3
مشکل با همسرم
با سلام
من 4روزه که عقد کردم ولی الان فهمیدم که خانمم باکره نیست و در به در دنبال دوختن پردش هست البته فکر میکنه من نمیدونم.من چون واقعا دوستش دارم و می دونم که پشیمونه و از قصد این کارو انجام نداده گولش زدن مشکلی با باکره نبودنش ندارم ولی نمیدونم چجوری با خودش مطرح کنم که نره دنبال دوختن پردش.البته باکرگیش برای قبل از ارتباط با من بوده














دوست عزیز دوراه دارید یکی اینکه همونطور که خداوند ستارالعیوبه شما هم بر این موضوع سرپوش بذارد … دوم اینکه اگر احساس میکنید با گفتن این موضوع ایشون از زیر بار این فشار روحی خارج میشه بهتره در زمانی آرام این موضوع رو بیان کنید … البته اگر قصد گفتن دارید بهتره زودتر بگید نه اینکه ۴ سال دیگه بیان کنید
سلام من وهمسرم ۸ سال هست که باهم زندگی را شروع کردیم که نتیجه آن یک فرزند ۵ ساله است ولی همسرم از سال دوم خیلی زود رنج پر توقع انتقاد پذیر نیست و هر دو مان هم کارمند هستیم در دو مکان کار می کنیم وحال نیز قصد داریم یک فرزند دیگه داشته باشیم که تاکنون ۸ ماه است که نتیجه نگرفتیم واین نیز باعث ناراحتی بیشتر شده است که هرچی هم من به اومیگوییم که خدا می خواهد ولی باز ثمری ندارد بنظر شما من بااین زندگی که دارم چکار کنمجوابم رو بدین
دوست عزیز برای فرزند دار شدن باید بطور مشترک به نتیجه برسید تا در تولد بچه اختلالی به وجود نیاد پس در این رابطه با همسرتون هماهنگ باشید ….
زودرنجي، حاصل اعتماد به نفس پايين، شناخت ناقص يا غلط از ويژگيهاي خود و ادراك ناكارآمد از رفتار ديگران است. كساني كه شناخت كافي از خود (ويژگيها، نيازها، امكانات و محدوديتها) ندارند، به جاي سرمايه گذاري شناختي بر روي خود، بر ديگران سرمايهگذاري رواني ميكنند؛ به همين سبب است كه هيجان ايشان نيز كاملا تابع رفتار ديگران و بازخوردهاي ديگران از رفتارهاي ايشان است. يك احساس گناه دائمي باعث ميشود انتقال نادرستي از معناي رفتاري و گفتاري ديگران در ايشان شكل بگيرد كه انرژي رواني آنها را به شدت مصروف خود خواهد نمود. لذا تمام تلاش ما در برخود با اين افراد، تقويت اعتماد به نفس، شناساندن نقاط مثبت آنها به خودشان و تنظيم سيستم اداركي آنها خواهد بود.
براي حل زودرنجي نياز به كمي صبر و تحمل و انجام راهكارهاي عملي و تمرين و ممارست است تا بتوان به راحتي بر اين مسأله فائق آمد. شناخت مشكل، اقرار به وجود آن و تصميم بر انتخاب راه حل مناسب براي آن، نيمي از راه براي حل مشكل است.
اما، در برخورد با اينگونه افراد چه بايد كرد ؟
۱- بايد به فرد مورد نظر بفهمانيد كه نبايد فكر كند دچار مشكل است . تنها او نيست كه با اين مسأله روبرو ست،افراد ديگر هم تا حدودي اين حالت را تجربه كردهاند. آن چه خطرناك است و جاي نگراني دارد، باقي ماندن در اين حالت است.
۲- او بايد بداند «زودرنجي» قابل كنترل است؛ بخشي از آن بر اثر بالا رفتن سن و كسب تجربه و پختگي بيشتر، و بخشي ديگر نيز بر اثر مراقبتهاي ويژه، كمتر مي گردد. به طور طبيعي بايد به گونهاي برنامه ريزي نماييد كه حالت زودرنجي پس از مدت زمان كوتاهي در او خاموش شود و گرنه ممكن است در دراز مدت، مشكلات بسياري را به دنبال داشته باشد، كه از جمله آنها اعتماد به نفس ضعيف، افسردگي، يأس و نااميدي و… ميباشد.
۳- كاهش انتظارات از ديگران؛ عزّت و سربلندى انسان در گرو عدم درخواستهاى مكرّر از ديگران است. تا مىتواند به خود متكى باشد و به آنچه هست و دارد، اكتفا كند.
۴- اعتماد به نفس و داشتن روحيه خودباوري، بخشي از عوامل موفقيّت او محسوب ميشود؛ لذا سعي كنيد اعتماد به نفس او را تقويت كنيد ( مثلا شرايطي فراهم كنيد تا خودش را باور كند، استعدادهايش را هر چه بيشتر بشناسد، كمك كنيد تا خود را مثبت ارزيابي كند، شكست ها و گذشته هاي ناموفق را فراموش كند، با كسي او را مقايسه نكنيد و … شما مي توانيد به او نكات مثبت شخصيتياش را ياداوري كنيد و به او كمك كنيد تا به درك درستي از خود برسد).
