با عرض سلام و احترام
پسری هستم با۲۶ سال سن،سه ماه پیش با خانمی درفضای مجازی آشناشدم(گروه علمی مجازی) این خانم۲۱ساله هستن، ایشون رو در دنیای واقعی ملاقات کردم و هرچه درباره خودمون گفته بودیم در دنیای واقعی راست بودنش اثبات شد ،دراین مدت با اخلاق،کردارو خانواده همدیگر هم آشنا شدیم و خانواده هارو درجریان گذاشتیم،که خوشبختانه از همه نظر شبیه و جور دراومدیم (فرهنگ،سطح مالی ، روابط خانوادگی)همگی مثل هم بودیم، ارتباطمون هم در این مدت عالی و رویایی پیش رفته و از نظر اخلاق،درک و اعتماد متقابل و محبت زیاد بینمون ،همه چی عالی بوده ، و خانواده ی من هم بعد از دیدن ایشون بشدت به این دختر علاقه مند شدن ،طوریکه میگن فقط ایشون یا هیچکس،و اما مشکل بنده : ایشون درهمون روزهای آشناییمون گفتن بنای رابطه صداقت باید باشه و گفتن در گذشته با مردی دوست بودن و ارتباط جنسی داشتند ولی بکارتشون رو هم حفظ کردند ،من باز هم سوال کردم ،و گفتن چندین بار رابطه مقعدی بوده فقط هم با همین یک نفر بوده و خیلی پشیمون هستن و دیگه هم حاضر به این کار نیستن ، طوریکه الان هم به درخواست من برای ارتباط جنسی(جهت امتحانش) علیرغم اصرار شدید من پاسخ منفی داده و گفته فقط بعد از عروسی ، واز گذشته من پرسیدن من سربسته گفتم داشتم اما توضیح ندادم و ایشونم پیگیر نشدنو منو بخشیدن ، بشما میگم (من در گذشته با یک خانم چندین بار ارتباط جنسی واژینال داشتم و با یک خانم دیگر هم بارها معاشقه داشته ام +یسری گناه دیگه که روم نمیشه اینجام بگم) اما من هم همون قدیم توبه کردم و هرگز به گناهانم برنگشتم تا الان سالهاست که پای توبم استوار موندم، من الان مشکلم این هست که فکرکردن به گذشته ی این خانم اذیتم میکنه،از طرفی نمیتونم باهاشون بهم بزنم ، چون اولا از ته دلم ایشونو دوس دارم و دوم اینکه همه جوره با ایشون جور دراومدیم و تا کنون یک بار هم دعواو اختلاف نداشتیم و خیلی اخلاقشون خوبه و سوم با شرایط مالی من میسازن و بساز هستش ،چهارم من گذشته خودم هم تیره و تاره ، و فکر که میکنم میبینم گذشتم از اون سیاه تره و اون منو بخشیده و گذشت کرده ازم،حالا من چطور نبخشمو دلشو بشکنم، پنجم جواب خانوادمو چی بدم ، ولی فکر به جزئیات ارتباط جنسیش با یکمرد دیگه مثل خوره میمونه و اعصابمو بهم ریخته،تورو خدا بهم بگید الان چکار کنم، باهاش رابطمو تموم کنم؟؟یا اگه باهاش موندم این فکرارو چکارشون کنم؟؟نظر شخصی شما درباره این ازدواج چیست؟بنظرتون ریشه این افکار از کجاست و چطور میتونم از ورود این افکار ناراحت کننده جلوگیری کنم؟؟آیا من مشکل روانی و خودآزاری دارم؟شرمنده طولانی شد ،اطلاعات کافیو دادم تا جواب کامل بگیرم ،یک دنیا ممنونم ،منتظر جواب هستم ،یا علی ❤
نمایش نظرها (8)
خیلی واضح و روشنه که ایشون با صداقتش زندگی رو مسموم کرده .... در این مورد نباید صحبتی میشد و به همین خاطر تردید و شک زندگی شمارو فرا گرفته ... این زندگی با این موضع به نتیجه ای نمیرسه و اگر هم ازدواجی سر بگیره روزی به خاطر همین بی اعتمادی که وجود داره با شکست مواجع خواهد شد
سلام مجدد ، من کامنت گذاشتم پاک شد، من مشکل اعتماد ندارم ? و به ایشون اعتماد کامل دارم ،تاذحدی اعتماد دارم که تو محل کارشون همه مرد هستن و من نه فکر بدی میکنم و یک سرسوزنم نگران نیستم ،مشکل من فکر کردن به گذشته ایشونه و بس، و اینم از وقتی شروع شد که علاقم بش بیشتر شدش،الان مشکل فقط فکرای بیخوده.
سلام. اگه شما درگذشته زنا کرده اید نباید انتظار داشته باشید که همسرآینده تون پاک باشه چون تو این دنیا هردستی بدی پس میگیری .بنظر من این خانم کیس مناسبی برای شما هستند چون مهمترین چیز تو زندگی صداقت وایشون هم صادق هستند.البته اگه ایشون درمورد گذشتشون بشما چیزی نمیگفتند و بعد از عروسی میفهمیدید خیلی وضع بدتر میشد. شما هرگز با هیچکس درمورد گذشتهی ایشون مشورت نکنید هردو توبه کنید ازدواج کنید و حتما اعتقادات مذهبی تون رو محکم تر کنید انشاالله زندگی خوبی خواهید داشت
ممنون دوست عزیز ، خیلی فکر کردمو آخر به یسری نتایج رسیدم، قبول دارم حرفت رو که اگه نمیگفت و خودم میفهمیدم بدتر میشد،اما الان نصف بیشتر خانما قبل ازدواج تجربه داشتن و دم نمیزنن و حتی راحت دروغ میگن،بهرحال حقیقت تلخ بهتره تا دروغ شیرین، من به این نتیجه رسیدم که خداوند توبه اونو منو با اونهمه بزرگیش بخشید و بخاطر گناهانش اونو اذیت نمیکنه، من که خودم گناهکارترو رو سیاترم کی باشم که با اذیت کردنش یا تنها گذاشتنش بخوام تنبیهش کنم، اونکه بایست میبخشیده بخشیده ، منم میبخشم به امید که خدا به سبب گذشتم منم ببخشه ، درنهایت کسی که توبه میکند مانند کسی هست که اصلا گناه نکرده(توبه واقعی)،کسی هم که در نهایت صداقت پشیمونیشو ابراز میکنه وبا رفتارش اعتمادتو جلب میکنه توبش درسته بنظرم، برای فکرو خیالم نسبتا مشکل حل شده، چون به ذهنم اجازه نمیدن فکر صدمن یغازه الکی کنه . ??
سلام آیا لازمه رابطه جنسیه گذشتمو ب خاستگارم بگم عایا با پنهان کردنش مشکلی ب وجود میاد
خب یه لحظه فکر کنید گذشته خودتون رو برای ایشون گفتید چه اتفاقی میفته ؟
ایشون برای همیشه اعتمادش به شما از بین میره ...پس میبنید این صداقت نیست بلکه مسموم کردن یک زندگیه
ایا کسی که قبل از ازدواج بکارتشو از دست داده نیازی هست به همسرش بگه
ایا کسی که قبل از ازدواج بکارتش رو از دست داده و توبه کرده نیازی هست که به همسرش بگه و در این صورت هم گذشته رو از دست میده و هم آینده رو ، و معمولا کمتر کسی پیدا میشه که همچین موضوعی رو قبول کنه و بعد از گذشت چند سال بی اعتماد نشه