سلام وقت بخیر ببخشید من سه ساله ازدواج کردم و با همسرم رابطه خوبی داریم،خواهرِ جاریم قبلا دوست مدرسه ای من بوده،و الان پشت سر من حرفای بدی زده به همشو به ناحق گفته مثلا بچه مریض دنیا میاره و…برادرشوهرم چنربار به شوهرم و خودم بی احترامی کرده،و شوهرم متاسفانه خیلی طرفداری برادرشو میگیره،من از این موضوع ناراحتم چون شوهرم وضع مالی خوبی نداشت و من بخاطر عشق و علاقه باهاش ازدواج کردم ولی الان حس میکنم اصلا براش مهم نیستم اولویتش برادرشه،من تک فرزندم و ۲۴سالمه رابطه خوبی هم با خانواده شوهرم دارم،الان مشکل من برادرشوهرم و خانمش و خواهر خانمش که داره واقعا پشت سر من بدگویی میکنه،ولی شوهرم خیلی مستقیم حرفی نزده بهشون،حتی چندمدتی بخاطر در باز نکردن برادرشوهرم روی ما،باهاشون قهر بودیم ولی باز شوهرم داره باهاشون صمیمی میشه،برادرشوهرم از نظر اخلاقی خیلی سطح پایین هست و مدام مشروب میخوره،ولی‌الان من میتونم با برادرشوهرم با بچه هاش کنار بیام ولی با جاریم و خواهرش که پشت سرم حرفای خیلی بدی زدن نمیتونم،ولی مثلا شوهرم با جاریم سلام علیک میکنه حس میکنم من براش اصلا اهمیتی ندارم،من همه جا طرف شوهرم گرفتم،حس خیلی بدی دارم به اولویت چندم بودن،و اینکه نتونستم به خواهر جاریم جوابی بدم،در ضمن نمیتونمم بگم که برو به برادرت بگو چون دوتا برادر به جون هم میفتن و ممکنه دعوای بدی بشه و نمیخوام اینطور بشه،شوهرم منو خیلی دوسداشت ولی الان حس میکنم گول خوردم و واقعی دوسم نداشته،چون بخاطر خانواده برادرش سه روز باهام‌قهر بود که چرا گفتم با زن برادرت حرف زدی به من اهمیتی ندادی و حرفایی که پشت سرم زدن،در ضمن خواهر جاریم هرکاری بخواد بکنه با جاریم هماهنگه اینو خود شوهرمم میگه،یعنی باهم خیلی صمیمی هستن،الان واقعا داره احساساتم تبدیل به کینه‌میشه و من ازدواج دومم هست نمیخوام زندگیم‌به‌مشکل جدی بخوره،‌لطفا راهنماییم کنید ممنون