4
نمیتونم حرف بزنم
سلام وخسته نباشید.
در واقع مشکل اصلی من به ریشه خانوادگیم برمیگرده اینکه چون کوچیکترین عضو خانواده بودم هیچ وقت اجازه اظهار نظر یا دفاع از حق خودم نداشتم یا اینکه اجازه ندادن که من حرفمو تو هیچ شرایطی بزنم همیشه مادر پدرم یا خواهرها وبرادرام برام تصمیم گرفتن وهمیشه مجبور بودم تابع نظرات اونها باشم.
متاسفانه وقتی ازدواج کردم و وارد زندگی مشترک شدم خیلی به مشکل برخوردم توی دعواهام با همسرم هیچ وقت قدرت حرف زدن ندارم قدرت بیان ندارم همیشه تابع هستم و این منو خیلی اذیت میکنه.
میخوام کمکم کنید قدرت بیان داشته باشم.














در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
با سلام خدمت شما
نوشته اید که فن بیانتان خوب نیست، به درخواست خودتان خلاصه ای کتابی که در مورد سخن وری است خدمتتان ارائه می شود اما به نظر اینجانب مسئله کمی پیچیدده تر است نوشته اید به شما حق اضهار نظر داده نشد ه است احتمال دارد مهارت های اجتماعی یا با عنوان کلی مهارت های زندگی شما از جمله مهارت در تصمیم گیری، و مهارت حل مسئله در شما نیز تضعیف شده باشد و شما فاقد استدلال های مشخص یا راه حل های لازم در مواقع مهم زندگی هستید نه اینکه فقط فن بیان نداشته باشید. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان۸۸۴۲۲۴۹۵ کنند
این نوشته خلاصهای از مطالب کتاب “: آئین سخنرانی” اثر دیل کارنگی است که توسط مصطفی برزگر جمعآوری شده است .
قبل از هر چیزی آیا تا به حال فکر کرده اید که :
چرا افراد موفق ، بزرگ و تاثیر گذار در جهان اکثرا سخنوران ماهری نیزهستند ؟
چرا درباره موضوعاتی که در موردشان علاقه و اطلاعات داریم برای یکی دو نفر از دوستانمان به راحتی حتی برای چند ساعت می توانیم صحبت کنیم ولی وقتی بخواهیم همین مطالب را برای جمع زیادی از مخاطبان بیان کنیم دستپاچه وعصبی می شویم و به دلیل اضطراب حتی فراموش می کنیم چه می خواهیم بگوییم ؟
آیا تا به حال تصور کرده اید که روزی در برابر اجتماع عظیمی از مخاطبان صحبت می کنید و آنها با اشتیاق تمام به صحبتهای شما گوش می دهند و شما نیز همچنان با شور وحرارت سخنرانی می کنید ؟
آیا می دانستید که : صحبت کردن در برابرجمعیت ، فقط برای عده خاصی از افراد مشکل نیست و این مساله ای عمومیست ، حتی بهترین سخنرانان نیز در ابتدا دچار همین ترس وعدم تسلط بوده اند و توانایی صحبت کردن در برابر جمع استعدادی خدادادی نیست که فقط بعضی ها از آن برخوردارند؛ بلکه با علاقه و تمرین مثل هر توانایی دیگری میتوان به مهارتی باور نکردنی در اینباره دست یافت .
و نیز حتما باور نمی کنید که آموختن فنون و مهارت یافتن در سخنرانی حتی یک دهم آنچه عموم مردم تصور می کنند ، سخت و دشوار نیست
۱۵ اصل اساسی اولیه برای یک سخنرانی موفق
۱- با شور وشوق ومحکم واستوار شروع کنید.
● وانمود کنید که اعتماد به نفس وشهامت بالایی دارید حتی اگر اینگونه نیست !!!
● تصور کنید که اگر به نحو مطلوبی از پس کار بربیایید تا چه حد وجهه اجتماعیتان افزایش می یابد.
● طوری با اطمینان صحبت کنید که گویی همه جماعت به شما بدهکارند، تاثیر روانی این تصور در اوایل کار بسیار سودمند است.
● این مهم نیست که قلب شما در دقیقه ۳۰۰ بار می زند!!! زیرا هیچکس نبض شما را نگرفته است؛ پس شجاعانه قدم بردارید، قامتتان را راست کنید گویی عاشق سخن گفتن هستید.
به هر حال همیشه همه انسانها، شهامت را ستایش می کنند.
