مشکلات خانوادگی
سلام ، خوب هستید
۱۶ سالمه مامانم مریضه ، نمیدونم مریضیش چیه هر دکتریم رفتیم بازم درست نشده ، مریضیش اینجوریه که رو بدنش و صورتش جوش هستش ، اون جوش ها هم ۷ ساله که موندن رو بدنش نرفتن ، اینا رو روحیاتش هم تاثیر گذاشته ، به همه بدبین شده فکر میکنه من دشمنشم و به بابام میگه خانواده تو منو جادو کردن اینجوری شدم و خیلی بهمون فوحش میده ، بابام به داییم ماجرارو گفته ، داییم میخواد ببرتش یه روانشناس خوب ، ولی مامانم عین دیوونه ها داد میزنه میگه نمیخوام برم و اینا ، منم این رفتارای مامانم روم تاثیر گذاشته بود خیلی زود عصبی میشدم و فوحش میدادم ولی الان کم کم دارم خودمو درست میکنم ، نمیدونم چیکار کنم روزامون خیلی تکراری شده ، چند باری هم خواستم خودکشی کنم ولی ترسیدم ، به نظرتون چیکار کنیم ، بابامم چون دوسش داره طلاقش نمیده













