سلام وقتتون بخیر
حدودا دو ساله که ازدواج کردم؛شوهرم از اول خیلی بی محبت و توجه بود اما رفته رفته اوضاع بدتر میشه؛هیچ توجهی به من نداره،نسبت به ناراحتی و بیماری و حتی حرف ها و خواسته های من بی توجهه،بود و نبودش تو خونه اصلا مشخص نیس چون یا با تلوزیون مشغوله یا گوشی،انتظار داره همیشه من برم سمتش،با وجود بی محلی هاش باز بهش توجه کنم مثل پروانه دور خودش بچرخم اما انتظاری ازش نداشته باشم،فقط هم تا زمانی ک باهاش بگم و بخندم و بله و چشم بگم دوسم داره…
تا بهش اعتراض میکنم ک باهم صحبت کنیم ببینم مشکلش چیه عصبی میشه میگه حیف خوبی هایی ک بهت کردم تو کوری نمیبینی،من حسرت زندگی مردم ب دلم مونده و خلاصه دست پیش میگیره ک پس نیوفته
کل تعریفش از محبت شوخی های زشتیه ک میکنه(برای مثال عکس حیوونی رو نشون میده میگه عه چقدر شبیه توعه،یا خودم و خونوادم رو مسخره میکنه)اینا ب نظرش محبته ک من رو بخندونه
واقعا خسته شدم نمیدونم چه برخوردی باهاش داشته باشم ک اصلاح شه ،چه با زیون نرم چه با دعوا و کم محلی دائم بهش گفتم ک رفتارات اذیتم میکنه اما درست نمیشه