مشکلات بعد ازدواج
سلام -من با خانواده شوهرم تو یه ساختمان زندگی میکنیم و از خانواده خودم دور هستم-تو محله ای که زندگی میکنم غریبم و جایی را هم بلد نیستم(فقط مسیری که برم سرکار و برگردم)محله ما نزدیک بازار تهرانه(مملو از ادم های معتاد و کنارخیابونی) ه همین دلیل من جرات اینکه برم تو خیابان ها تا با محله اشنا بشوم را ندارم-شوهر من روزهای شنبه تعطیله (من سرکارم)-هر شنبه ای که میام خونه ایشون یا بالا منزل مادرشون هستن یا مادرشون بر میدارن میرن بیرون(خرید یا خونه فامیل )بمن هم نمیگن من میام خونه میبینم که نیستن-مثلا زنگ میزنم که کجایی-میگه رفتیم خرید-ولی نه صدای ماشین نه همهمه مردم نه صدای خیابون-هیچی نمیاد(در صورتی که اگه نیم ساعت صبر میکردن منم میامدم خونه و میتونستن منم ببرن-شوهرم میدونه که من یا سرکارم یا تنها تو خونه-تفریحی هم ندارم و جایی هم بلد نیستم که خودم برم-پریروز که این اتفاق افتاد وقتی اومدن خونه-من لباس پوشیدم و گفتم منو ببر بیرون-حوصلم سر رفته-ببر منم همونجایی که الان بودید-منو برد تو یه خیابون شلوغ و بعد هم گف پیاده شو برو هرجایی که میخای بری-منم اعتراض کردم که الان که مامانتم اورده بودی پیادش کردی خودش بره قاطی این همه مرد کنار خیاونی؟
من خیلی پریشون هستم لطفا راهنماییم کنیم














رابطه با شوهر
دوست عزیز با روشی که شما در پیش گرفتید .
و قراره مقابل مادرش قرار بگیرید .
نه تنها اوضاع رو درست نخواهید کرد بلکه بدترش خواهید کرد .
قرار نیست شما نقش یک بازرس و کارآگاه رو بازی کنید .
میتونستید با زبون ارامتری از درخواست کنید .
در ضمن در تهران هستید و میتونید از کلاسها و امکانات خوب برای گردشگری استفاده کنید .
وقتی شما از این راه وارد بشید مسلما به سمت شما کشیده خواهد شد .
و از طرفی تونستید محیطهای جدید با دوستان جدیدی رو تجربه کنید .
توصیه اکید دیگری که به شما میکنیم .
این هست که رابطه عاطفی خودتون رو با مادرشوهر زیادتر کنید .
تا بتونید اعتماد و محبتشو جلب کنید .
از این طریق میتونید غیرمستقیم روی رفتارهای شوهرتون هم موثر باشید .