سلام من یک دختر ۱۵ ساله بودم که ازدواج کردم و الان ۱۰ سالی از ازدواجم میگذرد شوهرم ادم خوبی است اما من نمیتونم دوسش داشته باشم چون هنوز نفهمیدم دوست داشتن یعنی چی مثلا وقتی با همسرم میرم پارک دو نفر رو که روی نیمکت میبینم بغل کردن همو پیش خودم میگم من هیچوقت این روزا رو نداشتم و شبیه این مسائل.. دو تا بچه هم دارم نمیدونم باید چیکار کنم طوری شده که بچه های خودم هم نمیتونم دوست داشته باشم.ممنون میشم راهنمایی کنید22 دقیقه پیشخوانده شد
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
گاهی این تجربیات در سنین بالاتر برای افرادی که در سن نوجوانی و در اوج گرایش به جنس مخالف وارد پروسه ازدواج می شوند ایجاد می شود اما در اینجا شما بیان نکردید که همسرتان مشکلی دارند و یا اختلافاتی با ایشان دارید بلکه بیان کردید که احساسات و نیازهایی را تجربه می کنید که متناسب با شرایط سنیتان نیز هست اما انها را تجربه نمی کنید .
در این مسیر بهتر است در اول برای بررسی این احساسات و نیازهایی که دارید به روانشناس مراجعه داشته باشید تا انها بررسی شود و در کنار آن بتوانید زندگی مشترک با همسرتان را مورد بررسی قرار بدهید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
شناخت شما نسبت به احساسات و نیازهای خودتان کمک می کند تا شما بتوانید ارتباط بهتری با همسرتان ایجاد کنید و رد کنار آن بتوانید به احساسات و نیازهای خودتان در مسیر درستی پاسخ بدهید و در کنار آن بتوانید شرایطی را که در آن قرار دارید را بهتر انالیزکنید و بدون سرزنش کردن خودتان و یا دیگری در جهت رشد فردی پیش بروید.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354783
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
متاسفانه زمانی که افراد در سن پایین ازدواج می کنند به دلیل این که هنوز خیلی هویت آن ها به درستی شکل نگرفته است و نمی دانند از زندگی خودشان دقیقا چه می خواهند و چه مسیری را می خواند در آینده در پیش بگیرند و یا به اندازه کافی هنوز به این موارد فکر نکرده و تصمیم گیری و جهت گیری نکرده اند، ممکن است پس از مدتی که تازه به خودشان می آیند احساس سردرگمی داشته باشند و این مواردی که به آن اشاره داشتید کاملا قابل درک است.
خوب است که از همسرتان رضایت دارید و اگر چه به سن و سال فرزندان تان اشاره ای نداشتید اما به نظر می رسد تنها مسئله مهم شما اکنون همین احساس است که انگار نمی دانید دقیق از زندگی خ.دتان چه می خواسته اید و اکنون در چه مسیری هستید و آیا زنگی تان منطبق بر خواسته ها و نیازهای شما هست یا خیر.
با توجه به این موارد شما نیازمند دریافت کمک حرفه ای از سوی یک متخصص هستید تا بتوانید پس از شناسایی درست این گونه تعارضات مسیر خودتان را پیدا کنید و بدانید با افکارتان چه کنید و چگونه در مسیر زندگی دلخواه تان اقدامات موثرتری را انجام دهید و در مسیر مناسب خودتان گام بردارید تا کیفیت بیشتری را در زندگی تان تجربه کنید.
لازم است با کمک و نظارت یک فرد متخصص به شناسایی و بازنگری خواسته ها و انتظارت خودتان از زندگی مطلوب تان بپردازید و بعد بتوانید برای آن ها برنامه ریزی و هدف گذاری داشته باشید.
به عنوان مثال اگر دیدن دو نفر در یک پارک برای شما یادآور داشتن یک رابطه با احساس و عاشقانه و با کیفیت است، باید بدانید چگونه می توانید به سما تجربه رابطه با کیفیت تر با همسرتان حرکت کنید و درباره گذشته و تصمیم گیری درباره ازدواج هم اگر سرزنش و یا خشمی نسبت به خودتان و یا اطرافیان دارید شناسایی و بررسی شود تا بتوانید بهتر با واقعیت زندگی تان کنار بیایید در عین حال که به سمت خواسته ها و ارزش ها و مواردی که به زندگی تان معنا می بخشد حرکت کنید.
بنابراین با توجه به این موارد به شما توصیه می شود حتما در اسرع وقت به صورت حضوری و یا غیر حضوری از طریق مراجعه به یک روانشناس و یا مشاور برای دریافت کمک تخصصی و راهنمایی های لازم و دقیق تر در این زمینه اقدام نمایید تا قبل از آن که کارکردهای شما مختل شود و یا درگیر مشکلات و اختلالات جدی تری مانند افسردگی بشوید، بتوانید در مسیر درست حرکت کنید و به این ترتیب لازم است خودتان را نسبت به خواسته ها و نیازهایی که دارید نسئول بدانید و متعهدانه در مسیر تحقق آن ها بکوشید.