سوالتو بپرس
X

گمراه شدن در زندگی

سلام دختری هستم 22 ساله خواهش میکنم بخونید چون مادرم منو مشاوره نمیبره ،من در سن 17 سالگی با پسری از طریق فضای مجازی اشنا شدم و چون برام ظاهر ادما مهم بود باهاش قرار گذشتم و قرارمون کافی شاپ بود ولی بعد منو به جای دیگه ای کشوند .چون تجربه ای در دوستی حضوری نداشتم و همش فک میکردم پسرا دختر هارو به زور وادار به رابطه جنسی میکنن. با قسم هایی که میخورد بهش اعتماد کردم اولین بار نجابتمو از دست نداده بودم و همش احساس گناه میکردم اصلا فکرم به این خطور نمیکرد که هنوز دختر باشم یا نه فقط حس گناه تا 2 ماه با ترس زندگی کردم گاهی انگار شخصیت خودم ازم جدا شده بود مقاابلم قرار میگرفت تا اینکه به یه وکیل که قبلا باهاش ارتباط تلفنی داشتم تماس گرفت تو اون لحظه مث احمق ها گفتم چی شد اونم شروع کردن به ترسوندن من طوری که فکر کردم باید با اون پسر رابطه امو ادامه بدم و برای بار دوم نجابتم از بین رفت به این وکیل خم بعدش گفتم بعد رفتم دکتر که گفت 3 ماه دیگه بیا اونجا نفهممیدم منظور از 3 ماه ترمیم بود روزای خوبی نبود دیگه افسرده شده بودم بعد دیگه وکیله اوایل مث یه تکیگاه بود بعد شروع کرد به تهدید کردن مخاطبین گوشیمو هک کرد و.. از شهرستان میرفتم تهران 3 بار رفتم تو اون موقع من شده بودم یه عروسک که اون کنترلم میکرد تا به خودم اومدم دیگه شروع کردم به جنگیدن با اون تحت فشار های روحی روانی قرارم میداد تا به خودم اومدم دیدم شد 19 سالم داغون شدم تو اون 2 سال در حدی که فراموشی گرفتم به سختی تموم شد 21 سالم بود که سر موضوعی مجبور شدم به مادرم بگم بدترین شوک بود افسرده شدیم دیگه دانشگاه نرفتم از اون موقع بیشتر تو خونه ام دیگه به خودمم اعتماد ندارم شخصیت جدیدمو نمیشناسم دیگه مث قبل نمیتونم با ادما ارتباط برقرار کنم خراب میکنم همش شدم ادمی که از پیش تععین نشده اس نمیدونم چیکار کنم بهتر از قبل بشم مادرمم منو پیش مشاوره نمیبره

Armita.saamii: ارمیتا 22 ساله

نمایش نظرها (4)

  • دوست عزیز شما در این شرایط تجربه رو دارید .
    و این بسیار مهمه .
    میتونید از روشنایی تجربه های تلخی که داشتید .
    مسیر زندگی خودتون رو پیدا کنید .
    الان میدونید چنین روابط بدون ضابطه ای چطور چند سال از عمر شمارو به هدر میده .
    پس هدفتون رو مشخص کنید.
    مثلا ببینید دنبال چی هستید ؟
    میخوایت ادامه تحصیل بدید ؟ یا هر فعالیت دیگه ای .
    با دوستی خوب و قابل اعتماد صحبت کنید .
    پیاده روی و ورزش کنید .
    ارتباط معنوی خودتون رو با خدا بیشتر کنید .
    و سعی کنید از منزوی شدن دوری کنید .
    خود شما باید بتونید از این وضعیت بیرون بیایت .
    در این مورد با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282

    • از زمانی که رازمو به مادرم گفتم بیشتر اینطوری شدم و یهو از اجتماع یا دانشگاه دور شدم و بیشتر ماه ها رو تو خونه سر کردم،اگه کتابی یا مقاله ای که بشه بهم کمک کنه خودمو یا شخصیتمو بسازم

    • ممنونم که انقد وقت میزارید🌹🙏کاش همون اول با مشاوره یا همین سایت مشکلم میگفتم که الان اینجا نبودم.

  • رفتارام بچگانه شده یا اون سنگینی و وقارو دیگه نداره
    وقتی با ادمای اطرافم یا بیرون از خانواده ارتباط برقرار میکنم متوجه میشم ،از طرفی بخاطر من زندگی پدرو مادرم ریخته بهم با اینکه پدرم نمیدونه لحظه هایی خیلی دردناک میشه ،مادرمم افسرده شده تازه همین 2 3 ماه میتونم برم بیرون به کلاس نقاشی مشغولم ولی با همه ی اینا زندگی میکنم شاید چیزی تو یه زمانی تغییر کنه .کلی مشکل دارم الان این مشکلم منو اذیت میکنه فراموشی که گرفتم یادم نمیاد چه جوری شخصیتمو بسازم که اینقد از پیش تعیین نشده یا گاهی دوگانگی نداشته باشه