سلام و وقت بخیر، من 25 ساله و خواهر کوچیکم 19 سالشه،
ما از دست والدین سمی مون به سطوح اومدیم، هیچ چیزی رو گردن نمیگیرن، حق و حقوق مالی مارو نمیدن،باعث شدن فرصت هام رو از دست بدن،و الان تو این سن هم من و هم خواهرم نقطه صفر هستیم ، همش زیر دامون رو خالی کردن و میکنن، تا میگیم پول از اول میگن فکر کنین مرده ام پدر میگهه، و مادر به بدترین نوع حرف زدن و منت گذاشتن، انکار ، دروغ ، خیانت ، و کلاهبرداری از ما کردن و میکنن، حتی پول رایانه هم اصلا نمیدن یا جیبی، اگر ارتباطی ساختم آنقدر الکی ایراد و غر زد مادر قطع کرد یا پدر یه رفتار بی ادبی کرد مثل سوت و آواز و دیوانه بازی از عمد یا بد قولی یا بدهکاری تا طرف بترسه بره، اصلا حرف مارو گوش نمیدن ، کل خانواده پدرمو همینطوری بی وجدانا چند بار به عمه ام گفتم اونم فقط گفت شوهر کن، خونه ما مادرم وسیله این همه سال ندارع چه برسه جهیزیه ، خلاصه بگم از طرف پدر و مادر هر دو قطع رابطه و از ما منظور من و خواهرم خوششون نمیاد، الان چند سال بکوب همش خونه ایم ، سالم و زندانی در اصل نیستیم ولی نه جایی داریم نه پولی نه لباسی درست و حسابی، من نمی‌دونم چطور بگم ولی اوضاع ما خیلی وخیمه بارها حرف زدیم با پدر و مادر به مسخره میگرن و هم بعدش میگن خب برو ، آرامش نداریم ، هدفامون رو هوا مونده نمی‌دونم شانسی دارم یا نه برای رسیدن حتی خوابیدن هم نظم ندارع ، مادر از عمد با پدر کاراش سکوت می‌کنه او هواشو داره چون گفت من چرا بها بدم و آبروم بره به فرض جدا شده ، هر دوشون خودخواه، من تا حالا اینجور آدم های حسود ، بد ذات و ظالم ندیدم ، تو رو خدا به راهنمایی بدین من و خواهر بی کس و بی پول چطور زندگی مردمونو ، جون بدیم و بریم؟؟؟؟