با سلام دختری هستم 21 ساله در دوران عقد هستم در خانواده بسیار صمیمی زندگی میکنم و کم جمعیت و خانواده شوهرم پرجمعیت و صمیمیت زیادی بینشون نیست و احساسات کلامی بینشون باب نیست من بینشون احساس اضافی بودن میکنم و قادر به پذیرش مادر شوهرم نیستم چون به راحتی ازم نقص میاره اونم نقص ظاهری در صورتی که من از نظر ظاهری بسیار زیبا هستم و به تازگی برادر 25 سالمو از دست دادم و روحیم داغونه و تحمل حرف دیگران رو هم ندارم نا گفته نمونه خودم دانشجو روانشناسی هستم اما تمیتونم شرایطم رو کنترل کنم و از شدت عصبانیت بدگویی مادر شوهرم رو جلوی شوهرم کردم و الان پشیمانم و به دلیل این که برادرم رو چند هفته است از دست دادم قادر به مشاوره حضوری نیستم و از نظر رفت و امد خیلی رعایت میکنم ار لحاظ گفتار هم همینطور اما هر وقت خونه مادرشوهرم میرم یه چیزی بهم میگه که ناراحت شم
- On آذر ۲۰, ۱۳۹۷, ۱۲:۲۵ ب.ظ
Razeih
دسته بندی: مشاوره خانواده
مشکلات زندگی
:برچسب:
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
کاملا قابل درک است که در شرایط بسیار سختی قرار دارید و از دست دادن برادرتان نیز باعث حساسیت بیشتر شما نیز شده است. در صورت امکان برخوردهای همسرتان را بیان کنید؟ گاهی مادرشوهرها گمان می کنند که عروسشان آمده است تا پسرشان را از آنها بگیرد شما می توانید با رفتارهایتان این دیدگاه را از بین ببرید . با توجه به این موضوع که خودتان آگاهی دارید که ایشان حرفهایشان درست نمی باشد نباید به آنها حساسیت زیادی نشان دهید که به عنوان نقطه ضعف شما شناسایی شود . با احترام به ایشان می توانید جایگاه خودتان را بهتر کنید. در جلوی همسرتان از مادرشان و خانوادیشان بدگویی نکنید چون حسایت همسرتان زیاد می شود. زمانهایی به خانواده همسرتان و مخصوصا مادرشوهرتان تماس بگیرد و یک احوال پرسی ساده کنید که همسرتان کنارتان نیس اینگونه خانواده همسرتان متوجه می شوند که احترام شما برای آنها از روی اجبار پسرشان نیست. سعی کنید در جمع خانواده تنها به عنوان یک عروس رفتار کنید و احترامشان را به عنوان بزرگ تر حفظ کنیدو همچنین رفت آمدهای خود را مدیریت کنید تا نه زیاد از حد باشد ن کم تر از حد عادی.
نیاز به توضیحات بیشتری بود خدمتم
شاد باشید