سلام من دختری ۱۸ ساله هستم‌ ساکن تهران ک یک سال با پسر خالم که ساکن اردبیل هست و ۲۱ سالشه نامزد کردم ما خیلی باهم بحث میکنیم و دعوا داریم و اون همیشه روزایه خوبه زندگیمو برام زهر میکنه مثلا ت عروسی داداشم سر یه پیک مشروب ک گفتم نخور اشک منو در اورد و ما تا قبل عید باهم حرف نمیزدیم بعد عید ک رفتم اردبیا اونجا با وساتت بپدر و مادرش باهم اشتی کردیم و این ۳ روز بیشتر طول نکشید و بعد سر اینکه چرا خونه مامان بزرگم شب خوابیدم ۳ روز باهام قهر کرده و برخلاف تماس هام و اینکه رفتم پیشش و معذرت خواهی کردم درست نشد و بعد یه مدت خودش اومد منت کشی و من نپذیرفتم و گفتم ک میخوام تموم شه نامزدیمون البته ما عقد نکردیم هنوز و اینکه اون هم حرف هایی زد ک واقعا قابل هضم نبود و بعدش گفت کاز روی عصبانیت گفته و الان من نمیدونم ک باید چیکار کنم و خانوادم میگن ک بخاطر ابروشون ی فرصت دیگه بدم ولی من نمیخوام و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم لطفا کمکم کنید