سلام من یک خانم 24 ساله هستم اهل کرمان دو فرزندیم من اخری هستم چهارماهه مغازه تایپ تکثیر زدم لیسانس میکروبیولوزی دارم پارسال ازدواج کردم هفت ما بیشتر زندگی نکردم جدا شدم دلیلشم علاقه داشتن شوهرم به شخص دیگر و بفکر پول پدرم بود ولی دید که پدرم از نظر مالی ساپورت نمیکنه دیگه خونه نمیومد با من بد رفتاری میکرد و میگفت بیست میلیون بدین تا طلاقت بدم منم مهریه بخشیدم جدا شدم چون شخصی هستم دنبال ارامش شوهر سابقم ظاهر ارومی داشت ولی به قول خودش پای پدرش بخاطر پول شکسته دیگه من جای خودم دارم یک بارم با خواهرم دعوا کرد کتف خواهرم اسیب دید 20 مهر امسال جدا شدم کلی هفت ما بیشتر سر زندگیم نبودم، زندگی نبود چون خیلی همو نمیدیدیم الان خوستگار دارم سه سال کوچکتره براش از زندگیم گفتم گفته مشکلی ندارم قبلا دوست دختر داشته ولی الان دوساله نداره از نظر خانوادگی مذهبی خیلی ابراز علاقه میکنه میگه سن مهم نیست شعور مهمه نمیدونم چکار کنم به نظرتون از نظر سنی به مشکل میخوریم ؟ اینم بگم قبلا خودش رابطه جنسی داشته با یک نفری که دوسال پیش بوده ؟ الان میگه نمازش میخونه ؟ به نظرتون بعدا خانوادش منو اذیت میکنن؟ ظاهرش به 26 ساله ها میخوره ؟ الان ترم هفت دانشگاه است همه میگن به دردت نمیخوره اولین مردیه به دلم نشسته یه حس خوبی دارم بهم گفت بزار درسم تموم بشه میام سربازیشم گفته میخره گفته تا موقع خواستگاری همو نمیبینیم تا بهت اثبات بشه من تور واسه خودت میخوام ؟ازدواج قبلیم به اصرار پدرم بود نمیگم خودم نمیخواستم ولی با خودم میگفتم حتما بابام یه چیزی میدونه ولی هیچ وقت بهش علاقه مند نشدم خواهشا کمکم کنید خیلیی ازش خوشم اومده ولی نگرانی دارم اگه اشتباه کنم خیلی برام ضربه بزرگیه؟