مشکلات خانوادگی
منو همسرم باوجودمخالفت خانواده من بخاطر اختلاف سنی و اوضاع مالی متوسط ازدواج کردیم خانواده من بعد عقد درحدتوان کمکون کردن اما خوانواده همسرم فقط از نظر مالی و معنوی اذیتمون کردن درحدی که نمیذاشتن خونه بگیریم باکلی دعواموفق شدیم مستقل شیم.پدرشوهر من مریض شد پاشوقطع کردن از صفرتاصد باوجود 5دختری که داشت من بودم وکاراشوانجام دادم هرروزمرخصی گرفتم رفتم.اثاث کشی از صفرتاصد بوذم اما همیشه بین منو همسرم اختلاف مینداختن که زنت میره ومیخوادتروازمادورکنه چون توقع بیجا داشتن که همیشه دراختیارماباش کار و زندگیت مهم نیست.الان حدود6/7 ماهه برای زندگی رفتن شمال.تواین تایم کاراشون رفت وامدشون بامابوده ماهرهفته درمیان بایدمیرفتیم شمال تعطیلات بایدبریم هرسری هم کلی دعوامیکنن که بمونید مرخصی بگیر ماکارداریم اینجا کار و زندگی وقسطای مابراشون مهم نیست بین منوهمسرم هرسری اختلاف ودعوامیندازن.یه تعطیلات رفتیم شیراز کلی حرف دراومد برامون.همسرمم نه خیلی ولی بالاخره تحت تاثیرقرارمیگیره..
من این هفته مادرم مریض شد دکترمغز واعصاب بردیمش بایدبره ازمایش واینا بده و من یه دونم ازش خواهش کردم این هفته مامانم مریضه تنهاست این هفته نریم هفته دیگه بریم همونطور که من واسه خونوادش این کار کردم حتی بیشتر منت هم نذاشتم تاحالا.میگه منطقی نیست میگم دورهمی با بیماری فرق داره هفته دیگه دو.رهم باشیم منکه به مریضی نمیتونم بگم هفته دیگه بیاد..ادمی خونسرد ئ ارومی هست اگرم تنها بره خونوادش نمیزارن بیاد و میمونه از کار و زندگی میافتیم.واقعا من منطقی میگم یااون؟مشکل کجاست؟نظر خودش بود از شماکمک بگیریم














در این مورد حتما با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