سلام.من دانش آموز دوازدهم تجربی هستم.از کلاس ششم که آزمون تیزهوشان و نمونه دولتی داشتیم اصرار خونوادم به شرکت توی این امتحانات شروع شد.یکی از فامیلامون تیزهوشان قبول شد و همین باعث شد که فشار ها روی من بیشتر بشه و بیشتر بهم گیر بدن تا قبول بشم.سال ششم قبول نشدم و سرکوفت خانوادم از اونجا شروع شد.به حدی سال ششم استرس داشتم که ریزش سکه ای موهام از اون سال ها شروع شد و هنوز ادامه داره.رفتم نهم و اونجا هم امتحان تیزهوشان و نمونه دولتی داشتیم و توی رشته تجربی و مدرسه نمونه دولتی قبول شدم.اصلا به رشته تجربی علاقه نداشتم و فقط به خاطر اصرار خونوادم و اینکه یکی از فامیلامون رفت تجربی منم فرستادن تجربی. درصورتی که من به کامپیوتر و برنامه نویسی و اینجور چیزا علاقه دارم. اصلا از تجربی خوشم نمیاد و خونوادمم گیر دادن که نه حتما باید دکتر بشی یا پرستار. هی بهشون میگم من دوست دارم برم برنامه نویسی یاد بگیرم ولی میگن ما ندیدیم کسی برنامه نویس بشه.بچه های مردم همشون دکتر مهندس میشن و بچه ما میخواد حمال بشه.هر شب بحث داریم سر این موضوع.دیگه دارم دیوونه میشم.بابام میگه من دارم خرج تورو میدم پس هرکاری من میگم باید بکنی.بابام هر روز که میاد خونه میگه امروز دیدم عکس فلانی رو زدن کنار جاده پزشکی قبول شده و سال بعد باید عکس نوروز ببینیم اونجا.من بهش میگم اکه قبول نشدم چی؟ و از اونجا دعوا شروع میشه و بابام میگه پس من برای چی دارم خرج تورو میدم و.سال بعد هم کنکور دارم و نمی‌دونم چیکار کنم.ممنون میشم راهنماییم کنید🙏