سوالتو بپرس
X

چکار کنم

سلام ، در یازدهی سالگی پدر و مادرم جداشدند یک خواهر کوچکتر دارم الان ۲۰ ساله هستم . مشکلم این است که هر وقت مشکلی عادی ، که بین همه مادر و دختر ها پیش می آید ، مثلا ریختن آب روی فرش و غیره ، من برعکس همه از قبیل این حرف ها را می شنوم که تو هم مثل پدرتی از دستت خسته شدم ، دیگه تحملت را ندارم از خونه پرتت می کنم بیرون .
می دونم که مادرم دوستم دارد و برای تحصیل و همه چیز تلاش می کند ولی وقتی عصبانی می شود این حرف ها را می زند من دارم نابود می شوم من اضافی ام . من یادگار نحسی ام که مادرم را عذاب می دهد .

zahraqwer:

نمایش نظرها (1)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این رفتار اشتباه مادر برای شما با فشار روحی همراه می باشد اما دقت کنید که مادر و پدر شما دو فرد بالغ بودند که می توانستند در مورد زندگی خودشان تصمیم گیری کنند و شما در مورد انتخاب آنها برای ازدواج و یا داشتن فرزند و حتی جدایی نقشی نداشته اید و مادر شما خودش باید مسئولیت انتخاب هایی که داشته است برا عهده بگیرید .
    و این جابجایی که ایشان در این موراد دارند یعنی خشمی که به پدرتان دارند را به شما انتقال می دهند یک مسیر اشتباه هست که ایشان طی می کنند و ارتباطی با دوست نداشتن شما ندارد بلکه نشان می دهد که ایشان به درستی نمی توانند احساسات خود را نسبت به هر فردی بشناسند .
    بهتر است از سرزنش کردن خودتان خوداری کنید و در احترامی که برای ایشان قائل هستید به ایشان بیان کنید که این صحبت ها برای شما چه احساساتی را ایجاد می کند و باهم در این مورد صحبت کنید تا بتوانید در یک تعامل باهم مسیر بهتری را طی کنید .