سوالتو بپرس
X

کنترل خانواده

سلام من پسر 000ساله مجرد هستم و مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد از بهترین دانشگاه های ……را دارم و بسیار پسر مودب و اخلاق مدار و اهل رعایت حقوق اجتماعی هستم و آزارم به کسی نمی رسد و به دنبال فریبکاری و دخالت در امور دیگرا نیستم و بشتر اهل ارامش و سکوت و کتابخوانی و … هستم. از طرفی چهره ی زیبایی هم دارم و  تا حدی که اغلب اوقات تنها نیستم و حتی هنگام درس خواندن هم آرامش ندارم و سر پدر و مادرم همیشه در اتاق و گوشی من هست که بدانند چه کار می کنم و چه می خوانم. اغلب وقت من صرف این می شود که وقتی به منزل می آیم یک گزارش کار و زمان جامع بدهم که کجا بودم و چه کار کردم. تماس های مرا چک می کنند، چقدر و کجا و برای چه خرج کرده ام، ایمیل، تلگرام و … هرچه پیامرسان و وسیله ارتباطی دارم را بررسی می کنند و تمام پیام های خصوصی ارسالی دوستانم به مرا حتی قبل از من می خوانند. اگر کسی با من تماس بگیرد باید توضیح بدهم که که بود و چه گفت، تا جایی که حتی در مواقعی به جای من تصمیم می گیرند و جواب دوستانم را می دهند. وقتی یک دختری را به مادرم معرفی کردند برای ازدواج، و من هم پسندیدم، پدرم نپسندید و مادرم از طرف من پاسخ منفی داد و اینکه به جای من تصمیم می گیرند برای من به شدت آزاردهنده است. هیچگونه تمرکزی ندارم و مدام حواسم پرت می شود که پدر و مادرم آیا در حال نگاه کردن به صفحه ی مانیتور من هستند یا نه، اگر باشد باید برایشان توضیح بدهم که چه کار می کنم. تمام تلفن و رمزهای من در اختیارشان است، اما باز هم راضی نیستند. حتی نمی توانم برای مدت کوتاهی به راحتی استحمام کنم، چون اجازه نمی دهند که درِ حمام را ببندم یا لباسم را به راحتی عوض کنم. اصلا راحت نیستم که برای یکبار هم که شده در خانه با زیرپیراهن بخوابم یا با شلوار نازک راحت بنشینم و بگردم. فقط آرزویم هست هرچه زودتر مستقل شوم و راحت شوم، اما خانواده م خیلی از استقلال من می ترسند و به خاطر همین هرچه درآمد دارم را سعی می کنند خرج کنند یا اینکه نمی گذارند بیش از حد خاصی درآمد داشته باشم. خلاصه اینکه اصلا حریم خصوصی ندارم و بارها متهم به ارتباط جنسی نامشروع هم شده ام و مجبورم کرده اند که بنویسم و امضا کنم و به قرآن قسم بخورم که ارتبط جنسی نامشروع نداشته ام. تمام لبخندها و محبت هایشان مصنوعی و امنیتی هست و من این را می فهمم. گاهی به فکر این افتاده ام که بروم در یک بیابانی آنقدر راه بروم که از گرسنگی بمیرم یا در روستایی بروم و آنجا در یک خرابه ای زندگی کنم و کار کنم. کارگری در پست ترین جها برایم باارزش تر از این زندگی امنیتی و بدون حریم خصوصی شده است. اخیرا که برای خودم لباس ها و زیرلباس های دلخواه خودم را خریدم احساس موفقیت بزرگی کردم! اما با اینحال مراقبت های امنیتی بیشتر هم شد.
