رفتار بد عروس خانواده
سلام من مریم هستم برادرم سعید ۵سال پیش با دختری از اقوام ازدواج کرد همه چیز خوب بود ما صادقانه از همه ی چیز با ایشون صحبت کردیم وایشون با علم به اینکه قرار است در شهری دیگر و بدور از خانواده اش زندگی کند پذیرفت اما چند ماه بعد از ازوداج شروع کرد به ناسازگاری ولجبازی با برادرم وما به همه مون بی احترامی می کرد به شدت عصبی بود اما به لطف صبر وتجمل مادرم وقاطیتی که برادرم نشان داد دست از لجبازی برداشت وحتی اغرار کرد که اشتباه کرده وماهم با امید بهتر شدن زندگی برادرم ایشون را باوجود تمام بی حرمتیاش بخشیدیم الان از اون موقع ۳یا ۴ سال می گذره همه چیه زندگیشون خوبه بچه دارشدن حتی به ظاهر رابطه اش با ما خیلی خوب شده اما چیزی که ما را نگران کرده این است که با ازدواج برادر دومم حمید شروع کرده به تماس با عروس تازه از ما بد می گوید اظهار می کنه که همه ی تلاشش را می کنه کع شراکت دو برادرم را بهم بزنه مرتب بدگویی می کنه وهمه ی اسرار زندگی ما را به او گزارش داده درحالی که در روبرو سعی می کند با مظلوم نمایی عروس دوم رو هم خراب کند به نظرتون من وخانوادم باید با او چطور رفتار کنیم بازم سکوت کنیم واورا با وجدانش تنها بذاریم مثل کار همیشگیمون از راه گذشت وارد شویم یا جلوش بایستیم ونذاریم بیش از این باعث فتنه وکدورت بشود ممنون میشم راهنماییم کنید














عزیزم در این موارد اگر ازدواج پسر دوم قطعیه باید با عروس دوم صحبت کنید البته از طریق شوهرش که میشه برادر دوم شما تا بدونه نباید به صحبت های دیگران گوش بده
باید بدونه هر جایی که حرف دیگران رو میشنوه همونجا هم حرف خودش رو میزنن
نمیدونم این زنا چه ژن مردم آزاری دارن که نمیتونن ارامش داشته باشن … بعد که کار خراب شد با گریه و زاری خودشون رو چنان مظلوم میکنن که دل ادم کباب میشه …

دوست عزیز همونطور که میدونید با برادر شما در مورد روابط و شراکتش مثل برادر اولیتون قاطع و محکم باشه تا ایشون هم تکلیفش رو در زندگی بدونه …
شما هر کاری کنید عروس اول کار خودش رو میکنه پس باید برادر شما بتونه این صحبت هارو خنثی کنه وگرنه خانم ها خیلی زود تحت تاثیر قرار میگیرن