مشاور فردی
سلام من به دختر هیجده ساله هستم که دوران بچگیم به پسرعمم علاقمند بودم ، کم کم بزرگتر شدیم و فهمیدم ک پسرعمم با خیلیا بوده و منم اون موقه با یه پسر دیگه بودم ولی خب ازینکه میدیدم با یکی دیگست ی حس بدی بهم دست میداد ولی جدی نمیگرفتمش ، همینطور اینک من همیشه رویای ازدواجمو با ایشون میبینم صرفا ازینک الان حسی بهم نداره یا درارتباط نیسیم، ناگفته نمونه ک ی روز خواهرش پای ازدواج منو با اون ب شوخی وسط کشید ولی خب دیگه حرفش نشد ، بعضی وقتا حس میکنم دوسش دارم ولی واقعا نشونه های ی فرد علاقمندو ندارم و فقط ت ذهنم به ازدواج باهاش فکر میکنم ، و اصلا نمیتونم تصور کنم ک بخواد یکی دیگه رو بگیره ، گاهی اوقات ازش متنفر میشم یا حتی اصلا برام مهم یا جذاب نیست کاراش ولی این افکار همیشه پیشم هست و منو آزار میده ، قبلا با ی شخصی بودم و واقعا شیفته اون طرف شده بودم و ارزو میکردم ک باهاش ب سرانجام خوبی برسیم ولی بازم لا به لای همون افکار این فکر ک من در اخر با این ازدواج میکنم ت سرم بود ، اینم بگم ک وقتی میشنوم با کسیه یا قبلا با شخصی ک اصلا فکرشم نمیکرد بوده گاهی بغض میکنم و خیلی ناراحت میشم ، در عین نخواستن یه حس تمایل درونم نسبت بهش هست ، نمیدونم واقعا علاقه دارم یا نه ، با توجه ب چیزایی که درون خودم دیدم و تستایی ک انجام دادم مشخصه زیاد بهش علاقمند نیسم ولی افکار ازدواج خیلی پررنگه ، ممنون میشم اگ بهم کمک کنین تا بتونم ب این افکار خاتمه بدم …














سلام به شما دوست عزیز
داشتن این افکار و احساسات با توجه به اینکه شما از دوران کودکی به این احساس پروبال زیادی داده اید یک تجربه عادی می باشد شما در اوج خیالپردازی های کودکانه و خیالپردازی های دوران نوجوانی به این موضوع فکر کرده اید و در ذهنتان مشکلاتی را که وجود داشته است حل می کردید و به مسیر ازدواج می رسیدید و این قدرت بی نهایت ذهن می باشد وقتی که واقعیت های بیرونی را حذف می کند و شما قدرت همه کار توانی در ذهنتان دارید .
با توجه به شرایط سنیتان و اینکه هنوز در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن حساسیت و توجه به جنس مخالف بیشتر می باشد بهتر است دقت کنید که در کنار احترامی که برای احساسات خودتان دارید بهتر است با ان مبارزه نکنید اما سعی کنید واقعیت موجود یعنی شرایط سنیتان و روابط و شخصیت این آقا را نیز مد نظر قرار بدهید در کنار اینکه شما سن ایشان را نیز بیان نکردید و اگر ایشان نیز در حدود سنی شما می باشند این بی ثباتی در انتخاب ها و داشتن روابط مکرر می تواند از شناخت ناقص خود و شرایط سنی نشعت بگیرد و…
بهتر است به خودتان فرصت بدهید تا در آینده در شرایط سنی بهتر و یا شناخت بیشتر خودتان و کسب هویت با ثبات تر در این مسیر بر مبنای معیارهایی که دارید و شناخت در همان زمان فرد در مورد مسیر ازدواج تصمیم گیری کنید.
ببین عزیزم در کنار درک احساساتی که دارید بهتر است از وارد شدن به روابط دوستی خوداری کنید چون در سن شما تصمیم گیری برای ازدواج بیشتر بر پایه هیجان هست مانند رابطه قبلی که بدون در نظر گرفتن شرایط سنی خود و احتمالا فرد مقابلت به امید ازدواج در آینده بدون اینکه مشخص باشد آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد پیش می روید و وابستگی زیادی برایتان ایجاد می شود و ترک رابطه به مرور برایتان آسیب زا و سخت تر می شود و یا ادامه این رابطه به امید آینده دارید که این مسیر نیز سالها رابطه را برای شما ایجاد می کند که آسیب زا می باشد در کنار اینکه ممکن است هریک از شما بعد از رسیدن به سن مناسب و کسب هویت معیارهایتان برای ازدواج تغییر کند و با آشنایی با جامعه های بزرگ تر و افراد بیشتر بخواهید انتخاب متفاوت تری داشته باشید .