىزند و او را عصبانى مىكند، بىتوجه باشد. براى مثال اگر كسى با حرف ناروا او را بر مىافروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى بپرهيزد و يا محيط را ترك كند. به گفتههاى او توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكند. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهد و راه بىتوجهى و سهلگيرى را پيش گيرد.
۱۹- يك نفر محرم اسرار براى خود برگزيند. اين رابطه نزديك و صميمانه، بايد به گونهاى باشد كه بتوان در مورد موضوعات مختلف با او درد دل كرد و حتى بدون اينكه احساس كند وقت او را تلف كرده ، به او تلفن بزند و موضوع را با وى در ميان گذارد. در اين صورت است كه با پديد آمدن هرگونه مشكل جسمى يا روانى، مىتوان با تكيه كردن به او و بيان مشكل خود، احساس آرامش كرده و پشتوانه روانى براي خود داشت.
۲۰- شوخ طبع باشد و احساسات منفى و تندش را نسبت به ديگران با تمرين به احساسات مثبت تبديل كند. البته نبايد شوخ طبعى حالت تهاجمى به خود گيرد و از طريق شوخى و خنديدن به شكستهاى ديگران، به گونه پرخاشگرى بروز داده شود و با شوخىهاى آزار دهنده و متلكهاى غيراخلاقى يا ضد اخلاقى به انتقام جويى از ديگران پرداخت.
۲۱- سعي كنيد كتبي كه در زمينه ارتباط مؤثر وجود دارد براي ايشان تهيه كنيد تا بتوانند اطلاعات خود را در زمينه آداب معاشرت و توانايى برقرارى روابط مناسب و اسلامى را در خود افزايش دهند.
توجه داشته باشيد تا زمين نخوريم، راه رفتن نمىآموزيم. بنابراين به او يادآوري كنيد كه از خنده هاي ديگران هرگز نهراسد. اگر به او خنديدند، او نيز مانند آنان بخندد و اعتماد به نفس خود را از دست ندهد و از خود نقطه ضعف نشان ندهد؛ در اين صورت عظمت شخصيت او بر ديگران آشكارتر خواهد شد و برايش احترام بيشتري قائل خواهند بود.
در پايان بايد يادآور شد، اين مقصود اندك اندك به دست مىآيد؛ نه با چند جلسه تمرين و خواندن چند جلد كتاب. اجراى پيوسته دستورالعملها، تكنيكها و رفتارها، لازمه رسيدن به اين هدف است.