سلام
منو همسرم نزدیک یماه هست که ازدواج کردیم
قبل ازدواج من فقط ایشونو پسندیده بودم علاقه ای بهشون نداشتم بعد که همه گفتن علاقه بعدش بوجود میاد منم دلم راضی شدو قبول کردم..حالا که گذشته میبینم من هنوز علاقه ی زیادی به همسرم ندارم پسر خیلی خوبیه ولی یه سری رفتاراش که اونم بخاطر علاقش به منه اذیتم میکنه گاهی سبکه و همش رفتارای بچگانه داره و این رفتاراش باعث میشه ازش دور شم..و اینکه رابطه جنسی هم داشتیم ولی من اصلا از رابطمون لذت نمیبرم و تحریک نمیشم و این موضوع واقعا ناراحتم کرده نمیدونم برای چیه خجالت نمیکشم دوری هم نمیکنم ولی لذت نمیبرم..الان خیلی داغونم نمیدونم چیکار کنم..اصن نمیدونم دوسش دارم یا نه..از رفتاراش بدم میاد ولی باز در کنارش محبتاشو دوس دارم..واقعا گیج شدم نمیدونم میتونم تا اخر عمر باهاش زندگی کنم یا نه
نمایش نظرها (9)
سلام دوست عزیز
البته اینکه میگن علاقه بعد از ازدواج بوجود میاد در مورد درصد کمی از مردم صدق میکنه نه همه،ولی فکر میکنم این مسائلی رو ک شما بیان کردید حل شدنی هستن.
در مورد رفتار بچگانه همسرتون،اگه این رفتار جلو شخص ثالثی انجام نمیشه چ ایرادی داره؟وقتی زن و شوهر تنها هستن حتی اگه خاله بازی هم بکنن مشکلی نداره ولی اگه جلو شخص ثالثی این حرکات رو انجام میدن در ی فرصت مناسب بنشون تذکر بدید و بگید ک اصلا این رفتار درست نیست و شما خوشتون نمیاد.
در مورد رابطه تون هم با همسرتوو صحبت کنید و حقیقت رو بگید.ممکنه ایشون نیاز ب مراجعه ب پزشک داشته باشن ک در این صورت قابل در مان هست.
متأسفانه بیشتر مشکلات ما ایرانی ها در اثر حرف نزدن و عدم گفت و گو بوجود میان.
برخورد درست و منطقی با مشکلات راه حل عبور از ناملایمات زندگی است.
اما اگر این کار ها رو انجام دادید و همه چی درست شد ولی باز هم اون علاقه لازم در وجود شما بوجود نیومد و شما نتونستید ایشون رو ب عنوان شوهر دوست داشته باشید،اونجاست ک باید ی تصمیم کاملا جدی و قاطع برای آیندتون بگیرید.
البته امیدوارم آرامش و عشق ب زندگیتون برگردن.
من بهش گفتم..مثلا رفتارش رو جلوی دیگران بهش چندبار گفتم..در برخورد با دیگران خوبه اما جلوشون همش به من نگاه میکنه و حرکتای زشتی انجام میده که هرچقدرم میگم بازم گوش نمیده..البته چرا یکم کم شده..برای رابطه جنسی هم اون کارش خوبه و درست و منم کارایی که گفتم برای زن لذت بخشه رو انجام داده ولی فکر میکنم مشکل خودمم حالا میگن گرمی بخور منم دارم انجام میدم تا ببینم چی میشه..
من بهش گفتم..مثلا رفتارش رو جلوی دیگران بهش چندبار گفتم..در برخورد با دیگران خوبه اما جلوشون همش به من نگاه میکنه و حرکتای زشتی انجام میده که هرچقدرم میگم بازم گوش نمیده..البته چرا یکم کم شده..برای رابطه جنسی هم اون کارش خوبه و درست و منم کارایی که گفتم برای زن لذت بخشه رو انجام داده ولی فکر میکنم مشکل خودمم حالا میگن گرمی بخور منم دارم انجام میدم تا ببینم چی میشه..
خب اینکه رفتارش جلو دیگران بهتر شده نشون میده با تذکر دادن مداوم این موضوع حل خواهد شد و اگه مرتب باهاش صحبت کنید درست میشه.
ولی در مورد رابطه جنسی من فکر میکنم شما ایشون رو ب عنوان شوهر نپذیرفتید و فقط بدلیل اینکه انسان خوبی هست بهش احترام میذارید و شاید دلیل عدم رضایتتون از رابطه جنسی هم همین باشه...درسته؟
نمیدونم فک کنم...الانم همش دوس دارم تنها باشم اخه از روز اول همش باهم بودیم برام خیلی سخت بود که بخوام چند روز کنارش باشم یهویی یه ادم تنها میره و یکی میاد کنارش که هنوزم نمیدونه دوسش داره یا نه..اون خیلی عاشقمه همش میخواد کنارم باشه ولی من برعکسم دوس دارم کمتر ببینمش نه هر روز واقعا به تنهایی احتیاج دارم ..از روز عقدم بغض داشتم ولی نمیتونستم خالیش کنم ولی دیشب فرصت کردم تنها شدمو تونستم خودمو خالی کنم..از این موضوعات ناراحتم نمیدونم مشکلم حل میشه یا نه عاشقش میشم یا نه همچنان میخوام دور باشم ازش
سلام دوست عزیز
اینکه میگین همسرتون دوستون داره و بهتون محبت میکنه خیلی خوبه و یه امتیاز مثبته
از طرفی از لحاظ جنسی هم میگین همه کار میکنه که واس یه زن لذت بخشه و رفتارهای بدشم که داره کمتر میشه
چرا نباید بش امید داشت
شاید تو وجود شما هم مشکلی باشه یکطرفه فکر نکنید بش ، چون افکارتون عوض نمیشه اینطوری
همه ادمها نقص هایی دارن و هیچ کس بی نقص نیست
وقتی میبینید داره بهتر میشه بیشتر وقت بذارین تا بهتر و بهتر شه و همزمان ب درون خودتون هم مراجعه کنید و مشکلتون با خودتون رو هم حل کنید
اینطوری اگه همه چی خوب بشه تا اخر عمر ب خودتون افتخار میکنید که به رابطه ای کامل رسیدین
اگه بهتر نشد اونوقت به فکر راه دیگه باشید
طبق گفته دوستمون با وقت گذاشتن و حرف زدن و عمل کردن خیلی از مشکلات روحی و جنسی و عاطفی قابل حله
به امید روزهای خوب
همونطوری ک گفتید کاملا مشخصه ک شما رو مجاب کردن ک با این آقا ازدواج کنید و اصلا از روی آگاهی و علاقه خودتون نبوده...بنظرم بهتره چند روزی تنها باشید و فکر کنید...
البته این نکته رو هم فراموش نکنید ک شوهرتون شما رو دوست داره و این خیلی نکته مثبتی محسوب میشه.
شما به فکر کردن نیاز دارید.باید در خلوت خودتون همه جوانب رو بسنجید و تجزیه و تحلیل کتید.
مواظب باشید در این مقطع ب هیچ عنوان بچه دار نشید.
نسبت به خواستگارای دیگم اینا بهترین بودن مخصوصا خانوادشون و اقوامشون که بشدت خوب و مهربونن و من واقعا دوسشون دارم فقط مشکلم با خودشه که امیدوارم حل بشه
ممنون از راهنماییتون
خواهش میکنم.امیدوارم حل بشه و خبرهای خوشحال کننده ای ازتون بشنویم.
قطعا این مشکل کوچیک حل شدنی است.