خانوادگی
محل کار همسرم شهرستان کوچکی اطراف شهرمان هست وخودش تنها آنجا ساکن بود و خانواده هر دوی ما در شهر بودندقبل از ازدواج شوهرم به من گفت که من هر هفته باید به شهرمان برود من هم قبول کردم که مسافت دو محل حدود دوساعت است،ما اوایل بعد از ازدواج هر هفته می آمدیم اما به مرور هم من خسته شدم و هم حرفها زیاد شد و من واقعا خجالت میکشیدم که به خانه پدرشوهر و یا حتی پدر خودم بروم و دو سه روز آنجا بمانم و همین گاهی باعث بحث و اختلافات می شود اون منو تو خونه میگذاره و خودش با دوستاش میره چایخونه و تابهاشو میخوره و موقع شام میاد وهمیشه این حرف هست که شوهرت کجاست بازم با دوستاشه!!؟؟اینحرفها منو اذیت میکنه خجالت میکشم هرچی هم بهش میگم اصلا براش مهم نیست بخدا نمیدونم چیکار کنم راهنماییم کنید مخالفتم با رفت وآمدش درسته یا باید همراهیش کنم باوجود همه چیز!!؟؟؟














سلام به شما دوست عزیز
ببینید میزان ارتباط با دوستان و با خانواده باید به اندازه ای باشد که بر شرایط زندگی مشترکتان آسیبی وارد نکند و شماها بتوانید برای بودن باهم و پاسخ به نیازهای یکدیگر زمان بگذارید. در این مسیر نیاز است که با هردوی شما صبت شد تا بتوانیم با بررسی بعد شخصیتی و رفتاری و ح مسیرهای ارتباطی کمک کنیم در کنار رسیدن به یک تعادل بتوانید همراهی بیشتری باهم داشته باشید.
در هرصورت این بحث های مکررهم شرایط روحی هردویتان و هم شرایط زندگی مشترکتان را در معرض آسیب قرار میدهد پس بهتر است باهم به زوج درمانگر مراجعه کنید.