خانواده ام زندگی خواهرم را نابود کردند و حتی بعد از ازدواج هم در زندگیشان دخالت کردند و خواهرم را افسرده و بیمار کردند. یک خواهر کوچکتر هم دارم که به جای مراقبت و توجه به او بیشتر وقتشان را صرف کنترل و نصیحت من می کنند. کلا با دختر داشتن مشکل دارند و پسر را بیشتر می پسندند و دوستی خاله خرسه در ارتباط با پسرشان دارند. در مقابل اعتراضاتم هم تدابیر امنیتی را شدیدتر می کنند و در مقابل استقلال طلبی مرا تهدید به خروج از خانه می کنند. شما به من بگویید با این سطح تحصیلات و سواد و شهرتم در جامعه، چکار کنم که هم آبرویم نرود و هم از شر این خانواده خلاص شوم. لطفا این متنی که برایتان نوشته ام را در سایت منتشر نکنید یا لااقل سن و ویژگی های ظاهری که برایتان توضیح دادم را حذف کنید. تشکر

daneshjoo86:

نمایش نظرها (5)

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز با این توضیحاتی که ارايه دادید احساس ناراحتی و عدم رضایت شما کاملا قابل درک است و جای نگران هم درباره شناسایی هویت شما نیست چرا که مطالب شما کاملا کلی عنوان شده و این موضوع هم متاسفانه کم و بیش مشکل بسیار از جوانانی است که والدین کنترل گری دارند و کنترل گری والدین هم در جامعه و در فرهنگ ما هم موضوع رایجی بوده و چیز جدیدی نیست که مختص شما باشد و با شدت کم یا زیاد در اکثر خانواده ها وجود دارد.
    متاسفانه اغلب پدر و مادرها بیشتر به دلیل سطح اضطراب بالایی که خودشان در رابطه با فرزندانشان تجربه می کنند دست به رفتارهای کنترل گرانه می زنند که بسیار هم می تواند ناخوشایند و آزار دهنده باشد و همان طور که خودتان هم اشاره کردید سطح کیفیت زندگی افراد را بسیار تحت تاثیر قرار دهد.
    اما مسئله ای که در این میان وجود دارد این است که برای یافتن راه حل بهتر است به چند نکته توجه داشته باشید.
    نکته اول این است که شما نمی توانید والدین خودتان را تغییر دهید و کنترلی روی رفتار آن ها ندارید اما از آن جا که شما هم یک انسان هستید و یک سر رابطه قرار دارید و در برابر نیازها و خواسته های خودان مسئول هستید، می توانید فعالانه با تمرکز بر دایره اختیارات و توانمندی های خودتان اقدامات موثر لازم را در این زمینه انجام دهید.
    دقت داشته باشید که هر انسانی دارای نیازهای اساسی مانند نیاز به آزادی و استقلال رای و انتخاب است و این که خودش برای خودش تصمیم بگیرد و هر کسی هم باید خودش را در برابر تحقق نیازهای اساسی اش مسئول بداند.
    حالا با توجه به این نکاتی که مطرح شد پرسش اصلی و اساسی این جا است که تا به حال برای تحقق این نیازها و خواسته های خود چه اقداماتی انجام داده اید؟
    اگر هیچ مقاومتی نکردید و هیچ اقدامی برای بیرون آمدن از این وضعیت که در دوران کودکی و نوجوانی که وابستگی افراد به خانواده ها و پدر و مادرشان به دلیل کم بودن توانمندی ها و آسیب پذیر بودن آن ها تا حدودی طبیعی به نظر می رسد، اما در این سن با توجه به این که شما دیگر یک انسان عاقل و بالغ هستید و توانمندی و قدرت دارید، انجام نداده اید، بهتر است در ابتدا موانعی که برای این اقدام وجود داشته اند را شناسایی کنید.
