سلام وقتتون بخیر.من ۲۲ سالمه و از ۱۷ سالگی با پسری تو رابطه بودم. ما چهار سال با هم دوست بودیم ولی ایشون دوبار بهم خیانت کردن تو طول چهار سال و در آخرم گفتن خانواده م قبولت ندارن و تو از هیچ نظر مناسب من نیستی و تموم کردیم شهریور ماه ولی بعد یک ماه دوباره برگشتن ولی رابطمون تقریبا سرد بود تا اینکه اذر ماه یهو گفتن دارن ازدواج می کنن و خداحافظ.
من واقعا شوکه شده بودم ولی دستم به هیج جایی بند نبود. با کمک دوستام و قرص ارامبخش و مشاوره تونستم حال خودم رو کمی بهتر کنم.
تو همون دوران سخت، رئیس شرکتم بهم ابراز علاقه کرده بود و دوستام و همکارام دائم میگفتن فرصت خوبیه و با وجود اون میتونی کمی تجربه تلخی که داشتی رو فراموش کنی. منو رئیسم ۱۲سال تفاوت سن داریم و رابطمون زمانی شروع شد که من واقعا اوضاع خوبی نداشتم و اون خیلی برام وقت میزاشت و باهم زیاد بیرون میرفتیم بعد کار و تقریبا کل روز رو باهم بودیم، بحث و دعوا هم کمی داشتیم ولی اون اصلا ادم کینه ایی نیست و خیلی زود پیشقدم برا اشتی میشه و کنترل رابطه اکثرا تو دست اون بود وهست. ما بعد دوماه از دوستی رابطه جنسی هم باهم داشتیم. ایشون اون موقع اصلا حرف ازدواج رو نمیزدن و میگفتن ازدواج واقعا تصمیم سختیه و خیلی باید دقت کرد تا اینکه یک ماهه که اصرار میکنن دوستی کافیه و ازدواج کنیم.
من نمیدونم تصمیم درستی هست یا نه.چون من سه ساله که باکره نیستم ولی ایشون بعد رابطه هامون اصلا حرفی در این مورد نزدن و سوالی نپرسیدن که براشون توضیح بدم.
فقط همون اول گفتم که من تو رابطه بودم و تموم شد و اونم گفت اصلا نیازی نیست توضیح بدی از گذشتت و برای هرکسی پیش میاد.
من اوایل هیچ احساسی بهش نداشتم ولی کم کم گرایش جنسیم بهش زیاد شد، کلا من نمیتونم جز مسایل مربوط به سکس باهاش صحبتی کنم و اکثرا تو خودمم اما اون درمورد تمام مسائلش باهام حرف میزنه و مشورت میخواد ازم حتی درمورد تصمیمات ایندمون.
دوشب پیش عشق اولم بعد مدتها پیام داده و گقته باید همو ببینیم نمیدونم چرا هنوزم بهش حس عاطفی شدیدی دارم و تو پیام گفته میخواد جدا بشه از همسرش و میتونیم بهم برسیم.
نمیدونم اصلا چمه و با اینکه بلاکش کردم ولی دلم میخواد دوباره برم سمتش.
ولی از طرفی تو رابطه فعلیم همه چی خوبه و میدونم که اون دوستم داره ولی من هنوز عشق عمیق بهش ندارم.
ایشون دو هفته پیش منو با پدر و مادرش اشنا کرده و مادر من هم در جریان رابطم هست. و بخاطر قرص ال دی که تو کیفم دیده، درجریان رابطه جنسیمون هم قرار گرفته و گفته کم کم ازش بخواه زودتر بیان خواستگاری. و وقتی گفتم اون تصمیم داره بیاد خواستگاری دیگه تحت فشارم نمیزاره. اما من خیلی تردید دارم. نمیدونم اگه الان باکره نبودنم براش مهم نباشه بعدها ممکنه اذیت کنه؟ اون وقتی که شهوتی بشه یا تو سکس خیلی حرفای رکیکی بهم میزنه ولی بعدش عذرخواهی میکنه و میگه تو اون حالت فقط اینطوره و واقعا هم همینه. ادمی نیست که گیر بده یا حساس باشه به اون صورت. تماس های گوشیمو یا تلگرام و واتس اپمو چک میکرد اوایل ولی یه مدتیه دیگه اینکارو نمیکنه.