سلام وقت بخیر
من با همسرم به دلیل اینکه با بی احترامیها که خانوادش بهم میکنن مشکل دارم هیچ وقت نگفتم باهاشون دعوا کن ولی ازش میخوام وقتی برامون ارزش قائل نیستن مثل خودشون رفار کن برعکس همیشه دوست داره با اینکه خانوادش هیچ احترامی که به نمیزارن حضور داشته باشه واحترام بزاره تقریبا ۸سال از ابتدا اینطوری بوده ولی هیچ وقت گوش نمیده تازه خانوادش طوری پرش میکنن که انگار مقصر منم حرف اونا خیلی براش باور پذیر تا من ..خانوادش کلا نیستن ولی موقع تولد یا..تازه میفهمن پسر دارن ..درصورتیکه اصلا برای ما هیچ کاری نمکنن ..و همسرم میگه اینطور راحتم دوست دارم هرچی مادرم گفت گوش کنم ..مثلا تولد برادرش که میشه مادرش میخواد ما بریم تبریک بگیم ..ولی نه مادر همسرم نه برادش در این مواقع غیبشون میزنه..من از همسرم چندین بار خواستم درصورتیکه زنتو نمیخوان توام باید مقابل همینطور باشی ولی گوش شنوایی در کار نبوده..فقط متوقع هستن و وقتی من گوش نمیدم برای من مقابله میکنه میگه منم باهات خانه مادرت نمیام..من واقعا خسته شدم ازاین شرایط هیچ وقت پشت نبوده واجازه داده اونا منو بیشتر اذیت کنن..البته به من میگه توهم میزنی اصلا اینطور نیست این طرز فکر تو