۵- بينش مثبت نسبت به ديگران؛ ممكن است علّت رنجش او از ديگران اين باشد كه نسبت به آنها ديد منفي داشته و فكر مي كند همه مخالف اوهستند واو را دوست ندارند، اين تصور باعث ميشود كه بدون دليل از ديگران برنجد. سعي كنيد نگرش او را نسبت به ديگران تغيير دهيد طوريكه بپذيرد همه او را دوست دارند و اگر هم در مواردي به او تذكر ميدهند يا سخت ميگيرند، از آن جهت است كه او براي آنها مهم هست و همه نگران حال او هستند و از باب دلسوزي به او تذكر ميدهند.
۶- او را متوجه پيامدهاي منفي حالت حساسيت و رنجش از ديگران كنيد؛ از او سؤال كنيد كه با حساسيت و رنجش از ديگران چه چيزي نصيبش مي شود؟ آيا به اين فكر كرده كه آدم عاقل هيچ گاه در زندگي كار بيهوده انجام نمي دهد؟ اكنون درباره اين حساسيت و رنجش بايد فكر كند ببيند چه چيزي به او مي دهد. آيا اين، غير از افسردگي و ضعف اعصاب و سرخوردگي چيزي براي او داشته است؟! آيا عاقلانه است كه اجازه ورود چنين حسي را به خود بدهد؟ به او يادآوري كنيد كه توانمندي هاي زيادي دارد و حتما مي تواند با اراده قوي جلوي ورود اين حس به وجودش را بگيرد و به ان ورود ممنوع بگويد.امتحان كند؛ ضرري ندارد.
۷- در گفتگوهاي دوستانه شركت كرده و با ذكر لطيفه هايي زيبا وخنده دار جمع دوستان را رونق بيشتري ببخشد. سعي كند هميشه شاد و خندان باشد.
۸- از سوء ظن به ديگران اجتناب كند. رفتار ديگران را حمل بر صحت كند و تفسير بدبينانه از رفتار ديگران نسبت به خود نكند.
۹- خود را تافته جدابافته نداند، سعي كند با ديگران بيشتر معاشرت داشته باشد.
۱۰- اشتباهات ديگران را بپذيرد و خطاهاي آنها را عفو كند و همه رفتارهاي ديگران را تعمدي عليه خود تفسير نكند، بلكه با خود بگويد همان طور كه من گاهي اوقات اشتباه مي كنم و بدون عمد رفتار نابجايي ممكن است انجام دهم، ديگران نيز ممكن است چنين رفتارهايي را مرتكب شوند.
۱۱- شخصيت خود را يك شيشه بلورين و شكستني فرض نكند كه با كوچكترين ضربه آسيب پذير شود.
۱۲- واقع بين باشد، يعني پذيرش واقعيت ها و نگاه واقع بينانه به حوادث و افراد.
۱۳- زياد صلوات بفرستد. ذكر صلوات و استمرار آن در كاهش تنش هاي روحي و خوش خلقي مؤثر است.
۱۴- اجتناب از منفي بافي و افكار منفي.
۱۵- مثبت نگري در زندگي و مرور جنبه هاي مثبت زندگي و موفقيت هايي كه علير غم مشكلات، تا به حال داشته است.
۱۶- اجتناب از تنهايي و بيكاري.
۱۷- شركت در مجالس دعا و ساير مجالس مذهبي.
۱۸- به رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مىزند و او را عصبانى مىكند، بىتوجه باشد. براى مثال اگر كسى با حرف ناروا او را بر مىافروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى بپرهيزد و يا محيط را ترك كند. به گفتههاى او توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكند. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهد و راه بىتوجهى و سهلگيرى را پيش گيرد.
۱۹- يك نفر محرم اسرار براى خود برگزيند. اين رابطه نزديك و صميمانه، بايد به گونهاى باشد كه بتوان در مورد موضوعات مختلف با او درد دل كرد و حتى بدون اينكه احساس كند وقت او را تلف كرده ، به او تلفن بزند و موضوع را با وى در ميان گذارد. در اين صورت است كه با پديد آمدن هرگونه مشكل جسمى يا روانى، مىتوان با تكيه كردن به او و بيان مشكل خود، احساس آرامش كرده و پشتوانه روانى براي خود داشت.
۲۰- شوخ طبع باشد و احساسات منفى و تندش را نسبت به ديگران با تمرين به احساسات مثبت تبديل كند. البته نبايد شوخ طبعى حالت تهاجمى به خود گيرد و از طريق شوخى و خنديدن به شكستهاى ديگران، به گونه پرخاشگرى بروز داده شود و با شوخىهاى آزار دهنده و متلكهاى غيراخلاقى يا ضد اخلاقى به انتقام جويى از ديگران پرداخت.
۲۱- سعي كنيد كتبي كه در زمينه ارتباط مؤثر وجود دارد براي ايشان تهيه كنيد تا بتوانند اطلاعات خود را در زمينه آداب معاشرت و توانايى برقرارى روابط مناسب و اسلامى را در خود افزايش دهند.
توجه داشته باشيد تا زمين نخوريم، راه رفتن نمىآموزيم. بنابراين به او يادآوري كنيد كه از خنده هاي ديگران هرگز نهراسد. اگر به او خنديدند، او نيز مانند آنان بخندد و اعتماد به نفس خود را از دست ندهد و از خود نقطه ضعف نشان ندهد؛ در اين صورت عظمت شخصيت او بر ديگران آشكارتر خواهد شد و برايش احترام بيشتري قائل خواهند بود.
در پايان بايد يادآور شد، اين مقصود اندك اندك به دست مىآيد؛ نه با چند جلسه تمرين و خواندن چند جلد كتاب. اجراى پيوسته دستورالعملها، تكنيكها و رفتارها، لازمه رسيدن به اين هدف است.
در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