سلام خسته نباشید من با خانواده خانومم مشکل پیدا کردم من۲۳ساله خانومم ۱۶ساله.ما تو دوران عقدیم چن وقت پیش خانومم یدفه گفت جدا بشیم بعده یه مدت کشمکش اون موضوع حل شد و خانومم مثل سابق خوب شد ولی بعده اون موضوع الان مادرزنم جلوی باهم بودنمونو میگیره خوشش نمیاد با من باشه به خانومم میگه تو که یه مدت گفتی طلاق حالا خودتو نشکن زود باهاش(یعنی من)خوب نشو تا جاییکه میتونه جلوی باهم بودنمونو میگیره البته اینو بگم که تو ماجرای جدایی خواستن خانومم منو مادرزنم بگو مگوهای زیادی داشتیم ولی بعد خوب شدن خانومم همه چی برای من تموم شد اما انگار برای مادرزنم اینطور نیس از من کینه داره و با قربانی کردن زندگی منو دخترش از من داره انتقام میگیره با من مشکل داره داشته باشه مشکلی نیس ولی چرا زندگی دخترشو خراب میکنه؟چون خوده خانومم دوس داره باهم باشیم اما اون نمیذاره!

یه احتمال دیگه ایم میدم که چون رابطه ی مادر دختریشون خیلی خیلی صمیمانه هست میترسه من ازش بگیرم ازش جدا کنم حتی شب نامزدی هم پیام داد گفت پشیمونم دخترمو بهت دادم..!

این درحالی هست که خودشونم بارها بهم گفتن تو پسر خوبی هستی هیچ اشکالی هم نداری

همه ی اینا باعث نفرت من از مادرزنم شده چون بهترین روزامو ازم گرفت… ببخشید زیاد شد ولی اعصابم داغونه بهم کمک کنید بگید چیکار کنم؟چه رفتاری داشته باشم؟