در رابطه با مشکلی که برام پیش اومده خواستم راهنمایی بگیرم از شما26 سالمه و همسرم 30 سالشونه .ما تقریبا 6 ماهه عقد کردیم و کاملا سنتی .به این خاطر مشکلات و بحث هایی رو داشتیم که به مرور حل شده .یکی از بحث هایی که داشتیم مادر همسرم با ناراحتی به مادرم تماس گرفتن و گلایه کردن .من از این کار همسرم خیلی ناراحت شدم و ازشون خواستم دیگه مسایل و مشکلات مارو به کسی نگن چون خودمون باید حلش کنیم و ایشون قول دادن .تقریبا 3 هفته پیش بیرون بودیم دوباره بحث پیش اومد بینمون و من با ناراحتی از ماشین اومدم بیرون و رفتم خونمون و همسرم هم با ناراحتی تمام رفتن خونشون .تا من رسیدم خونه دیدم مادرشون تماس گرفتن به مادرم و با لحن تندینه بی ادبانه دارن از من و اخلاق پدرم که کمی اخلاق تند و جدی ای دارن گلایه میکنند و با منم تلفنی حرف زدن و از حرفاشون خیلی ناراحت شدم چون توهین کردن به من.ولی ناراحتیم رو بروز ندادم .بعد که با پدرم صحبت کردم و جریان تلفن زدن مادر همسرم رو به پدرم گفتم خیلی ناراحت شدن و گفتن بیان اینجا تا با هم حرف بزنیممادرم تلفنی با مادر همسرم صحبت کردن ولی ایشون قبول نکردن تشریف بیارن و گفتن ما بزرگ تر هستیم شما بیاین.خلاصه که پدرم گفتن چون مادر همسرم تماس گرفتن و گلایه کردن خودشون باید بیان و مهمونی ای که با خونواده همسرم همون اخر هفته داشتیم کنسل شد یعنی پدرم کنسل کرداز اون قضیه 21 روز میگذره هیچ خبری از خونواده همسرم نیست و اصلا با من تلفنی حرف نزده ولی تو این مدت من به همسرم پیام دادم تا بگم مسایل رو اگر خودمون حل میکردیم بهتر بود .ولی قبول نمیکنه مادرش دخالت کرده میگه مادرم زنگ زد راهنماییت کنهنمیدونم با این قضیه چطور برخورد کنم ممنون میشم راهنماییم کنین