م
با سلام ۲۷ سالمه
۵ سال پیش با یه دختری همسن خودم آشنا شدم از طریق مشاوره حقوقی
حدودا یه ماه باهم کار کردیم بعد صمیمی تر شدیم و در عرض ۴۰ روز آشنایی خانواده رو در جریان این آشنایی قرار دادم چون دختر پاکی بود خانواده رفتن تحقیق و دیدیم کلا از نظر فرهنگی واصول خانوادگی باهم تفاوت داریم من این موضوع رو به خودش گفتم و دیگه ماجرا شروع شد چون منم از ته دل دوسش نداشتم فقط می خواستم اگه شرایط جور بود این رابطه رو ادامه بدیم وقتی دختره این موضوع رو شنید شروع به التماس کرد و به پاهای خواهرم مامانم افتاد همش گریه می کرد دیگه من نتونستم خودمو نگه دارم نمی دونم از روی ترحم بود یا چیز دیگه قبول کردم باش ازدواج کنم و کردیم اما ناموفق الان یه بچه هم دارم یه سالشه ولی اصلا هیچ حسی به خانمم ندارم موندم چیکار کنم