    چرا که هر فردی در تعیین حد و مرزهایش در رابطه و چگونگی پیشبرد نوع رابطه سهم و نقشی دارد که یا خودش در ایجاد آن شرایط خاص نقش مستقیم داشته است و یا به شکل گیری چنین شرایطی اجازه داده است، یک پرسش مهم دیگری که در اینجا مطرح است این است که از خودتان بپرسید سهم و نقش شما در شکل گیری و ادامه یافتن این روند تا به امروز چه بوده است و چطور می توانید آن را تغییر دهید و سهم خودتان را در مسیر دلخواهتان انجام دهید و چه کارهایی در این زمینه تا به امروز سعی کرده اید انجام دهید و اگر انجام داده اید و ناموثر بوده است، چه اقدامات دیگری می توانید در این راستا انجام دهید؟
    اگر تا به حال اصلا حتی مطرح هم نکرده اید و درباره این نارضایتی خودتان هیچ صحبتی به میان نیاورده اید که پس هرگز حتی پیامی هم از سوی شما توسط والدینتان مبنی بر عدم رضایت شما در این مورد ارسال نشده است و مسئول مستقیم چنین اتفاقی فقط خودتان هستید چرا که هر کسی قرار است در مسیر خواسته ها و نیازهای خودش عمل کند، همان طور که آن ها چنین خواسته ای دارند و چنین رفتارهایی را هم کاملا مصرانه و پیگیر انجام می دهند، شما هم اگر خواسته ای جز این دارید باید در برابر این خواسته هایتان خودتان را مسئول بدانید و برای تحقق آن ها فعالانه تلاش کنید و اقدامات لازم را انجام دهید.
    بنابراین اگر تا به حال چنین اقدامی نکرده اید و فقط به صورت منفعل پیروی آن ها بوده اید، حتما نیاز مند انجام بررسی و ارزیابی بیشتری در این زمینه هستید تا بتوانید به خودتان کمک کنید مسئله را از درون خودتان حل کنید چون شما فقط کنترل رفتار خودتان را دارید و هر کسی این گونه است واگر اکنون فکر می کنید کنترل رفتارتان دردستان مادر و پدرتان افتاده است باید بدانید که درواقع خودتان کنترل و این مجوز را رسما دو دستی با احترام تقدیم آن ها کرده اید.
    شاید باید مهارت های جدیدی را در این زمینه بیاموزید مانند چگونگی حل اختلافات، مهارت مذاکره و از همه مهم تر مهارت ابراز جراتمندانه خواسته و نظر خودتان به شیوه موثر.
    هر فردی مسئول است نیازها و خواسته هایش را به شیوه ای پیگیری کند که مانع برآورده شدن نیازهای دیگران نشود ولی در حال حاضر والدین شما ظاهرا این ممانعت را ایجاد کرده و می کنند اما شما هم نه اعتراضی تا به حال داشته اید نه مسیرتان و حدودتان را اعلام کرده اید و آن ها را پیگیری کرده اید و ظاهرا فقط سکوت اختیار کرده اید و آن ها هم پا را قطعا فراتر خواهند گذاشت و این موضوع تمامی نخواهد داشت مگر این که شما خودتان تصمیم به تغییر این رویه ناکارآمد و ناموثرتان بگیرید که ظاهرا تا به امروز هم هزینه ها و آسیب های کمی برایتان به دنبال نداشته است.
    بنابراین با توجه به این موارد به شما توصیه می شود حتما در اولین فرصت به دنبال دریافت جلسات مشاوره فردی باشید و به یک روانشناس یا مشاوره مراجعه کنید تا در این زمینه کمک حرفه ای دریافت کنید و با دریافت راهنمایی های دقیق تر و گام به گام دریابید که برای تحقق نیازهای اساسی و خواسته های معوق ماندهتان چه کارهایی لازم است انجام دهید و در صورت لازم مهارت های جدیدی را بیاموزید و توانمندی های لازم را در این مسیر به دست آورید تا بتوانید در ابتدا با شناخت حقوق و مسئولیت های خودتان و بعد شناسایی و برطرف کردن موانع درونی و بیرونی موجود بر سر راهتان ، اقدامات موثری انجام دهید و گام های لازم را بردارید تا به سمت یک زندگی با کیفیت حرکت کنید که هم فقط با رفتار مسئولانه و تلاش خودتان به دست خواهد آمد.

