کنار آمدن با والدین و مراجعه به روانپزشک
سلام وقتتون بخیر من دانشجو مقطع کارشناسی هستم
در یک خانواده شدیدا کنترلگر، قضاوتگر، محدود کننده، ایرادگیر، عصبی، با افکار پوسیده سنتی و… زندگی میکنم که با کوچکترین مشکلی همهی اتفاقات بد گذشته رو به روممیارن بخصوص از طرف مادرم و به قول خودشون اعتمادشون با هر اتفاق میشکنه. من اصلا اعتماد ندارم بهشون بخاطر سوءاستفادههاشون از حرفا واتفاقات و ازشون نفرت شدیدی دارم.
پدرم ۵۹ساله وبازنشسته و مادرم ۵۰ ساله وخانه دار (پدرم کمی منطقی تر هستن وکمتر تهمت میزنن) برادرم ۲۸ ساله و شاغل (به صورت چند شغل پاره وقت غیر رسمی) چطور باید قانعشون کنم به روانپزشک مراجعه کنم؟ چون از دستشون واقعا خسته شدم و مبتلا به افسردگی هستم و هرچی میگم گوش نمیدن، امروز متوجه مصرف فلوکستین بنده شدن (یک بسته ۱۰۰تایی مصرف کردم با مشورت یک پزشک عمومی و بعدش چون تغییری نداشتم و خودم بهتر حس خوب میگرفتم قطعش کردم البته با مشورت پزشکم) و واکنشهای خیلی بدی از جمله تهمت زدن، برچسب دیوونگی و… داشتن. همیشه تهمت هایی میزنن که واقعا تحملش برام سخت وطاقت فرساست، باید با پدر مادرم چیکار کنم














در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
مشاوره روانشناسي تلگرامي:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot
سلام
دوست عزیز متأسفانه خانواده شما ب این راحتی قابل تغییر نیستن و همه مسائلی رو ک بیان کردید رو باید برای خودتون انگیزه برار بدید و درستون بخونید تا هر چه سریعتر فارغ التحصیل بشید و ازدواج کنید.
در صورت ازدواج میتونید تا حدود زیادی از این افکار پوسیده و مسموم فاصله بگیرید.
اینکه خانوادتون شما رو دیوونه خطاب میکنن اصلا ناراحت نشید.اونا هر چی دوست دارن میتونن بگن ولی شما ک بهتراز هر کسی میدونید ک دیوونه نیستید و این فقط ضعف فرهنگی خانوادتون رو نشون میده.
واقعیت اینه ک شما انسان تحصیل کرده ای هستید ک خانوادتون با توجه ب افکار به قول خودتون پوسیده ای ک دارن نمیتونن شما رو درک کنن.
ببخشید ک در مورد خانوادتون رک صحبت کردم.