۲- دقیقا بدانید که در مورد چه چیزی می خواهید صحبت کنید
ا
گر از قبل در مورد سخنرانی فکر نکرده باشید و برای آن طرحی نداشته باشید حتما در برابر شنوندگان احساس آرامش واعتماد به نفس نخواهید داشت
۳- تمرین – تمرین – تمرین
یک ضرب المثل شیرین فارسی است که می گوید:
کار نیکو کردن از پر کردن است
خواهی که شوی یک خوشنویس بنویس و بنویس و بنویس
تمرین مهمترین مساله است شما با هرتمرین نیرومندتر و نیرومندتر می شوید.
۴- آمادگی قبلی
به معنی نوشتن مطالب به صورت دستوری و سپس حفظ کردن کلیه عبارات و متن سخنرانی نیست بلکه آمادگی قبلی یعنی تمامی نکات و جوانب مختلف موضوع را قبلا خوب مطالعه بررسی و درک کرده باشیم؛ واقعیت و درستی آنها برای خود ما به اثبات رسیده باشد سپس در مورد طریقه ارائه آن فکر کنیم.
هو سرل گفته معروفی دارد با این مضمون که اگر احساس میکنید توانایی توضیح مطلبی را ندارید، مطمئن باشید که آن را به طور کامل درک نکردهاید.
مطالعه و جمع آوری مطالب مرتبط، خارج از متن اصلی (مثلا از سایر کتب، مقالات و…) برای غنی و پر بارترکردن موضوعاتی که مطرح می کنیم، همواره باعث میشود که دانش، اطلاعات و در نتیجه تسلط ما درباره موضوع افزایش پیدا کند.
حال میپرسید که چگونه تمرین کنیم؟
۵- خودتان را به تدریج آماده کنید
● یک ارائه خوب باید تدریجا تکمیل شود ” مثلا طی یک یا دو هفته ”
● در اوقات فراغتتان (مثلا وقتی در سرویس نشسته اید یا در حیاط دانشگاه قدم میزنید) دربارهاش فکر کنید و در رویا و تصوراتتان آن را بپرورانید.
● با دوستانتان درباره آن صحبت کنید و سعی کنید هرچه به فکرتان می رسد یادداشت کنید؛ به زودی ایده ها و سوژه های نابی به ذهنتان می رسد.
● پس از اینکه مطالب آماده و تمامی آنچه را که می خواهید بیان کنید تنظیم کردید، در حالی که در خوابگاه هستید و یا حتی وقتی که در خیابان شالیکوبی قدم می زنید(!!!) به آرامی آن را تمرین کنید.
● بهتر است با حرکات و ایما و اشاره هرچه بیشتر آن را طبیعی وبا روح سازید و تجسم کنید که در برابر یک جمعیت واقعی سخن می گویید.
● میتوانید به عنوان تمرین به مدت سه تا پنج دقیقه مطلبتان را دقیقا همانطور که می خواهید در جلسه سمینار بیان کنید، برای هم اطاقی هایتان ارائه دهید.
● هر چه این تمرینات را بیشتر انجام دهید در عمل احساس اطمینان و راحتی بیشتری خواهید داشت .
همیشه و در هر کاری ابتدا ۱۰۰ ایده نو جمع آوری کنید سپس ۹۰ تای آن را دور بریزید آنگاه در مییابید که ۱۰ ایده عالی در اختیار دارید.
۶- مطالب را به سادگی صحبتهای همیشگی خود بیان کنید
اگر بخواهیم لفظ قلم یا کتابی صحبت کنیم کار بسیار دشوار می شود؛ نیمی از کلاممان محاورهای و نیمی کتابی میشود؛ عبارات نامانوسی مثل“می باشه” ، “میشوه” و… محصول سعی نافرجام برای کتابی صحبت کردن است.
۷- با مخاطبانتان رو در رو باشید
ارتباط چشمی با مخاطب از اهمیت فوق العادهای برخودار است.
۸- از روخوانی کردن بپرهیزید
خواندن مطلب از روی یادداشت نیمی از لطف سخنرانی را از بین میبرد و شنوندگان خیلی سخت سخنرانی که از روی یک نوشته روخوانی میشود را تحمل می کنند.
۹- اول سخنران بعد سخن
مهمترین موضوع سخنرانی در برابر عموم خود گوینده است و آنچه بیان می شود درمرتبه دوم قرار دارد
۱۰- آنچه می گویید آنقدر مهم نیست که چگونه آن را میگویید.
تاثیر هر گفتار بیشتر متکی به نحوه بیان است تا محتوا و ارزش مطلب .
۱۱- اگر وسط صحبت یادمان رفت که چه می گفتیم
فراموش کردن مطلب : مسالهای محتمل است که ممکن است برای هرکسی خصوصا در تجربیات اول پیش بیاید، در این شرایط معمولا چند ثانیه ذهن قفل شده و بطور کلی فراموش میکنیم که اصلا راجع به چه چیزی صحبت می کردیم.
