fafa
مشاوره خانوادگي – fafa
ارسالی توسط fafa در دسته بندی مشاوره خانواده | بدون پاسخ
با سلام
من ٥ سال پيش با پسر خانواده اي ميشناختيمشون ازدواج كردم كه نسبت به ما خيلي مذهبي بودن، اما بسر خودش آدم خيلي مذهبي نميخواست، خلاصه بعد عقد ما خانواده شوهرم شروع كردن ايراد گرفتن از پوشش و ،،، با اينكه من رو از قبل ديده بودن و ميشناختن هم وضعيت مذهبي و هم وضعيت خانوادگيم رو و خواستگار بودن، ازدواجم به شكل سنتي بود، از طرفي يكي از شرطهاي ازدواج من ادامه تحصيلم بود فوق ليسانس داشتم و ميخواستم براي دكترا ادامه بدم،با اينكه از بهترين دانشگاه تركيه پذيرش گرفته بودم و كل خانواده شوهري و همسرم قبل نامزديم با اين شرط موافقت كرده بودن كه براي ادامه تحصيل هردومون بريم، بعد نامزدي زدن زيرش
من تا ١ سال به حالت نيمه افسرده بودم چون خيلي روي اين درسم حساس بودم و برنامه ريخته بودم، جداي از توهين هاي خانواده همسرم بنابرپوششم اين يكي هم روش اضافه شد
بعد ١.٥ سال تصميم به شركت در آزمون دكتري داخل كشوري كردم كه تعداد پذيرشش ١٠ نفر هست، من با اينكه ٢ سال هست رو اين تلاش ميكنم هنوز نتونستم قبول شم
رشتم تغذيه هست و خيلي سخت
الان شوهرم شروع كرده به تخريب شخصيت من كه عرضه نداري و …. با اينكه فقط به من اصرار داره بخون بخون، و اين كار رو الان كه ٢٠ روز مونده به كنكور شروع كرده
هي من رو تهديد ميكنه كه به همه ميگم آبروت بره كه عرضه قبولي نداري
توروخدا كمكم كنين من موندم، وضعيت روحيم اصلا خوب نيست
خيلي رو سرم منت و فشار از طرف شوهرم هست
تا اون حده كه ديگه فكر جدايي به سرم زده














با سلام خدمت شما
آنچه از نوشته هایتان مشخص است این است که خانواده همسرتان به قولشان عمل نکرده اند و اما اینکه آیا واقعا قصد تحقیر شما را دارند و مدام همسرتان می گوید که به بقیه می گوییم . این جای بررسی دارد . آیا واقعا به این شکل است یا به دلیل شرایط و فشار روانی دچار سوء تفاهم شده اید. به شما پیشنهاد می کنم نزد مشاور رفته مشکلاتتان را مطرح کنید و کمک بگیرید تا بتوانید بهتر از قبل با شرایط کنار بیایید و اگر قصد جدایی دارید شرایط را با دقت بیشتری بررسی کنید که اگر ادامه این زندگی به صلاح نباشد زود تر اقدام کنید. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵
خيلي ممنون از پاسخگوييتون، بنظرتون من با مشكل مذهبي چجوري كنار بيام؟ خب من هم براي خودم اعتقاداتي دارم، البته بگم من نماز و قرآنمو ميخونم اما حجاب و پوششم معموليه، كاملا محجبه يا كاملا آزاد نيستم، در حد تعادلم، اما تا حديه وقتي ميرم خونه مادرشوهرم دستامو قايم ميكنم نبينن لاك دارم، يا دو تا جوراب ميپوشم لاك ناخن پامو نبينن، در حاليكه دختر خودشون هركاري ميكنه و كسي باهاش كاري نداره
تا اون حد شده الان فاميل ها هم درمورد لباس و حجاب من نظر ميدن