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک می باشد که شما در شرایط روحی و موقعیت خانوادگی سختی قرار دارید و این شرایط کنترل گری می تواند برای شما با مشکلات زیادی همراه شود .
    دوست عزیز دقت کنید که ویژگی هایی که شما از پدر و مادر و شرایط کنترل آنها بیان کردید نشان از ویژگی والیدن سلطه گر و یا کنترل کننده می باشد که می تواند با آسیب های زیادی برای فرزندان همراه شود والدین کنترل گر از جمله والدینی هستند که تعارض‌ها و چالش‌های زیادی را در مسیر تربیت فرزندان تجربه می‌کنند. این درست است که هر پدر و مادری می‌خواهد مراقب فرزندانش باشد اما گاهی اوقات ممکن است مراقبت بیش از حد ناخواسته به کنترل‌گری بیانجامد.این والدین بیش از حد مراقب و کنترل‌گر هستند و نه تنها از لحاظ روانی به فرزندتان فشار زیادی را تحمیل می‌کنند بلکه خودشان نیز در معرض آسیب‌های مختلفی قرار می‌گیرند و امکان وابستگی و فشارهای روحی زیاد را برای فرزندان به همراه دارند.
    این والدین چک کردن های مداوم دارند ، استقلال فرزندان خود را نمی پذیرند ، وظایفی را به کودکان نمی دهند و همیشه با آنها مانند یک کودک برخورد می کنند و نگرانی های روانی خود را به آنها انتقال می دهند و...
    دقت کنید که تا زمانی که شما نیز به این ویژگی ها و شرایط روحی پدر و مادرتان پاسخ مثبت بدهید انها مسیر خود را ادامه می دهند و این مسیر می تواند سالها بدون در نظر گرفتن شرایط سنی شما و حتی ازدواج کردنتان ادامه یابد همانطور که در این سن برای شما حتی در حیریم های خصوصی چون حمام کردن وجود دارد و یا در دخالت ها آنها در زندگی مشترک خواهرتان نیز مشخص می شود بهتر است قبل از ازدواج در اول سعی کنید که در کنار احترامی که برای والدین خود قائل هستید به استقلال لازم برسید و بعد در مورد ازدواج تصمیم گیری کنید چون در این شرایط با مشکلات زیادی به احتمال زیاد از سمت همسرتان و خانواده روبرو می شوید چون بعد از ازدواج نیاز است که شما استقلال لازم را داشته باشید در کنار اینکه بتوانید زندگی مشترک خود را از زندگی خانوادگی جدا کنید .
    در این مسیر بهتر است در اول به صورت حضوری به روان درمانگر مراجعه داشته باشید چون اگر بخواهید ناگهانی این ارتباط را کاشه بدهید ممکن است با احساساتی چون عذاب وجدان و یا فشار های روحی بیشتر از سمت خانواده مواجهه شوید که نیاز است که بتوانید انها را بشنساید و مدیریت کنید .
    بهتر است سعی کنید زمان مناسبی را انتخاب کنید و پس از انتخاب زمان و مکان مناسب سعی کنید بدون آنکه والدین خود را هدف قرار بدهید و آن‌ها را به خاطر رفتارهایشان سرزنش کنید در مورد احساسات خود صحبت کنید و اینکه این میزان از کنترل کردن برای شما چه احساساتی را به دنبال دارد . برای مثال اگر والدینتان زمانی که بیرون از خانه هستید، بیش از حد شما را چک می‌کنند می‌توانید به آن‌ها بگویید هنگامی که در حمام هستید و یا دارید با گوشی صحبت می کنید و آنها رفتارهای شما را چک می کنند چه احساساتی دارید . این باعث می‌شود که آن‌ها به تأثیر رفتارهایشان بیندیشند و حتی اگر آنها نخواهند رفتار خود را تغییر بدهند شما امادگی برای داشتن استقلال را بیان کرده اید و آنها نیاز است که برای مشکلات و شرایط روحی خودشان از مسیر دیگری اقدام کنند و شما مسئولیتی در قبال آن ندارید . این طرز صحبت کردن تأثیر بیشتری خواهد داشت تا اینکه بخواهید والدین را سرزنش کنید و دائماً از آن‌ها بپرسید چرا این رفتارها را انجام می‌دهند.