ولی خوشبختانه این حالت بسیار گذرا بوده و پس از چند لحظه (پنج تا ده ثانیه) دوباره همه چیز یادمان میافتد. ولی ما نمیتوانیم مخاطبان را به حال خود رها کرده و به دنباله مطلب فکر کنیم در اینگونه موارد دو کار می توان کرد:
● میتوانیم یک یا چند سوال از حضار بپرسیم. مثلا آیا صدای ما به ردیف آخر می رسه ؟ یا مطالب تا اینجا مفهوم بوده ؟ یا اینکه تا اینجا کسی سوالی نداره ؟ و…
● راه بهتر این است که آخرین جملهای را که گفتیم تکرار کرده و صحبت را آن مورد تا چند جمله ادامه دهیم و در این فرصتی که ایجاد کردیم باید به ادامه موضوع بیندیشیم.
البته امروزه که اغلب ارائهها در قالب اسلاید و نرم افزار PowerPoint انجام می شود این مشکل کمتر بروز پیدا می کند.
۱۲- مخاطب را نادیده نگیرید
● به زمین یا هوا زل نزنید. در این حالت انگار با خودتان صحبت میکنید. صحبت شما خشک و بیروح و کلامتان بی خاصیت می شود.
● با جمعیت طوری صحبت کنید که گویا با ”مصطفی برزگر“ صحبت میکنید؛ مگر غیر از این است که جمعیت از افرادی نظیر ” مصطفی برزگر “ تشکیل شده است ؟
● طوری با شنوندگان صحبت کنید که گویی منتظرید آنها هر لحظه از جا بلند شده و با شما گفتگو کنند.
● در مقابل آنها لبخند بر لب داشته باشید.
● پوشیدن لباس پاکیزه و مرتب اهمیت زیادی دارد چون باعث تقویت اعتماد به نفس شده و هر اندازه که وضع ظاهری نامرتب و شلخته داشته باشید به همان میزان از توجه مخاطبان کم خواهد شد.
۱۳- آغاز مناسب
● شروع یک سخنرانی مانند آغاز یک سفر است؛ باید ازقبل فکر کنیم که از کجا باید شروع کرد و از چه مسیری ادامه داد و در نهایت دقیقا بدانیم که چه چیزی را به مخاطب باید انتقال دهیم.
● نباید صحبت را بیش از حد خشک و رسمی آغاز کرد.
● ابتدای یک سخنرانی خیلی خیلی مهم است و انصافا مشکل ! و در موفق بودن بقیه سخنرانی نقشی اساسی دارد. پس نباید آن را سرسری گرفت و باید برای آن طرحی داشت، مثلا یک بیت شعر یا یک مقدمه کوتاه دو سه جمله ای یا مثل همین مطلب با چند پرسش .
یک سخنران ماهر در خاطرات خود مینویسد: ” همیشه دو دقیقه قبل از سخنرانی ترجیح می دادم مرا گلوله باران کنند ولی سخنرانی نکنم … اما … دو دقیقه قبل از پایان حتی با رگبار گلوله هم مایل به تمام کردن سخنرانی نیستم “
۱۴- چگونگی بیان
● در گفتار خود روی کلمات مهم تکیه کنید واز کلمات کم اهمیت سریع عبور کنید.
● همیشه قبل و بعد از بایان نکات اساسی و مهم یک مکث کوتاه داشته باشید.
● یکنواخت و ماشینی صحبت نکنید، تن صدا و نحوه بیانتان را هر از چند گاه تغییر دهید.
● جملات و عبارات مهم را با تمایز و تاکید بیان کنید؛ مثلا بلندتر و یا حتی آرام تر از باقی عبارات. تاثیر این کار دقیقا مشابه هایلایت کردن توسط مارکر یا Bold کردن فونت در نوشته هاست.
● برای تاکید بیشتر بر مطالب مهم میتوانید آنها را یک بار تکرار کنید ولی بهتر است در تکرار از بیان دیگری استفاده کنیم .
● زبان بدن (Body Language) راز موفقیت شماست و این یعنی استفاده درست و بجا از حرکات، ایما، اشاره و خلاصه تمامی اندام برای هرچه زنده و شاداب تر کردن جلسه ودمیدن روح در فضای سالن.
