پدر مادر وسواسی و کمال طلب
سلام علیکم
من مادری دارم دارم وسواسی و کمال طلب و حساس (از کوچک ترین حرف جنبه بدش را می گیرد )
اصل مطلب این است که من مادری دارم تا برخلاف میلش کار انجام میدهم یا اصلا کار خاصی انجام نمی شود یا ازش انتقاد میکنم یا کارهاشو قبول ندارم به من فوق العاده الفاظ رکیک (کثافت آشغال حرام زاده و…)به من میدهد من 20سال سن دارم مادرم42 پدرم52 بعضی مواقع که خیلی روم فشار می اورد من هم بی احترامی زبانی میکنم به طور ناخواسته
2-نکته دوم من مشغول به تحصیل در دانشگاه سراسری می باشم در رشته روانشناسی به من میگه برو کار کن اصلا مادرم حالیش نیست که الان من نمیتوانم کار بروم تا مدرک ارشد در رشته خودم را داشته باشم ثانیا من الان تمرکزم بر وی درسم هست و کار کدن د شایط الان برای من وقت سوزی می باشد
من با این مادر کج فهم چه کنم؟
گل عمر من داره در این شرایط میسوزه چه کنم؟














والدین پرخاشگر
دوست عزیز شما روانشناسی میخونید و باید بدونید در برابر این افراد باید مدارا کنید . تا شرایط امروز شما بگذره .
بهتره صبور باشید و تحمل کنید تا بتونید از این فضا خارج بشید .
والدین بد انواع و اقسام مختلف دارند،اگر شما هم والدینی دارید که شما را مورد آزار احساسی قرار می دهند، نکات زیر می تواند کمکتان کند.
▪ مراحل
۱) هراز گاهی با دوستان یا اعضای خانواده که قابل اعتماد هستند دردودل کنید. این امکان وجود دارد که آنها هم متوجه رفتارهای والدینتان شده باشند.
۲) به حرف زدن ادامه دهید. اگر یک فرد خاص حرفهایتان را باور نکرد یا یکی به شما گفت مشکلتان آنقدرها هم بد نیست، دلسرد نشوید. گاهی اوقات بچه هایی که به دیگران درمورد والدین بد خود می گویند جدی گرفته نمی شوند چون از نظر جسمی آسیب ندیده اند، اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، به آن فرد بگویید که آزار احساسی زخم هایی به جا می گذارد که برطرف شدن آن مدت بیشتری می برد.
۳) اگر همه چیز خیلی غیرقابل کنترل شد به پلیس یا هر کس دیگری که فکر می کنید مراجعه کنید. تازمانیکه به حرفهایتان گوش نداده اند دست از کار نکشید.
۴) دوستی های عمیق ایجاد کنید و در فعالیت های زیادی شرکت کنید. اینکار به شما کمک می کند بتوانید مشکل با والدینتان را از ذهنتان بیرون کنید و بهتر با آنها کنار بیایید.
۵) سعی کنید با والدینتان حرف بزنید. امیدهای واهی نداشته باشید-نمی خواهید که دلسردتان کنند.
۶) راهی برای دور شدن از والدینتان پیدا کنید. سعی کنید از یکی از اقوام که درکتان می کند بخواهید و پیش او بروید یا دانشگاهتان را شهرستان انتخاب کنید که از آنها دور شوید.
ریلکس باشید، زمانی را به تنهایی بگذرانید، احساساتتان را یادداشت کنید، چند نفس عمیق بکشید و وقتی که آرام شدید با آرامش و مهربانی با والدینتان حرف بزنید. مثلاً، “مادر معذرت می خواهم. وقتی به من توجه نمی کنی و به حرفهایم گوش نمی دهی عصبانی می شوم. اینطوری فکر می کنم هیچ ارزش و اهمیتی برایت ندارم. فکر می کنم اگر صادق باشیم و آرامشمان را حفظ بکنیم بتوانیم مشکلمان را حل کنیم.” از کلمات غیرمحترمانه استفاده نکنید و حتی اگر تقصیری به گردنتان نباشد عذرخواهی کنید. سعی کنید باگذشت باشید.
دلسرد و ناامید نشوید.
به خودتان آسیب نرسانید.
افکار خودکشی نداشته باشید.
کمی پول پس انداز کنید. مطمئناً به آن نیاز پیدا می کنید.
نادیده شان بگیرید.
بخاطر حرفهای بدی که والدینتان به شما می گویند خودتان را مقصر ندانید.
درصورت امکان از روبه رو شدن با آنها خودداری کنید. سعی کنید وقتتان را در اتاقی جدا یا خانه دوستانتان سپری کنید.
به دنبال راه حل های طولانی مدت برای به دست گرفتن کنترل امور باشید، مثل نقل مکان از آن خانه یا رفتن به دانشگاه شهرستان یا مدارس شبانه روزی.
از داد زدن سر والدینتان و بدوبیراه گفتن به آنها خودداری کنید. اینکار همه چیز را بدتر می کند.
▪ هشدارها
هیچوقت هیچ نوع بی احترامی نشان ندهید.
اگر نادیده شان می گیرید، نگذارید خیلی به چشم بیاید چون اینکار عصبانیشان می کند.