مشکلات خانوادگی
سلام.من دانش آموز دوازدهم تجربی هستم.از کلاس ششم که آزمون تیزهوشان و نمونه دولتی داشتیم اصرار خونوادم به شرکت توی این امتحانات شروع شد.یکی از فامیلامون تیزهوشان قبول شد و همین باعث شد که فشار ها روی من بیشتر بشه و بیشتر بهم گیر بدن تا قبول بشم.سال ششم قبول نشدم و سرکوفت خانوادم از اونجا شروع شد.به حدی سال ششم استرس داشتم که ریزش سکه ای موهام از اون سال ها شروع شد و هنوز ادامه داره.رفتم نهم و اونجا هم امتحان تیزهوشان و نمونه دولتی داشتیم و توی رشته تجربی و مدرسه نمونه دولتی قبول شدم.اصلا به رشته تجربی علاقه نداشتم و فقط به خاطر اصرار خونوادم و اینکه یکی از فامیلامون رفت تجربی منم فرستادن تجربی. درصورتی که من به کامپیوتر و برنامه نویسی و اینجور چیزا علاقه دارم. اصلا از تجربی خوشم نمیاد و خونوادمم گیر دادن که نه حتما باید دکتر بشی یا پرستار. هی بهشون میگم من دوست دارم برم برنامه نویسی یاد بگیرم ولی میگن ما ندیدیم کسی برنامه نویس بشه.بچه های مردم همشون دکتر مهندس میشن و بچه ما میخواد حمال بشه.هر شب بحث داریم سر این موضوع.دیگه دارم دیوونه میشم.بابام میگه من دارم خرج تورو میدم پس هرکاری من میگم باید بکنی.بابام هر روز که میاد خونه میگه امروز دیدم عکس فلانی رو زدن کنار جاده پزشکی قبول شده و سال بعد باید عکس نوروز ببینیم اونجا.من بهش میگم اکه قبول نشدم چی؟ و از اونجا دعوا شروع میشه و بابام میگه پس من برای چی دارم خرج تورو میدم و.سال بعد هم کنکور دارم و نمیدونم چیکار کنم.ممنون میشم راهنماییم کنید🙏














سلام به شما دوست عزیز
درک میکنم که این شرایط برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است اما این مسیر ارتباطی به نفع هیچ یک از شما ها وجود ندارد و خب در این مسیر با توجه به اینکه هریک از شما دارید بدون تعامل متقابل سعی می کنید که دیدگاه خودتان را ایجاد کنید بهتر است که این مسیر با کمک روانشناس ایجاد شود.
در این مسیر با توجه به اینکه شما اگر قرار باشد کنکور بدهید نیاز به تمرکز بیشتری دارید خب در این مسیر بهتر است که این مشکلات در همین زمان بررسی و حل شود و شما بتوانید برای ادامه مسیر رشدی خود تصمیم گیری کنید .
بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا هم با خود شما و هم پدر و مادر صحبت شود و بتوانید در این مسیر نتیجه گیری بهتری داشته باشید.