۱۵ – کلام پایانی : مخاطب خود را دوست داشته باشید
علاقه و صمیمیت گوینده نسبت به شنوندگان به آنها منتقل می شود و جمعیت نیز هر گونه احساس وعلاقه را درک و منعکس می کند؛ ولی این موضوع مساله ای دلی است و برای آن نمی توان قاعده و فرمولی نوشت و فقط به صورت خلاصه می توان که تصور کنید تمامی آنها که روبه روی شمایند دوستانتان هستند.
ــــــ
خلاصهای از این نکات:
● در ابتدای کار محکم واستوار شروع کنیم .
● برای ارائه مطلب آمادگی قبلی داشته باشیم.
● تمرین . تمرین . تمرین .
● مطالعه و گردآوری مطلب بیش از آنچه که باید ارائه کنیم.
● برای یک سخنرانی و سمینار خوب باید در طی چند روز مطالب را آماده کرد .
● مطالب را تا حد امکان ساده و به بیان خودمانی بازگو کنید تا برای همه قابل فهم باشد .
● با مخاطبانتان ارتباط چشمی داشته باشید .
● یکنواخت و با لحنی ثابت صحبت نکنید، روی مطالب مهم تاکید کنید .
مطالب ارائه شده خلاصه ای بسیار مختصر بود از کتاب : آئین سخنرانی اثر دیل کارنگی
تمامی آنچه تا اینجا گفتیم اموری بودند که به شخص شما مربوط میشد. فراموش نکنید که ساختن اسلایدهای مناسب به شکلی جذاب و گویادر نرم افزار PowerPoint نیز روی دیگر این سکه است که نباید از آن غافل ماند .
۱۰ نکته مهم در طراحی و ارائه اسلایدهای PwerPoint
– انتخاب رنگهای مناسب و دارای کنتراست (تضاد رنگی) برای زمینه و متن از اوجب واجبات است.
۲- تاکید بر استفاده هرچه بیشتر ازاشکال، نمودارها، جداول و عناصر بصری اهمیت حیاتی دارد.
فراموش نکنید که نرم افزار PowerPoint ابزار مناسبی برای نمایش متن نیست؛ زیرا اصولا برای اینکار طراخی نشده پس باید از قرار دادن بیش از چند سطر متن در هر اسلاید خودداری کرد.
۳- از قلم و فونت مناسب به شکلی که مطالب برای همه مخاطبان قابل رویت یاشد استفاده کنید.
۴- از افکت و جلوه های انیمیشن در حد معقول استفاده کنیم. نه آنچنان که اسلایدها خشک و بی روح باسد و نه آنچنان آن را پر از جلوه و گل و بلبل کنیم که مطلب اصلی را تحت الشعاع قرار دهد.
۵- ارائه خوب الزاما ارائه ای نیست که دارای حجم بالا و اسلایدها زیادی باشد بلکه ارائهای است که با کمترین میزان اسلاید و حجم، بیشترین اطلاعات را به مخاطب منتقل نموده و برای مستمعان ملالآور نباشد. هیچ وقت و هیچ وقت کیفیت ارائه را فدای کمیت آن نکنید.
۶- برای کاهش حجم، مطالب را خلاصه کنید؛ همچنین در اکثر اوقات می توان چندین صفحه متن را در جداول، نمودار و چارتهای مناسب به صورتی کامل خلاصه کرد.
۷- به جای اینکه تمامی متن را تایپ کنید، فقط تعاریف اصلی و تیترها را در اسلاید بیاورید، به راحتی بقیه مطالب را می توانید به ذهنتان بسپارید، البته اگر آنها را خوب درک کرده باشد.
۸- اگر تعاریف اصلی، اعداد، ارقام و امثال اینها را از روی اسلاید روخوانی کنید هیچ ایرادی ندارد ولی مواظب باشید که این روخوانی کردن را به کل مطالب تعمیم ندهید.
۹- هنگام ارائه بینندگان را هرچه بیشتر به تصاویر، نمودار و شکلها ارجاع دهید و با اشاره توسط نشان دادن با دست و… توجه آنها را به سمت خود و مطالبتان معطوف کنید.
۱۰- برای جلوگیری از مشکلات پیش بینی نشده اگر امکان داشت یک مرتبه برنامه را در کامپیوتر اجرا کرده و از مرتب بودن همه چیز مطمئن شوید.
در انتها باید گفت که :
شما حداکثر در طی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه باید هرچه را لازم است بیان کرده و سخنتان را تمام کنید زیرا بر اساس تحقیقات روانشناسی، انسانها معمولا بیش از این زمان نمی توانند بر موضوعی تمرکر وتوجه داشته باشند اگر ناچار شدید ییشتر از۲۰دقیقه صحبت کنید باید به ذهن مخاطبتان یک زنگ تفریح کوچک مثلا ۱ دقیقه ای بدهید.
