باسلام من متولد سال1377هستم و با یک پسر همسن سال خودم مدتی چت میکردم و همدیگرو توی کلاس های درسی مثل کلاس زبان که مختلط بود میدیدم بعد از حدودا 7-8ماه مادر من فهمید قضیه رو من بهش توضیح دادم که رابطه ما کاملا سالم بوده و حتی مادر اون پسرهم مطلع بود و مادرم با مادر اون پسر صحبت کرد و تهدیدش کرده بود و مادرم بعد ازفممیدن قضیه من بارها زد و طی همبن زدن دست من هم شکست الان 1ماه من با ایشون رفتارسردی دارم و مثل قبل باهاش مهربون نیستم و ایشون دائما من تهدید میکنن که اگر مثل قبل باهاش رفتار نکنم قضیه روبه پدرم میگه و پدرم نسبت به من خیلی بی علاقست و بسیار غیرتی و حساس دراین مسائل من الان واقعا سردرگمم و به کشتن خودم خیلی فکرمیکنم اما جرئت لازم ندارم ضمنا من به پسرمذکور واقعاعلاقه داشتم اونم همینطور و قصد ما ازدواج بود و من از کودکیم همیشه مورد خشم و کتک مادرم قرارداشتم و الان این رفتار بیشتر از دردجسمی به من درد روحی واردمیکنه و غرورم وشخصیتم و اینکه به من واقعا ظلم شده رو به دنبال داره من واقعا سردرگمم دلم یافرار میخواد یا خودکشی