سلام وقت بخیر . راستش من یه دختر ۱۵ سالم . ما توی زندگیم مشکلات خیلی خیلی زیادی داریم که به دلیل بی فکری های پدرم ایجاد شده باعث شده من هیج گاه در این ۱۵ سال احساس آرامش نداشته باشم . و مادرم هم ناراحتی زیادی داره و پدرم هم همین طور . خودم رو قانع می کنم که در آینده همه چیز بهتر میشه ولی بعد از فکر این که پس عمر پدر و مادرم و خودم که حالا داره با غم و غصه می گذره چی . شاید من در آینده به تنهایی آدم موفقی بشم ولی من دوست دارم الان شادی رو تو چشمای پدر و مادرم ببینم . راستش رو بخواید من خیلی دوستشون دارم و دلم می خواد بهشون دلداری بدم و شادشون کنم . ولی بیش اوقات فکر این مشکلات عصبیم می کنه باعث میشه مدام با پدرم بحث کنم و ازش بخوام زودتر همه چی رو حل کنه. ویا این که به مادرم مدام غر بزنم . من نمی خوام همچین فردی باشم چون خودشون ناراحتی زیادی دارن و برخورد من یه درد مضاعفه . ازتون خواهش می کنم که راهنمایی کنید :-(