سلام وخسته نباشید.فردی هستم ۳۴ساله با هفت سال زندگی زنا شویی.تو این مدت اصلا نتونستم با شوهرم درمورد مشکلاتی که برایم پیش اومده مثلا در خانواده خودش دردو دل کنم و ناراحتیمو بیان کنم سریع از خانوادش حمایت میکنه و اصلا به حرفای من گوش نمیده و میگه حرف نزن مغز کشش نداره طوری شده که رفتار خانوادش دلسردم میکنه و ازشون کینه به دل میگیرم تا یه مدت طولانی دست خودم نیست از سمت شوهرم هم حمایت نمیشم از شما راهنمایی میخوام.
متن زیرو مطالعه کنید
چهار استراتژی است که زنان می توانند با به کار بردن آنها کاری کنند تا مردان به آنها گوش بدهند. اگر میخواهید طرز صحبت کردن با مردان را در طول یک هفته تمرین کنید، متوجه تفاوت هایی می شوید که هرگز قبلا با آنها برخورد نداشتید. پیش نیاز تمامی این چهار راهکار، گوش دادن به خودتان است.
به دلیل فشارهای اجتماعی برای «دختر خوبی» بودن، زنان این پیام را دریافت کرده اند که رک و روراست بودن درست نیست. ندای درونی شان را به وضوح می شنوند که از آنها می خواهد حرف بزنند، اما بسیاری از آنها این صدا را خفه می کنند، چون در جامعه به آنها یاد داده شده باید ساکت باشند زنان در مقایسه با مردان از بحث بیشتر دوری می کنند و مودبانه تر از مردان حرف می زنند.
همه از این تفاوت میان مردان و زنان آگاهی دارند. حتی اگر شما اینگونه نباشید، ممکن است طرف مقابل تان در مذاکرات متعدد، مردان و زنانی آنگونه باشند. بخش بعدی شامل چهار استراتژی است که چگونه با مردان صحبت کنیم با به کار بردن آنها کاری کنند تا مردان به آنها گوش بدهند. اگر هر کدام از این استراتژی ها را در طول یک هفته تمرین کنید، متوجه تفاوت هایی می شوید که هرگز قبلا با آنها برخورد نداشتید.
پیش نیاز چگونگی طرز صحبت کردن با مردان، گوش دادن به خودتان است. آگاهی اولین گام در تغییر هر رفتاری است. بپذیرید و رشد کنید یا در دنیای پرمشکل مذاکرات باقی بمانید یا با به کار بردن این راهکارها کاری می کنید که در دنیای امروز صدایتان به خوبی و روشنی شنیده شود.
اولین استراتژی :دوری از عذرخواهی
زنان بیشتر از مردان میل به عذرخواهی دارند. حتی زنانی که اعتماد به نفس دارند، گاهی در حرف هایشان ناآگاهانه از چنین ابزارهایی استفاده می کنند. یکی از راه های طرز صحبت کردن با مردان این است که اگر چیزی برای گفتن دارید به خاطر به زبان آوردنش عذرخواهی نکنید. گاهی در زیر پرچم عذرخواهی ممکن است قصدهای پنهان زیر وجود داشته باشند:
شروع و دنبال کردن صحبت ها
معمولا پیش از شروع حرف زدن و در پایان حرف زدن ممکن است ابزار عذرخواهی به کار برده شود.
طرز صحبت کردن با مردان:به این شکل عباراتی که پس از عذرخواهی به زبان می آورید ارزش و اثرگذاری زیادی نخواهد داشت. برای مثال درباره این مسئله اطمینان ندارم، اما…»دنبال کردن:اضافه کردن عبارتی اصلاحی در پایان جمله ای که به زبان می آورید:برای مثال:«باید کاری بکنیم، این طور نیست» و عباراتی مثل:«آیا شما این طور فکر نمی کنید؟» یا «آیا درست نمی گویم؟» می توانند جملاتی باشند که صحبت هایمان را با آنها تمام می کنیم و اثرگذاری آنچه گفته ایم را کاهش می دهند.
لحن سوالی
چگونه با مردان صحبت کنیم :لحن سوالی هم از آن مواردی است که اثرگذاری آنچه به زبان آورده ایم را کاهش می دهد. به این شکل به شنونده اعلام می کنیم که درباره آنچه گفته ایم اعتماد و اطمینان کافی نداریم. آنچه شنونده از لحن سوالی ما درک می کند این است که «آیا با من موافق نیستی؟» یا بدتر از آن «خواهش می کنم به سرعت موافقت را اعلام کن تا متوجه شوم آنچه گفته ام ارزش کافی دارد.» این بهترین طرز صحبت کردن با مردان است.
