با سلام.من دختری 18 ساله هستم و درحال درس خواندن برای کنکور..از چندی قبل پدرم در خانه روابط سردی به وجود اورد و کم کم روابط دوستانه خانواده از هم پاشید تا چند روز پیش که در خانه دعوا شد و پدرم چیزهایی به مادرم گفت که من تا به حال از او نشنیده بودم.پدرم 47سال دارد.اما من و مادرم معتقدیم چون از پدر و مادر مریضش نگه داری میکند و کار های ان ها را انجام میدهد و هم سرکار میرود دیگر در خانه حوصله ای برای ما ندارد.مادرم بعد از دعوا میخواست خانه را ترک کند.پدرم خیلی ادم غدی است و من میترسم اگر مادرم از خانه برود پدرم به دنبال او نرود.دعوا بر سر خانواده پدرم و طرف داری نابه جای او از ان ها بود.هرچند که پس از چند روز پدرم به مادرم گفت که از جای دیگر عصبی بودم ولی مادرم همچنان با او قهر است و خودش هم حرص میخورد! هم از طرفی اشتی نمیکند! این بین من ماندم که مادرم میخواهد از او تحت هر شرایطی طرفداری کنم ولی نمی توانم چون پدرم هم از من ناراحت میشود مثلا مادرم میگوید بهش بگو اینجوری اونجوری رفتارت اشتباهه..هم وقتی میخواهم درس بخوانم دردو ول های مادرم و حرف هایش در مغزم میماند و ساعت ها به یک صفحه خیره میشوم و درس نمیتوانم بخوانم..من زودرنج هستم مادرم میگوید! و وقتی حرف دعوا میشود و من به مادرم میگویم بس کنید میگوید بچه های مردم دل و جرعت دارند تو انقدر ضعیفی که سرریع موش میشی و گریه میکنی…چه کاری از دست من برمیاید که هم روابط پدر و مادرم درست شود هم بتوانم به درس و زندگی ام برسم
با تشکر