سلام من چند ماهه با همسرم مشکل پیدا کردم ایشون چند ماهی هست ک با چند دختر در ارتباط بود و من اولا خیلی حرص میخوردم ولی بعدش بیخیالی پیش گرفتم و حتی در چند مورد با اونا بعنوان یکی از فامیلای همسرم صحبت کردم بدترین کارم این بود ک منم بخاطر بیمحبتیهای شوهرم ب سمت دوستی با چند نفر دیگه رفتم و الان ی ماهه ک کلا با کسی نیستم ولی شوهرم تازه جریان دوستای منو فهمیده و ی دعوای خیلی بد بین خانواده هامون و ما اتفاق افتاد ک در حال حاضر خانواده ی منو ب خونمون راه نمیده و تهدید میکنه ک پدرمو میکشه و بعد اون منو میکشه لطفا راهنماییم کنین چیکار کنم آرامش ب زندگیم برگرده
طلاقمم نمیده میگه اگ پاتو از در بزاری بیرون میکشمت یا اصلا نمیزاره بچمو ببینم
نمایش نظرها (1)
بنظرمن اگه شوهرتو دوست داشتی ومرد کارو زندگی بود کاش بیشتر صبر میکرذی وطور دیگه ای رفتار میکردی تا سرعقل بیاد ولی اگه نه واقعا علاقه ای نبوده و وظایف زناشویی شو از جنسی و مالی انجامنمیداده کار درستی کردی وحقش بوده .. یه مدت سکوت کن وماری به مارش نداشته باش بزار تو تنهایی تصمیم بگیره وطوری رفتار نکن که تقصیر تو بوده تو همباهاش سرسنگین باش واگه تو این مدت دعوا وحرفی همزد سکوت کن اگه بعد این مدت کاری نکرد وحرفی نزد وتصمیمی نگرفت بعد حداقل یه ماهی دوباره مسائلو بهش توضیح بده همه چیو واینکه تو کاری کردی که اون کرده وبی محبتیاشو و ابراز علاقه کن و بگو هنوز میخای ادامه بدی وباید همو ببخشین حالا باحرف یا پیام یا نامه و بگو دوباره بهم فرصت بدین که خودتونو اصلاح کنین تو یه فرصت چن ماهه ..اگه قبول کرد که کرد اگه نکرد بگو بهتره از هم حدا بشیم اگه طلاقت داد که داد ندادم خودت درخاست طلاق بده مهریه وبچه تو بخاه بعد میتونی بخاطر بچه از مهریه بگذری یاهم به دیدن هفته یبار بچه ت راضی بشو یادت باشه که ایناهمش حرف مفته و ازش نترس