من و شوهرم 16 سال هست از ازدواجمون می گذره و یک پسر 11 ساله هم داریم.در دوران بارداری نسبت به من بی توجه شد و بعدها متوجه شدم با کسی رابطه داره بعد کلی ماجرا و دعوا ابراز پشیمانی کرد و اون رابطشو تموم کرد. بعد مدت ها حدود دو سه سال بعد دوباره فهمیدم با یک نفر رابطه داره و دلیلش این بود که من با دختر خاله هام میرم بیرون و تفریح و دور دور.ولی من بهش وفادار بودم و تفریح ما تفریح های دور همی خانومانه بود فقط. و از دلایلش بی توجهی و محبت نکردن به من بود.حتی وقتایی مه لازم یه مرد حمایت کنه ازم نبود و تا من خودمو بزور بهش تحمیل نمیکردم ازون خبری نبود.بعد مدتها چند وقتی ایشون رو ترک کردم به مدت چند ماه چون نسبت به همه امور بی توجه بود مثلا سقف خونه مشکل داشت یخچال خراب بود و … که اصلا رسیدگی نمیکرد میگفت پول ندارم و ناگفته نماند رییس بانک هستن و برای اموری مثل تفریح و ورزش باشگاه خرید برای خودشون پول داشتن برای رسیدگی به امور خونه نه.من بخاطر اینکه زندگیم برام مهم بود برگشتم و ایشون قول دادن تغییر کنن و به امور زندگی رسیدگی کنن ولی دوباره بعد یک ماه دیدم فقط حرف بود و هیچی تغییر نکرد.اینبار دوباره خونه رو ترک کردم و با حق طلاقی که چند سال پیش بعد رسوایی رابطه غیر اخلاقیش بهم داده بود جدا شدم.چند روز پیش دوباره بهم پیام داد برگرد هنوز دیر نشده و دوست دارم و این حرفا ، نمیتونم تصور کنم زندگی بدون تورو هرچی بگی انجام میدم و … .ناگفته نماند بعد رفتن من از خونه به سرعت ماشین و اموالشو به نام یک نفر دیگه زدن اونجا متاسف شدم برای خودم چون من دنبال مادیاتش نبودم می خواستم زندگیم درست بشه.بخدا ابروم در خطره همه میگن این اهل زندگی نیست.نمیدونم برگشتن کار درستیه یا اصلا اعتمادی به حرفاش بکنم با وجود سابقه خرابش یا نه.لطفا راهنماییم کنین.ممنون