    بیان کنید که نگرانی و محبت های آنها را درک می کنید اما می خواهید که آنها به شما به عنوان یک جوان ... ساله در احترام برخورد کنند و اجازه بدهند که شما مسیرتان را خودتان انتخاب کنید حتی اگر با شکست مواجهه شوید چون نمی توان بخاطر ترس از شکست فرزندان را به کنترل کامل در آورد .
    سعی کنید که در مقابل سوال های آنها به صورت کلی توضیح بدهید و در احترام وقتی را برای خودتان قرار بدهید و کارهایی کنید که دوست دارید و همچنین سعی کنید که در احترام به آنها حریم خصوصی خود را افزایش بدهید و دیگر با در باز حمام نکنید و یا در احترام بیان کنید که گوشیتان شخصی می باشد و دوست دارید آنها به این حریم احترام بگذارند و..
    همانطور که بیان کردم این مسیر می تواند برای شما با احساسات ناخوشایندی بخاطر سالها تحت سلطه بودن و وابستگی همراه شود و واگنش های والدین برایتان ناراحت کننده باشد و... به همین دلیل بهتر است دقت کنید که شما فردی جدا از پدر و مادرتان می باشید و هرکدام از شماها می تواند انتخاب های خود را داشته باشد در کنار احترامی که برای دیگر اعضای خانواده قائل می باشد .
     
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354790

    • سلام بر شما گرامی
      بابت وقت و زحمتی که صرف کردید از شما بسیار متشکرم
      درباره راه حلتان باید عرض کنم که من با خانواده ام صحبت کرده ام و احساسم را بیان کرده ام اما آنها می گویند "تو ساده ای و پولی نداری" و بعد با شمردن تمام مشکلات و نقایص و اشتباهاتم نتیجه می گیرند که پس به مراقبت و کنترل نیاز دارم. خانواده ام از کودکی مراقب من بودند و نمی گذاشتند اصلا از کوچه و خانه فراتر بروم، مگر اردوهای یک روزه ی مدارس. اصلا نمی گذاشتند که در کارگاه یا جایی کار کنم و تجربه کسب کنم و فن بیاموزم. از اینرو در روابط اجتماعی هم ضعیف شدم ولی اکنون به خاطر هوش بالایم در حال تکامل هستم و نمی گذارم سرم کلاه برود.
      همین امروز صبح با پدرم به پارک ررفتیم و ورزش کردیم و گذاشتم صحبت کند و بعد از اتمام صحبت هایش، احساسم را گفتم و از کنترل بیش از حد ابراز نارضایتی کردم. اما در نهایت گفت برایت لازم است و تا پیش از ازدواج ادامه خواهد داشت. هرگونه صحبت با خانواده ام باعث افزایش حساسیت آنها می شود، یعنی با خود می گویند مگر چه شده که از ما می خواهد کنترلش نکنیم؟! از اینرو تدابیر امنیتی شدیدتر می شود.
      همین الآن که این متن را برایتان می نویسم اطراف من نشسته اند و در حال چک کردن من هستند، اما خب از راه دور نمی توانند متنی را بخوانند!
