سلام خسته نباشین من دختری 18 ساله هستم، حدود دو سال است با پسری ک یک سال از بنده بزرگ تر هستن در ارتباط هستم این ارتباط مجازی نبوده و رابطه جنسی هم با هم نداشتیم چون ایشون میگفتن من قصدم ازدواج هست و این روابط باید بعد ازدواج باشه و تازگی داشته باشه ایشون قبل من با دختری دوست نبودن و من هم همینطور احساس میکنم ایشون از لحاظ فکری ب بلوغ رسیدن.. بار ها نگران این مسئله شدم ک ایشون سنشون کمه و بعد از مدتی علاقه ب من رو از دست میدن و این موضوع رو با خودشونم در میون گذاشتم ایشون میگن ک من با عقل عاشق شدم یهو عاشقت نشدم ک یهو فارغ بشم.. خانواده هر دوتامون مذهبی و متعصب هستن بنابراین تصمیم گرفتیم تا ازدواج چیزی بهشون نگیم ولی ب تازگی پدر ومادر بنده از طریق دیدن عکسا متوجه این موضوع شدن پدرم فکر میکنن ایشون ب قصد برقراری رابطه جنسی با من دوست شده و قصدشون ازدواج نیست ایشون حتی ب اصرار من ب مشاوره مراجعه نمیکنن با با پسر هم صحبت نمیکنن فکر بد درموردش میکنن با اینکه من وقتی ب پسر گفتم ک خانواده من متوجه شدن گفت ک ب مادرش میگه تا با مادره من صحبت کنن ایشون شرایط شغلی ندارن الان ولی جفتمون دیپلم گرفتیم من واقعا الان نمیدونم چیکار کنم با حرفای خونوادم دارم نسبت ب ایشون سرد میشم و همش فک میکنم داره دروغ میگه یا خیانت میکنه با اینکه در طول این دو سال هیچ خطایی ندیدم از ایشون و حتی در مسائلی ک ب ضررشون بوده راست گفتن لطفا منو راهنمایی کنید من گفتم ایشون ب مادرشون نگن تا من اطلاع بدم دارم افسرده میشم و استرس مدام دارم