به خدااززندگی سیرشدم افسرده شدم اون هنوزبچه اس هرجابخوادمیره هرکاری بخوادمیکنه تاهرحرفی بزنم مخالفش باش دادوبیدادمیکنه به همه کسم فحش میده میزنه میشکنه.یک منسبت یکجانشده بریم قاطی نکنه .اگه هرکاری میخوادبکنه من دلگیرشم یامخالف باشم خون به پامیشه جرات یک اخمیاگریه هم ندارم وقتی ارومه مثل یک برده باشم فقط بگم چشب ارومهمحبتم میکنه.من چی کارکنم الان یک هفتس قهریم مادرش بهم توهین کردگفت طلاقش بده ازش خبری نیس حتی بیست روزم ازش دروبودم تامن پیش قدم نشدم ازاون خبری نشده .گول ظاهرمذهبی خواهراشوخوردم زنش شدم ازطلاقم متنفرم چی کارکنم گناه من چیه نه مشکلی داشتم نه خواستگارکم داشتم اوناهفت خططن.شوهرم ازم گرفتن همش پورش میکنن تابامن بجنگه.همش میگه خانوادموباتوعوض نمیکنم خوب نکنه کی خواست من چی دل ندارم.