سلام من ۲۳ سالم هست.پدرم درگیر مشکلات کاریش هست همیشه.از پدر و مادرم همیشه ميترسم.هیچوقت با پدرم بیشتر از ۵ دقیقه صحبت نکردم و همیشه حرف ،حرف اوناست .۳تا خواهر دارم.من آخرین بچه هستم.وقتی ۱۶ ساله بودم با یه پسر دوست شدم و ۴ سال با هم بودیم.پدرم فهمید و از هم جدا شدیم.از اون موقع دارم تاوان میدم.پدر و مادرم بین منو خواهرام فرق ميذارن.اجازه ندارم تنها حتی خونه داييم برم.ولی خواهرام هر وقت دلشون بخواد مسافرت ميرن ولی من هنوزم اجازه از شهر خارج شدن ندارم…دلم میخواد بمیرم ولی تنها چیزی که نميذاره خودمو بکشم آبروی پدرم و دل مادرم هست نمیدونم چیکار کنم.امید ندارم.من اصلا زندگی نمیکنم.