سلام من دختری 21 ساله هستم دانشجوی مکانیک من از وقتی یادم میاد همون 5 سالگی مادرم منو کتک میزد حالا سر هر چیزی که شده حتی سر لباس چیز های بی معنی بچه فوق العاده ارومی بودم اصلا تو عمرم خراب کاری بدی نکردم تهش یه لیوان شکستم برعکس خواهرم که 6 سال کوچک تر منه سر نمره هام هم کتک میخوردم همیشه هر چی خونده بودم باز استرس داشتم از همون اول وحشتناک جوری که چندین ساعت گریه میکردمو ترس از امتحان نمیرفتم این تا کنکور ادامه داشت 5 ساله که دچار بیماری معده شدم قلبو کبدم مشکل پیدا کرده همچنان از پدر مادرم کتک میخورم محدودم میکنن به گوشیم مشکوکن از نظرشون عشق گناهه با وجودی که اصلا مذهبی نیستند من حتی میترسم اسم پسر بیارم انگار لولو خرخرس خیلی از پسرا بهم پیشنهاد میدادن چت میکردم از مادرم قایم میکردم تا این که با یه پسری یک سال بزرگتر از خودم تو دانشگاه دوست شدم از نظر احساسی ببخشید خر نشدم که مامانم بگه عشق کورت کرده اول 1 سال ایشونو شناختم به من میخورن از نظر خانوادگی فکر و اخلاق من واسه اولین بار به مادرم گفتم حتی نگفتم دوستیم خیلی بد برخورد کردن ایشون بیشتر دنبال سن بالاتر برای من میگردن و میگن پسره خیلی زشته اصلا میفرستمت خارج اگه فکر کنی بهش اصلا هم نمیشناسنش میگن تو کور شدی عاشق عقل نداره کلا من همچنان ترس دارم محدودم حتی با دوست های دخترم ابرومو میبرن فقط میخواان درس بخونم فقط میخوان برم خارج هر روز بقیه رو میزنن توسرم قدرت انتخاب هیچ چیزو ندارم وسایلمو چک میکنن حتی وقتی معدم اینجوریه بالا میارم داد میزنن اولا که معدم اینجوری شده بود مامانم میگفت نکنه حامله ای ازمایش حاملگی دادم حتی هر مخالفتی میکنم کتک میخورم همش میگن برو خارج یا تو دنبال ارث مایی هر چی که ازشون میخوام کلا همه کار من اشتباس اجازه هیچی ندارم حتی دوست داشتن کسی