سلام
خانم سی ساله هستم نزدیک چهار سال ازدواج کردم
مشکلم با همسرم و خانوادش اینه که نمیذارن چادرمو بردارم
منم تصمیم دارم دیگه چادر سرم نکنم اعتماد به نفسم رو از بین برده
از اول همسرم گفت که پدرشون گفته که عروس بی چادر راه نمیدم
منم اون موقع چادری بودم ولی الان نمیخوام سرم کنم
اول بخاطر اینکه حس خوب بهم دست نمیده
دوم بخاطر اینکه جاریم چادرش رو برداشته و همسرش به همه گفته هر جور راحت باید بگرده
خانواده همسرمم چون جاریم یه شهر دیگس کاری به کارش ندارن ( البته یکم بحث کردن باهاش اما برادرشوهرم گفت هر جور خودش راحت) الان هم بعد مدتی باهاش خوب شدن خیلی عالی و صد برابر سایر عروس ها بهش احترام میذارن به وضوح برای همه مشخص شده و همه میگن
اما سر من زور دارن و سایر عروسها هم همینطور
بنظرتون چه رفتاری کنم که بذارن منم راحت باشم و اختیار خودم رو داشته باشم من حتی موهامو بیرون نمیذارم فقط چادر دست و پام رو گرفته
آیا این بی احترامی به من نیست که اختیار پوششم رو ندارم
اگه پدرشوهرم به گفت عروس بی چادر نمیخوام چرا از جاریم انقدر تعریف و تمجید میکنن