من از طریق مدرسه خیلی تحت فشارم چون تیزهوشانم و دهتری ام که حتما باید نمره عالی بگیره مامان و بابام هم روی درسم حساسن ولی در مجموع انگار اصلا دوستم ندارن من ادم ضعیفی ام در حدی که مثلا معلمم یه چیز بهم بگه حتی اگه غیر منطقی باشه من قرمز میشم و بغضم میگیره و کلی حرص می خورم
مامانم به مشکلاتم گوش نمی ده یا اگه بده اخرش همیشه میگه تقصیر خودت بود و بعدا اگه دعوا کنیم به روم میاره پدرم هیچ وقت منو نزده ولی مامانم تا ۱۳ سالگی منو خیلی بد کتک می زد تا حدی که من واقعا فک می کردم می خواد بکشتم بد دهن هم بود پدرم تا ۲ سال پیش فوق العاده مهربون بود ولی الان ۲ ساله که از هم دور شدیم و تو این هفته به من یه حرف خیلی بد زد عذر خواهی نکرد ولی من فکر کردم فهمیده بود که چقدر قلبم شکسته چون خیلی مهربون شد ولی من باز باهاش حرف نزدم تا دیشب اممروز ظهر دوباره دعوامون شد و دوباره بهم گفت این دفعه قشنگ گف ببخشید ولی قلبم اینقدر درد می کنه و حالم اینقدر بده که اصلا دیگه نمی خوام پدرم باشه
من ۱۵ سالمه دو ماه دیگه میشم ۱۶ و فرزند اولم و یک بچه بعد از من هست
من کسی نیستم که تو عصبانیت یه چیز بگه بعدش هیچ چی اتفاقا تو عصبانیتم هم تصمیم نمی گیرم یا کاری نمیکنم که بعدش پشیمون شم فقط یه بار ۱۰ ساله که بودم اینجوری شد
یعنی شاید واقعا نتونم پدرمو ببخشم الان عصبانی نیستم اون موقع هم عصبانی نشدم فقط قلبم شکسته
با مامانم هم دیگه عادت کردم که هر وقت ناراحتم گوش نده یا بره یا یک همچین چیزی
اما از پدرم توقع نداشتم چی کار کنم دارم دق می کنم
دوست صمیمی هم ندارم که باهاش حرف بزنم