اگر به آنچه می گویید اعتماد ندارید چگونه می توانید از دیگری انتظار داشته باشید به شما اعتماد کند؟ به خودتان گوش بدهید یا از دوستی قابل اعتماد بپرسید که آیا اینگونه اید، اگر متوجه شدید که این عادت مخرب در شما وجود دارد، همین حالا برای رهایی از شر آن آماده شوید. البته کنار گذاشتن این عادت به تلاش نیاز دارد، اما باعث می شود طرز صحبت کردن با مردان از قدرت اثرگذاری کافی برخوردار باشد. فراموش نکنید که آگاهی، اولین گام در تغییر رفتارهای نادرست است.
کلمات بی معنی
بهترین طرز صحبت کردن با مردان به کار نبردن کلمات بی معنی است که مکث های سکوت را پوشش می دهند. از این اصوات هنگامی استفاده می کنید که در حال فکر کردن برای به زبان آوردن جمله یا کلمه بعدی هستید. کلمات بی معنی زیادی وجود دارند، اما سه کلمه ای که رایج تر از بقیه است در زیر آورده ام:
واقعاً برای مثال:«واقعا می خواهیم این اتفاق رخ بدهد».
مثلا:برای مثال:«آیا می خواهید این اتفاق، مثلا رخ بدهد؟»
اوم:برای مثال:«اوم… فکر می کنم بهتر است….»
بهتر است از سکوت برای اثرگذاری بیشتر جملات بعدی تان بهره ببرید. از قدرت مکث و سکوت برای چگونگی طرز صحبت کردن با مردان استفاده کنید لازم نیست هر لحظه از زمانی که برای حرف زدن به شما داده شده را با کلمه یا صوتی پر کنید.
دومین استراتژی:مختصر سخن بگویید
مردان زیاد حرف نمی زنند دقت کنیدکه در دوره های آموزشی مردان چگونه برای ناهار خوردن تصمیم می گیرند. یکی از بهترین نحوه سوال کردن از مردان:«ناهار؟» و بقیه جواب می دهند:«حتما» در این بین کلمه ای اضافه گفته نمی شود. آنها نمی گویند:«می خواهید ناهار بخوریم؟» «چه فکر خوبی! حالا برای ناهار کجا برویم؟» «نمی دانم… کجا می توانیم برویم.» نه… مردان اصلا به این شکل عمل نمی کنند. خیلی ساده… «ناهار؟» «حتما».زنان معمولا در صحبت ها بیشتر به جزئیات می پردازند.ممکن است اطلاعات مهمی که می خواهید مرد مقابل تان بشنود در این جزئیات کم شود. در طرز صحبت کردن با مردان مراقب نشانه های رفتاری آنها باشید و هرگاه احساس کردید که این نشانه ها می گویند مرد مقابل تان در حال خسته شدن است، بی درنگ به اصل موضوع بپردازید. بهتر است هنگام شروع صحبت با مردان بگویید که حرف هایتان چقدر زمان می برد و این اندازه زمانی را رعایت کنید.
مردها برای انرژی ای که لازم است برای هر کاری صرف کنند، برنامه ریزی می کنند و به همین دلیل هنگامی که انرژی بیش از اندازه برای کاری صرف می کنند، ناراحت و نگران می شوند. هدر دادن انرژی به آنها این احساس را می دهد که کنترل همه چیز را از دست داده اند و این احساس است که باعث تنفرشان می شود.سال های سال است که تحقیقات نشان داده زنان در مقایسه با مردان از تعداد بیشتری کلمات برای بیان منظورشان استفاده می کنند.
پژوهش ها نشان داده که زنان در یک روز عادی از ۲۵۰۰۰ کلمه استفاده می کنند؛ در حالی که مردان در یک روز عادی ۱۵۰۰ کلمه به کار می برند. مشکل اصلی اینجاست که مردان این ۱۵۰۰۰ کلمه را هنگامی که از محل کار به خانه آمده اند، استفاده کرده اند. تحقیقات جدیدترین تفاوت میان تعداد کلماتی که در روز توسط مردان و زنان به کار می رود را تایید کرده است و برخی پژوهش ها حتی تفاوتی بیش از ۱۰۰۰۰ کلمه را نشان می دهد! زنان از حرف زدن و داستان گفتن برای شروع دوستی استفاده می کنند.