      یعنی آرزویم شده به جایی بروم که با من همانند یک آدم عادی و معمولی که هیچ وجه تمایزی با دیگران ندارد رفتار شود. آرزو دارم آدم گمنام و عضوی عادی از جامعه باشم. با این طرز رفتارهای خانواده ام حتی یک دوست صمیمی، یک برادر صمیمی، یک معشوق صمیمی ندارم. تشنه ی محبت و درک هستم اما دریغ.
      چشم با شماره ای که دادید هم تماس خواهم گرفت.

  • سلام مجدد به شما
    همه این مورادی که شما بیان می کنید نشان از مشکلات آنها می باشد و در این مسیر مشا نباید وارد مشکلات آنها شوید به همین دلیل بیان کردم که بهتر است شما یک دوره روان درمانی را تجربه کنید تا بتوانید با شناخت بهتر احساسات و نیازهای خودتان در این مسیر پیش بروید و اینکه انها چگونه برخورد می کنند در احترامی که برای آنها قائل هستید اما به خودشان واگذار کنید .
    والدین شما با گفتن مشکلات و یا معایب شما سعی دارند که به نگرانی های خودشان و این کنترل گری که در این سن دارند پاسخ بدهند و با دادن احساس بی ارزشی به شما هرچند هیچ یک از این موراد هیشار نمی باشد باعث شوند که این مسیر ادامه پیدا کند و شما از تحت سلطه آنها خارج نشوید چون در این صورت آنها نمی دانند با احساسات خود چیکار کنند .
    بهتر است سعی کنید که این مسیر را با صبوری دنبال کنید چون این مسیر همانطور که اشاره کردم در زندگی مشترک نیز برای شما و همسرتان آسیب زا می باشد و اگر شما استقلال لازم را نداشته باشید با فشار روحی زیادی در این مسیر روبرو می شوید .
    باید بتوانید احساسات خود را بیان کنید هرچند که فکر می کنید که آنها ناراحت می شوند و یا با سرزنش آنها مواجهه شوید در این مسیر نیاز است که شما بتوانید احساسات و نیازهای خود را بپذیرید و به فردی جدا از والدین بودن پی ببرید .
    فردی که می تواند احساسات و نیازهای مختلفی داشته باشد که با تمام تفاوت ها نیاز است که به عنوان یک فرد بالغ به آن احترام گذاشته شود دقت کنید که این احترام در اول از سمت خود شما به این احساسات گذاشته می شود تا بعد بتوانید توقع داشته باشید دیگران نیز به آن احترام بگذارند .
    در این مسیر امادگی روانی شما برای خارج شدن از این سبک تربیتی و رسیدن به ساتقلال از اهمیت زیادی برخودار می باشد .

    • درود بر شما
      خیلی خیلی ممنونم
      من احساساتم را با مادر و پدرم بیان کردم. مادرم الان با من قهر کرده و صحبت نمی کند اما پدرم در ظاهر از من حمایت می کند اما همچنان تصمیم دارد به صورت پنهانی تر کنترل کند. قبلا عرض کردم که بیان احساساتم و مقابله ام با آنها باعث تشدید تدابیر امنیتی می شود، که همینطور هم شد!
      اما من سفت و سخت و مودبانه مقابل آنها ایستادم و دیشب هم به مدت چندین ساعت بیرون رفتم و قدم زدم و در پاسخ به اینکه کجا بودم و چه کار کردم با آرامش گفتم که «بیرون بودم و قدم زدم» و توضیح بیشتری ندادم. احساس کردم ناراحت شدند، اما اهمیتی ندادم.
      مادرم گویی حیات خود را در کنترل من می بیند. با اینکه خواهر هفت ساله ی کوچکتری دارم، اما به او اهمیت نمی دهد و با او وقت نمی گذراند. مادرم و مادرش نیز همچنین بودند و گویی از «دختر داشتن» متنفر هستند! حال اگر از پسرشان هم مقابله ای ببینند کلا افسرده می شوند!
      من تلاش می کنم که مستقل شوم و تلاش هایم را برایتان خواهم نوشت.