2
نگرانی بابت سلامتی
با سلام خدمت مشاور خوب و خرفهای این سایت که کمکهاش اسباب گشایش من بوده.
همسر من اقماری کار میکنه و الان عسلویهست. گفته بود کمی کسالت داره اما تازه فهمیدم چند روزه به خاطر کرونا قرنطینه ست و حال خوبی نداره. عادت نداره مشکلات یا حس و حالشو بگه، شاید با من صمیمی نیست و از طرفی نمیخواد نگران بشم ولی حس میکنم مضطربه. نمیدونم چه کاری ازم برمیاد؟ خودمم نگرانم چون توی این ۷ سال فقط یه بار سرماخوردگیشو دیدم و اونم توی سه روز خوب شد. یه فکرایی میاد سراغم که اگه کارش به بستری بکشه بیمارستانهای اونجا چقد مجهز و خوبن! اینکه حق پرواز نداره و نمیتونه برگرده و ….
سعی میکنم با تکنیکهای ذهنآگاهی باهاشون مواجه بشم ولی بارها و بارها از دستم در میره














با سلام خدمت شما دوست گرامی
جای خرسندی و خوشحالی است که مطالب و راهنمایی های ارائه شده در این فضا توانسته برای افرادی چون شما موثر و راه گشا باشد.
احساس نگرانی و اضطراب شما کاملا قابل درک است.
اما توجه داشته باشید که تکنیک های ذهن آگاهی در مواردی کاربرد دارند که خواسته یا گزینه مورد نظر ما تحت اراده و کنترل ما نیست و یا افکار نگران کننده ای که کاری برای آن ها از ما ساخته نیست، مثلا در این زمینه افکاری مانند این که اگر او را از دست بدهم چه؟ اگر حالش خراب تر و بدتر بشود چه؟ و از این قبیل افکار.
اما اگر افکاری هستند که می توانیم برای آن ها اقدام موثری انجام دهیم، گزینه مناسب یافتن شیوه های موثر برای آن ها است نه انجام تکنینک های ذهن آگاهی، مثلا این فکر که من چگونه می توانم از حال او با خبر شوم شاید گزینه هایی موجود باشد و لازم باشد برای آن اقدامات موثر را انجام دهید، یا همین فکر که چه کاری از دست من بر می آید، شاید برای بهبود ایشان کاری از شما ساخته نباشد اما مثلا برای انجام اقداماتی که شما و ایشان را دلگرم می کند شاید بتوان اقداماتی انجام داد، مثلا شاید صحبت با خود ایشان و یا نزدیکان و همکارانشان که در جریان هستند در مورد موضوعات و اقدامات لازم صحبت و در صورت امکان همکاری کرد.
پس تشخیص و تمایز دو دسته افکار نگرانی اصطلاحا کارساز و درد سرساز از یکدیگر اولین مرحله است و انجام تکنیک های ذهن آگاهی شیوه مناسبی برای روبرو شدن با افکار دردسر ساز است و افکار نگرانی کار ساز ما را به سمت انتخاب گزینه های موجود و انجام اقدامات موثر در این زمینه هدایت می کنند که باید به آن ها به چشم افکار کمک کننده و راه گشا نگاه کرد.
مثلا این فکر که آیا بیمارستان های آنجا مجهز هستند یا خیر باید دید که ایا اگر دغدغه و نگرانی اصلی شما رسیدگی بهتر و بیشتر به ایشان است، آیا کاری از شما ساخته است؟ مثلا آیا اگر خانواده افراد بخواهند امکانات بیشتر فراهم شود آیا می تواند با انجام مراحل و اقدامات لازم این امر را میسر و امکان پذیر کنند و اگر این طور است چه مسیر و مراحلی دارد، این فکر به این صورت می تواند راه گشا و یک فکر کارساز باشد.
در مورد افکار نگرانی دردسر ساز و یا به طور کلی افکار منفی که خودکار و بدون اراده و خواست ما به ذهن ما می آیند، قرار نیست شما همواره بتوانید از آن ها اگاه شوید چرا که ما فول تایم ذهن آگاه نیستیم و این بسیار دشوار و شاید نشنی باشد و برای همین به افراد توصیه می شود قسمت مشاهده گر ذهنشان را از طریق انجام این تمرینات در حالت عادی تقویت کنند تا در این موارد مهارت بیشتری برای مدیریت بهتر این افکار داشته باشند اما در این صورت هم مشکلی نیست، مهم این است که هرگاه متوجه و اگاه شدید و یا حجم این افکار زیاد شد تکنیک ها را انجام دهید.
نکته بسیار مهم دیگر این است که توجه داشته باشید این گونه تکنیک ها هرگز برای دادن حال خوب و یا از بین بردن احساسات و افکار منفی نیستند و اگر چنین انتظاری از آن ها دارید هرگز چنین کارکردی نخواهند داشت و شما هم در این صورت با ناکامی روبرو خواهید شد.
این واقعیت را که این بیماری یک مسئله جدی است و هر کس از عزیزان ما که درگیر و مبتلا به آن شوند برای ما دشوار و ناراحت کننده و به همراه احساسات و هیجانات ناخوشایندی مانند ترس از دست دادن و یا دیگر موارد است، و در مورد شما به خصوص با شرایط خاص شما که از ایشان دور هستید و یا در موقعیت نامناسب و با امکانات محدودتری نسبت به دیگران ممکن است باشند، باید فقط به عنوان یک واقعیت موجود غیر قابل کنترل و غیر قابل انکار پذیرفت نه این که با آن ها مقابله و یا از آن فرار کرد.
و این تکنیک ها فقط قرار است به ما کمک کنند تا ما همچنان کارکردهای خودمان را حتی با وجود این افکار و احساسات داشته باشیم و اتفاقا قرار بر این است که قصد حذف آن ها را نداشته باشیم وبلکه حضور و وجود اینگونه تجربه های درونی منفی را بپذیریم و به آن ها فضایی دهیم که باشند اما مانع ما به سمت زندگی دلخواه و ارزشمند و یا انجام اقدامات موثر در شرایط کنونی نشود.
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که شما در شرایط فعلی ناراحت می باشید و میزانی اضطرابم هم تجربه می کنید اما در زمان فعلی بهتر است از سرزنش کردن ایشان خوداری کنید و سعی کنید که به ایشان روحیه بدهید و از همین فضای دور و یا در صورت وجود امکانات و رعایت موارد بهداشتی با بودن در کنار ایشان سعی کنید که تا بهبودی کنار ایشان باشید و صحبت در مورد این پنهان کاری را به آینده واگذار کنید و اجازه بدهید که ایشان دلایل خود را بیان کنند تا شما نیز بتوانید با شنیدن این دلایل تصمیم گیری کنید.
بسیاری از بیماران کرونایی با مشکلات جدی مواجهه نیستند و با گذراندن یک دوره بهبودی می توانند شرایط سلامتی خود را بدست بیاورند .