مردان برای تبادل اطلاعات از حرف زدن استفاده می کنند و به همین دلیل هنگام حرف زدن میان آنها فقط واقعیت ها رد و بدل می شود. آنها با سوالاتی مثل «چه کسی آخرین گل را در مسابقات فوتبال جام جهانی به ثمر رساند؟» اطلاعات همدیگر را محک می زنند اگر طرف مقابل پاسخ به این سوال را بداند، نمره ای مثبت به خود اختصاص داده است و اگر پاسخ به این سوال را نداند، کسی که سوال را طرح کرده نمره ای مثبت می گیرد. حالا وقت آن است که فردی که پاسخ سوال را نمی دانسته سوالی طرح کند که طرف دیگر جوابش را نداند.زنان با طرح چنین سوالهایی دوستی نمی کنند. ممکن است اگر زنی چنین سوالی را از زنی دیگر بپرسد، او در پاسخ دست هایش را باز کند و بگوید «می خواهی تو را در آغوش بگیرم؟» و احتمالا زنی که این سوال را طرح کرده در بغل طرف مقابل قرار می گیرد و چنین رفتاری اصلا برای آنها غیر طبیعی نیست. زنان با داستان گفتن با هم دوست می شوند.
اگر به زنی بگویید چه لباس قشنگی پوشیده، احتمالا او در پاسخ داستان خریدن این لباس را برایتان تعریف خواهد کرد. زنان برای هر چیزی داستانی دارند اگر در طول داستان آنها نکته ای جالب وجود داشته باشد، طرف مقابل داستانی جدید را درباره این نکته جالب تعریف خواهد کرد و اگر داستان هایتان نکات مشترک زیادی با هم داشته باشد، به سادگی دوستان صمیمی می شوید. بسیاری از مردان اینگونه نیستند و این عادت را پرچانگی می دانند. چنین داستان هایی راه شروع دوستی با مردان نیست. مردان ممکن است برای شروع دوستی درباره موضوعی با هم رقابت کنند.
طفره رفتن و عبارات اصلاحی
بسیاری از زنان بیش از اندازه از عباراتی مثل «نوعی» یا «گونه ای» استفاده می کنند. این عبارات به دلیل طفره رفتن و اصلاح آنچه گفته شده به کار می رود و آنچه به زبان آمده را بی اثر می سازد. اگر شما هم از این عبارات استفاده می کنید، این عادت در شما وجود دارد. برای رهایی از این عادت هنگام صحبت کردن با مردان آگاه باشید و این عبارات را حذف کنید. چند نمونه از کاربرد این موارد در زیر آمده است:
به نوعی فکر می کنم که…
احتمالا ما باید….
به نظر می رسد که راه خوبی برا ی…
به گونه ای می خواهم که….
ممکن است نیاز داشته باشی که …
این عبارات نشان دهنده عدم اطمینان شماست و استفاده از عباراتی که عدم اطمینان را به شنونده منتقل می کنند، نشان دهنده ضعف در شما خواهد بود.احتمالا از این عبارات برای بهترین طرز صحبت کردن با مردان استفاده می کنید. با استفاده از این عبارات در حقیقت از پذیرفتن ریسک ها دوری می کنید.
هنگام صحبت کردن با مردان لازم است اعتماد به نفس را به شنونده منتقل کنید، از این عبارات نامطمئن و همراه با شک استفاده نکنید. البته گاهی لازم است برای جلوگیری از پذیرفتن ریسک های پرخطر از این عبارات استفاده کرد. نکته مهم صحبت کردن با مردان این است که آگاه باشید در چه جاهایی به درستی از این عبارات استفاده کنید و چه جاهایی عادت به کار بردن این عبارات را در خود اصلاح کنید.
سومین استراتژی:رک صحبت کنید
بهترین نوع طرز صحبت کردن با مردان این است که واضح حرف بزنید. مردان بیشتر از زنان به پیام های روشن و در عین حال مختصر نیاز دارند. کنایه زدن درباره آنچه می توانید مستقیما به زبان بیاورید، احتمالا به دلیل ترس از عدم پذیرش است. اگر روشن و واضح سوالی را بپرسید، پاسخی روشن و واضح دریافت خواهید کرد. در روابط شخصی ممکن است گاهی چنین چیزی ناراحت کننده باشد، اما در محل کار سوال های روشن می تواند سودمند باشد.
کنایه زدن بیهوده است
مردان و زنان در کنایه زدن با هم تفاوت دارند. ممکن است زنی بارها بارها با کنایه به همسرش اعلام کند که «گل ها چقدر زیبا هستند!» و هنگامی که همسرش متوجه منظور او نمی شود، سعی کنید هنگام صحبت کردن با مردان کنایه نزنید. زن در این مواقع صبر می کند و پس از مدت ها که دسته گلی از شوهرش دریافت نمی کند، به او می گوید:«می دانی دوست دارم برایم چه کار کنی؟»
مرد مدتی هاج و واج به زنش نگاه می کند و اولین جمله ای که از دهانش خارج می شود «چه کاری؟» است.زن در پاسخ می گوید:«دوست دارم یک روز دسته گلی برایم بخری. روزی که اصلا انتظارش را نمی کشم؛ مثلا روز تولدم!»حالا مرد متوجه موضوع شده است و زن روز تولدش دسته گلی بزرگ و زیبا هدیه می گیرد.
