3
چگونه حقیقت را بگوییم؟
سلام
من 17 سالمه و دو سال است که پسری را می شناسم (همسن خودمه)و او را دوست دارم او هم متقابلا من را دوست دارد تا الان به خاطر مادرم رابطه ی ما پنهانی بوده.چجوری به مادرم حقیقت را بگویم که از دستم ناراحت نشود و مرا محدود تر از این نکند؟اگر او با مادرم و پدرم صحبت کند آیا شرایط بهتر می شود؟ممنون می شم به سوالم پاسخ بدهید.














سلام به شما دوست عزیز
دقت کنید که هردوی شما رد سن نوجوانی قرار دارید در کنار اینکه نیاز و گرایشاتان به جنس مخالف قابل درک یم باشد اما این روابط می تواند برای شما آسیب های زیادی را به همراه داشته باشید .
در این مسیر به سوالات زیر پاسخ بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
۱٫ هدفتان از این رابطه چیست؟
۲٫ میخواهید با بیان این موضوع به خانواده ها چه چیزی را بدست بیاورید ؟
۳٫ ایا در زمان فعلی بین شما رابطه جنسی وجود دارد؟
۴٫ معیار شما برای انتخاب این فرد چه ویژگی هایی می باشد؟
۱٫هدف مشترک من و او ساختن اینده ی مشترکی است برای رسیدن به هدف مشترکمان که برداشتن یک قدم برای بهتر شدن دنیاست.
۲٫بیش تر دلم برای ارامشی که قبلا داشته ام تنگ شده ،من مدام نگرانم مبادا مادرم موضوع را بفهمد از طرفی عذاب وجدان هم دارم که مجبورم به مادرم دروغ بگویم .وقتی این احساس را با او در میان گذاشتم به من پیشنهاد داد همه چیز را به مادرم بگویم (هر چند می دانست ممکن است شرایط جوری بشود ک دیگر نتوانیم با هم حرف بزنیم )او گفت که حاضر است در گفتن حقیقت در کنار من باشد و او هم با مادرم صحبت کند.
۳٫خیر
۴٫او انسانی منطقی،مسئولیت پذیر و مهربان است .طوری که خودش را نسبت به ادم های اطرافش مسئول می داند.شجاع و خوش بین است ،همیشه نیه پر لیوان را می بیند.او از ان معدود ادم هایی است که ایمانش واقعی است و من این را ستایش می کنم .او گوش شنواست هر وقت هر زمانی که من به او نیاز داشته باشم و بخواهم با او صحبت کنم حضور دارد و من را به همه کارهایش ترجیح می دهد.من به خاطر محدودیت های خانواده ام با او قرار نگذاشتم حتی خیلی کم با هم تلفنی صحبت می کنیم اما او با این که خیلی وقت است من رو ندیده هیچ وقت شاکی نمی شود.
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساسات شما کاملا قابل درک است.
اما اگر دلیل مخالفت مادرتان به خاطر سن و سال شما باشد، بعید است که فرقی داشته باشد بین صحبت کردن شما یا ایشان صحبت کنید.
همانطور که حتما خودتان بهتر می دانید در سنین نوجوانی احساسات و هیجانات بر افراد غله دارد.
درست است که شما به ایشان علاقه مند هستید و البته گفتید که با چه نیت و هدفی قرار است رابطه تان را ادامه دهید، اما با توجه به سن و سالتان ممکن است اینگونه رواط برای شما بیشتر از اینکه سودی داشته باشد، آسیب پذیری شما را افزایش دهد.
این سنین برای شما بهترین و مهمترین سن است که در آن آینده خودتان را تعیین می کنید.
اینگونه روابط به دلیل اینکه بیشتر هیجان مدار هستند ممک است شما را از خیلی وظایف و اهدافی که در این سنین باید پیگری شوند باز دارند.
احتمالا دلیل مادرتان هم برای مخالف همین نگرانی ها است.
به هرحال شما هنوز به سن قانونی نرسید اید مسئوایت شما با والدینتان است و قصد و نیت آنها هم محافظت از شما است.
اللبته شاید گاهی شیوه های درستی را برای این منظور انتخاب نکرده باشند و موجبات ناراحتی شما را راهم آورد.
بنابراین به شا توصیه می شود که در ابتدا سعی کنید درباره آینده این رابطه و اینکه قرار است با چه قصد و نیتی ادامه پیدا کند تامل کنید و این انرژی که برای ای رابطه می گذارید ممکن است شما را از چه موارد مهم و اولویتهایی باز دارد؟
با توجه ب اینک هنوز در سنین نوجوانی به سر می برید و هنوز در حال رشد و تجربه کردن ساختن هویت و آن فردی که می خواهید هستید، به احتمال زیاد نظر شما درباره فرد مورد نظرتان، حتی اگر به نیت ازدواج هم باشد، تغییر خواهد کرد و فردی که شما در سن بزرگسالی و با توجه به تجربه و رشد آن زمانتان انتخاب خواهید کرد حتما متفاوت خواهد بود و انتخاب شریک زندگی در این سنین منطقی به نظر نمی رسد و احتمال پشیمانی وجود دارد.
همچنین شما هنوز زمان زیادی را برای تشکیل روابط سالم و با ثبات دارید اما خیلی از فعالیتها و اموری که باید به آنها بپردازید خاص هین سنین است مانند تحصیل و درس خواندن.
انرژی که در اینگونه موارد صرف می شود با توجه به عدم ثبات روابط ممکن است آسیب زننده باشد.
با این حال اگر همچنان بر تصمیمیتان مصمم هستید می توانید با مادرتان در این زمینه صحبت کنید و سعی کنید صحبتها، نگرانی ها و دغدغه های او را در این زمینه جویا شوید و سعی کنید او را درک کنید.
همچنین می توانید متقابلا از خواسته ها و انتظارات خودتان در این زمینه بگویید تا شاید به توافقی در این زمینه رسیدید.
اما هر احتمالی وجود دارد و مکن است مادر شما محدودیت های بیشتری را اعمال کنید که به هر حال بهتر است این اتفاق را هم به عنوان بخشی از واقعیت تغییر ناپذیر بپذیرید چرا که آنها هم طبق باورها و اصولی که فکر می کنند در فرزند پرری درست است پیش خواهند رفت و شما نمی توانید رفتار آنها را کنترل کنید و باید در چارچوب قوانین و مقررات خانه و والدینتان رفتار کنید و سعی کنید با در نظر گرفتن همین محدودیتها خواسته های خودتان را تعیین و پیگیری کنید.