سلام خسته نباشید
من دوسال پیش با یه پسری حدود سه ماه دوست بودم؛ بعد اون توی این سه ماه خیلی بهم علاقه مند شده بود البته خودش اینطور میگفت.. منم از اونجایی که بهش علاقه نداشتم و از طرف آقایون تو اون زمان ضربه بدی خورده بودم باهاش تموم کردم. اون فامیل یکی از دوستای صمیمی بود که همه چیز زندگیمو میدونست و چون من به اون پسرم گفته بودم که چه زندگی دارم فکر میکردم به خاطر ترحم یا از سر دلسوزی بهم توجه میکرد؛ بعد اون قضیه فهمیدم اون خیلی صربه ی بدی خورده از دوستم شنیدم . راستش دلم سوخت ولی با خودم گفتم وقتی دوسش ندارم نمیتونم باهاش باشم…
بعد امسال از اونجایی که کنکور داشتم رفتم یه کلاسی ثبت نام کردم بعد فهمیدم معلمم دوست صمیمیه اون پسرس و حتی خودشم تو اون موسسه درس میده ؛ روز اول که کلاس برگزار شد بعد کلاس دیدم که پشت در نشسته وقتی اومدم بیرون خیلی دستپاچه شد و به من سلام کرد منم بدون اینکه نگاش کنم سلام کردم … چند ماه گذشت طوری که من اونو هر روز میدیدم و اون همین جور خیره نگام میکرد یا حتی معلمم الکی ازش واسم تعریف میکرد یا جلوی من بهش زنگ میزد که کجاستو چیکار میکنه… خیلی اونموقع گیج میشدم ؛ بعد دیگه اگه یه روز نمیدیدمش ناراحت میشدم یا همش منتظر این بودم که باز بیاد پشت در یا معلمم دربارش حرف بزنه. تا یه روز تصمیم گرفتم که بهش پیام بدمو ازش بخاطر رفتار گذشتم معذرت بخوام؛ پیام دادم… ولی اون گفت آلان نباید به فکر این مسائل باشی من اون موقع خسته شده بودم برو به درست برس و خیلی قشنگ بهم گفت که برم … از اون روز به بعد دیگه نگام نمیکرد یا حتی جواب سلامم نمیداد میرفت جلوم با دخترای دیگه حرف میزد یعنی اصلا بهم توجه نمیکرد😣
من فهمیدم که دوسش دارم … بعد یه ماه پیش با دوست صمیم دعوای خیلی بدی کردمو اون بهم گفت من همرو خسته میکنم بخاطر همینه که زندگیم اینجوریه گفت تو حتی اونم خسته کرده بودی واسه همین رفت … ولی اون پسر بعد از این دعوا همه ی استوریامو چک میکنه ولی هیچ حرفی نمیزنه😦
من واقعاا از اون موقع تا آلان شکستم ؛ همش دارم فکر میکنم اضافیمم و همه ولم میکنن.
من حتی نمیتونم رو درسم تمرکز کنم… دارم زندگیم و آیندمو خراب میکنم …
لطفا کمکم کنید من نمیدونم چیکار کنم من دوسش دارم
لطفا راهنماییم کنین من خیلی تنهام💔