مشکل وقتی به وجود می آید که زن همسایه می گوید:«باید حتما به او می گفتی؟ فکر نمی کنم این کارش نشان از عشق و علاقه داشته باشد. او خودش باید این کار را می کرد». «درست است، اما این گل ها زیبا و دوست داشتنی اند» مهم نیست که به او گفتی یا نه! حالا یک دسته گل زیبا و دوست داشتنی هدیه گرفته ای که می توانی به خاطرش خوشحال باشی. در این صورت ممکن است زن رو به همسرش کند و بگوید:«وقتی دو سال تمام به تو می گفتم که گل ها زیبا هستند، پیش خودت چه فکری می کردی؟» مرد در پاسخ می گوید:«فکر می کردم واقعاً گل ها را دوست داری و شاید بهتر باشد مقداری گل در باغچه بکاریم.» مردان به دنبال پیام های پنهانی در آنچه می شنوند، نیستند.رابطه عاشقانه برای مردان و زنان متفاوت است. رابطه عاشقانه برای زنان یعنی «همسرم ذهن مرا می خواند. او پیش از آنکه چیزی را به زبان بیاورم، آن را برایم فراهم می کند.» مردان درباره رابطه عاشقانه این گونه فکر می کنند:«همسر مورد علاقه ام هر چیزی را که می خواهد به من می گوید و من آن را برایش فراهم می کنم. سپس در پاسخ او از من سپاسگزاری می کند». برای مردان معنای عشق چیزی شبیه به این است.
چهارمین استراتژی:دوری کردن از ابراز هیجانات و احساسات
ابراز احساسات و هیجاناتی مثل گریه کردن در مذاکرات می تواند به سادگی جایگاه تان را به خطر بیندازد. مردان در اجتماع فرا گرفته اند کمتر از زنان احساسات شان را به نمایش بگذارند. شاید مردان بیش از اندازه خشک و جدی هستند. این بحث دیگری است که فکر می کنم بهتر است در اینجا به آن نپردازیم. نوع تربیت و شخصیت زنان به گونه ای دیگر است. زنان براساس پژوهش های دانشگاه مینه سو تا چهار برابر گریه می کنند.
همچنین بهتر است در محل کار نیز خیلی احساساتی نباشید و هیجانات تان را نشان ندهید. فردی که گریه می کند، به دنبال اظهار همدردی از طرف شنونده است. گاهی فردی که اشک می ریزد همچنین این پیام نهانی را به شنونده می دهد که توانایی انجام کاری را ندارد. گریه کردن، کسانی را که احساسات شان را سرکوب کرده اند ناراحت و عصبانی می کند.
اگر چنین افرادی دوست ندارند با احساسات خودشان روبه رو شوند، قطعا از رویارویی با احساسات و هیجانات دیگران هم ناراحت می شوند. مردان گاهی احساس می کنند زنانی که گریه می کنند. در حال فریب دادن شان هستند.اگراحساس می کنید که نیاز به گریه کردن دارید، می توانید جلسه مذاکره را برای مدتی ترک کنید، به دستشویی بروید و گریه کنید. هنگامی که گریه تان تمام شد.
آبی به سر و صورت تان بزنید، نفس عمیقی بکشید و دوباره به جلسه مذاکره بازگردید. اگر عادت به گریه کردن دارید، سعی کنید این رفتارتان را تغییر دهید. نفس های عمیق می تواند آرام تان کند یا نوشیدن چای بابونه می تواند آرامش را دوباره به شما بازگرداند و شما را برای ادامه جلسه مذاکره آماده کند.باز هم شما را به تماشای فیلم «تلما و لوییس» دعوت می کنم.
صحنه ای را نگاه کنید که لوییس با پلیسی به نام هال تلفنی صحبت می کند. هال تلاش می کند لوییس را قانع کند خود را به قانون معرفی کند و در عوض در محکومیتش تخفیف بگیرد. او درباره گذشته خودش حرف می زند و داستان گذشته اش لوییس را به گریه می اندازد. اما لوییس در مقابل این احساس مقاومت می کند و جلوی گریه اش را می گیرد. لوییس در این صحنه آرام و قوی باقی می ماند و احساساتش را بروز نمی دهد.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